زخمی در خاطره ایران!

سیمون تیسدیل


سیمون تیسدیلبعدی- سیمون تیسدیل، تحلیلگر ارشد روابط بین الملل و ستون نویس گاردین

به نوشته روزنامه گاردین، با رها شدن هر بمب، توقیف هر کشتی و هر تهدید وحشتناک نابودی، دونالد ترامپ انگیزه خود را برای رد “معامله بزرگ” پیشنهادی ایران در عمل افزایش می دهد. همچنین کشور را به سمت مسیری سوق می دهد که در آن سلاح های هسته ای به عنوان ابزاری برای بازدارندگی در آینده دیده می شود.

ترامپ در توجیه اعلان جنگ خود در 28 فوریه مدعی شد که ایران و به‌ویژه برنامه هسته‌ای آن یک «تهدید فوری» است. اما حقیقت این است که ایران سلاح هسته ای ندارد. کسانی که چنین زرادخانه ای دارند آمریکا و اسرائیل هستند. از سوی دیگر، روسای سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و بازرسان سازمان ملل نیز در یک نکته اتفاق نظر دارند: هیچ مدرک قاطعی مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی واقعاً سلاح هسته‌ای تولید کرده یا حتی تلاش جدی برای این کار انجام داده است، وجود ندارد. اما در پی دومین حمله غیرقانونی ترامپ در یک سال گذشته و در سایه تهدید او به بمباران ایران به «عصر حجر»، این وضعیت اکنون بیش از هر زمان دیگری تغییر می کند.

بازدارندگی هسته ای و محاسبات جدید ایران پس از حملات آمریکا و اسرائیل

این ادعا که اغلب به ژنرال‌های سپاه نسبت داده می‌شود، مبنی بر اینکه سلاح‌های هسته‌ای تنها بازدارنده مطمئن در برابر حملات آینده هستند، اکنون رد کردن آن دشوارتر از همیشه است. آمریکا و اسراییل در میانه فرآیندهای دیپلماتیک دو بار بدون هشدار حمله کردند. حتی اگر در نهایت توافق صلح حاصل شود، ایرانی ها به خوبی می دانند که دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو شرکای قابل اعتمادی نیستند و محور آمریکا-اسرائیل می تواند سال ها به این فشار ادامه دهد.

به نظر می‌رسد تمرکز ترامپ بر «نابودی» برنامه هسته‌ای ایران به اندازه خروج موشک کروز تاماهاوک با هدف واقعی فاصله دارد. مهم نیست که اسرائیل چند دانشمند را هدف قرار می دهد، دانش بومی هسته ای را نمی توان به سادگی با بمباران نابود کرد. علاوه بر این، تهران نیازی به بازسازی تمام ظرفیت ها و قابلیت های لازم برای ساخت سلاح های هسته ای در داخل ندارد. حداقل در تئوری می توان بخشی از این قدرت را برون سپاری کرد.

در همین حال، کره شمالی، متحد سابق، محتمل ترین منبع چنین کمکی به نظر می رسد. و حتی کمک روسیه را نیز نمی توان به طور کامل رد کرد. رهبر پیونگ یانگ، کیم جونگ اون، تاکنون از شرکت مستقیم در این جنگ خودداری کرده است. با این حال، همانطور که او قبلاً به طور مخفیانه نیروهایی را برای کمک به پوتین در اوکراین فرستاده بود، این احتمال وجود دارد که در آینده به طور مخفیانه تهران را مسلح کند. سابقه این نوع رفتار به ویژه در مورد گسترش سلاح های هسته ای در حرفه وی وجود دارد.

ایران اکنون به فهرست رو به رشد کشورهایی می‌پیوندد که سلاح‌های هسته‌ای ندارند اما از ابرقدرت‌های هسته‌ای آسیب جدی دیده‌اند. اوکراین در سال 1994 از زرادخانه هسته ای خود دست کشید. ضمانت‌های امنیتی غرب بعداً با اولین حمله روسیه در سال 2014 باطل شد. رژیم عراق که نمی‌توانست از بازدارندگی هسته‌ای سود ببرد، در سال 2003 تحت اشغال آمریکا فروپاشید. سؤال طعنه‌آمیز اما مهم اینجاست: اگر ونزوئلا سلاح هسته‌ای داشت، آیا ترامپ در ژانویه به ونزوئلا حمله می‌کرد؟

نیروهای هسته ای و فرسایش معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای

اگر کشورهای دارای تسلیحات هسته ای به تعهدات خود بر اساس معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای که آنها را موظف به کاهش و در نهایت حذف زرادخانه های هسته ای خود می کند، پایبند بودند، شاید دیگر کشورها چنین نیازی را برای پناه گرفتن زیر «چتر هسته ای» احساس نمی کردند. اما حقیقت این است که این قدرت ها بارها و بارها از وعده های خود عقب نشینی کرده اند. ایالات متحده و روسیه به طور فزاینده ای از برتری هسته ای خود استفاده می کنند. رفتاری کاملاً مغایر با روح توافق نامه که در اصل برای جلوگیری از چنین سوء استفاده هایی طراحی شده بود.

