اما چیزی که این استخر را از فیلم قبلی صحت متمایز می کند این است که از نظر سطح کمیک، طرح، داستان، بازی و حتی درام تاثیرگذار، هرگز با “صبحانه…” یکی نیست. اگر صبحانه از نظر استخراج دادهها و پیامها و مهمتر از همه ایدههای فلسفی در سطح «کتابباز» بود، «پول» در تلاش برای بیان گزارههایی مبتنی بر اصل سودمندی، تلاش ساختاری و تلاش رسمی برای درک بهتر زندگی در سطح استوریهای اینستاگرام بود.
اثر تازه منتشر شده سروش صحت مانند دیگر آثارش تاکید دارد که زندگی از همان لحظه، در قاب های متراکم، گذر از اندیشه های نوافلاطونی و نزدیک به رباعیات خیام زاده می شود تا این اهمیت را به وضوح برای مخاطب توضیح دهد، غافل از اینکه چنین ایده هایی در قالب داستانی خسته کننده و موزون در فیلم مذکور ارائه می شود.
«استخر» تلاشی بیهوده برای بیان تزکیه های بصری فلسفه زندگی، جدایی عاطفی و بازی آمیخته با مرگ، در قالب مضمونی تکراری از دریچه ای دیگر. پنجره ای که سطحی بدون ضربه و منظره ای در سطح و افق چشمگیر «صبحانه…» را به تصویر می کشد. جاده دیگر نه جاده پر حرف «صبحانه…» است، نه گاو او، گاو تاچ، و نه میمون زرافه مانند «صبحانه با زرافه ها».
بالاخره «استخر» سروش صحت با همه نماهای زیبایش چشممان را به خود جلب می کند. چه در موقعیتهای خندهدار باشد، چه قصد سوء، گسترش داستان، یا ابداع مفاهیم هیاممانند برای درک بهتر لحظات، سطحیتر از آن چیزی است که میخواهد و فراتر از آنچه بابا بهار میگوید «سرد است».
5959
گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین






ارسال پاسخ