ضمناً اسرائیل برخلاف ایران هرگز این قرارداد را امضا نکرده است و بنابراین تحت همان مکانیسم نظارتی بین المللی قرار ندارد. رفتار ترامپ که به‌طور نگران‌کننده‌ای غیرمنطقی، تکانشی و تهدیدآمیز توصیف می‌شود، به تنهایی برای ایجاد عدم اطمینان و بی‌اعتمادی کافی است. اما مشکل به همین جا ختم نمی شود. نظامی گری آن همچنین به گسترش جهانی سلاح های هسته ای دامن می زند. ایالات متحده میلیاردها دلار برای مدرن کردن زرادخانه خود هزینه می کند. روسیه، کره شمالی، فرانسه و بریتانیا نیز در همین مسیر حرکت می کنند و چین نیز به سرعت و در مقیاس وسیع در حال توسعه قدرت هسته ای خود است. اما ترامپ از تمدید یک سری توافقنامه های کنترل تسلیحات دوران جنگ سرد خودداری کرده است.

همچنین توافق هسته ای 2015 را که با حمایت اروپا و در زمان باراک اوباما به دست آمده بود، رها کرد. انتخابی که مستقیماً به تقابل امروز منجر شد. در روز اول جنگ، آیت الله علی خامنه ای مورد هدف قرار گرفت و به شهادت رسید. با مرگ او، فتوای منع ساخت سلاح هسته‌ای که سال‌ها یکی از موانع سیاسی و مذهبی برای حرکت رسمی ایران به سمت بمب به شمار می‌رفت، احتمالاً از بین رفته است.

از میناب تا ممنوعیت انتشار؛ زخمی که در یاد ایران مانده است

در مورد ایران، دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو زیر بار دو تصور غلط اساسی عمل می کنند. حتی اگر سرانجام نوعی صلح سرد حاصل شود، ایرانیان تراژدی هایی مانند قتل عام مدرسه میناب را نه می بخشند و نه فراموش می کنند. نه ویرانی عظیمی که بر کشورشان تحمیل شده است و نه آنچه که آنها خیانت دیپلماتیک واشنگتن می دانند. خواه نظام فعلی در قدرت بماند یا نه. واضح تر، «تهدید ایران» با پایان جنگ یا حتی با آتش بس دائمی از بین نخواهد رفت. دومین تصور غلط این است که تهران همچنان دارای نفوذ و گزینه هایی است که آمریکا و اسرائیل علیرغم برتری نظامی شان، کنترل چندانی بر آنها ندارند.

واقعیت ها نشان می دهد که چگونه رفتار جنگ طلبانه ترامپ به ادعای حامیانش برای دستیابی به سلاح هسته ای مشروعیت می بخشد. از منظر آینده تلاش‌های جهانی منع اشاعه، این روند می‌تواند فاجعه‌بار باشد. اگر ایران به این نتیجه برسد که برای دفاع از خود باید به سلاح هسته‌ای روی آورد، آیا عربستان سعودی، مصر و ترکیه از آن پیروی نمی‌کنند؟ مشکل به خاورمیانه محدود نمی شود. جنگ ایران، مانند جنگ اوکراین، این سابقه را ایجاد می‌کند و پوششی برای سایر قدرت‌های هسته‌ای فراهم می‌کند تا در صورت تمایل، به کشورهای فاقد سلاح هسته‌ای حمله کنند. در این صورت آیا چین می تواند همین منطق را در مورد تایوان نیز اعمال کند؟ با توجه به سرنوشت ایران، آیا تایپه نباید سریعتر به گزینه هسته ای فکر کند؟ ژاپن و کره جنوبی چطور؟

تصادفی نیست که فضای بدبینانه بر کنفرانس پنج ساله بررسی معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای که روز دوشنبه در نیویورک آغاز می شود، سایه افکنده است. این کنفرانس با یک سری بحران‌های انباشته مواجه است: از برنامه‌های عظیم برای مدرن‌سازی و توسعه زرادخانه‌های هسته‌ای در سراسر جهان، تا فروپاشی تدریجی دیپلماسی کنترل تسلیحات، امکان از سرگیری آزمایش‌های هسته‌ای، و آنچه انجمن کنترل تسلیحات «تهدیدات هسته‌ای نوظهور» و افزایش خطرات گسترش سلاح‌های هسته‌ای می‌نامد. یک گزارش تحقیقی توسط کتابخانه مجلس عوام در این ماه هشدار داد که ایده “جهان صفر” یا جهانی عاری از سلاح های هسته ای به تدریج در حال فرسایش و از دست دادن اعتبار است.

این دیگر یک داستان فانتزی طراحی شده برای ترساندن کودکان نیست. این واقعیتی است که جهان اکنون با آن مواجه است. از زمان حمله به اوکراین، روسیه بارها تهدید به استفاده از سلاح های هسته ای کرده است. خوشبختانه او هنوز این کار را نکرده است. در هفته‌های اخیر و همزمان با سردرگمی ترامپ درباره ایران، اخبار متعددی منتشر شده است که نشان می‌دهد آمریکا نیز ممکن است به گزینه هسته‌ای متوسل شود. خواه این تهدیدها صرفاً نمایش قدرت باشد یا نه، ماهیت طراحی آنها نشان می دهد که چنین لفاظی فراتر از حد معمول است. و این عادی سازی خود بخشی از بحران است.

اگر هنوز بتوان راهی عادلانه، معقول و مذاکره شده برای خروج از این باتلاق یافت، شاید ایران و سایر کشورهای میانی و آسیب پذیر همچنان متقاعد شوند که دست از دستیابی به سلاح هسته ای بردارند. با این حال، اگر حملات بی‌قانونی قدرت‌های هسته‌ای مسلط بر اساس منطق «شاید حق است» بی‌وقفه ادامه پیدا کند، کابوس نابودی مطمئن دوجانبه جنگ سرد قدیمی دیگر یک یادگار تاریخی نخواهد بود، بلکه به واقعیت بیداری و روزمره دنیای امروز تبدیل خواهد شد.