به گزارش خبرگزاری انتخابتو، مهر نوشت: سینمای مستند ورزشی فراتر از رکوردشکنی یا نشان دادن قهرمانی به ویژه در شاخه هایی مانند کوهنوردی، سنگنوردی فنی و ورزش های استقامتی، عرصه ای است که انسان در آن با نهایت قدرت جسمی و روحی مواجه می شود. این مستندها اغلب در نقطه ای بین بدن ورزشکار، طبیعت غیرقابل کنترل او و فشار تصمیمات اخلاقی و وجودی رخ می دهند. جایی که پیروزی، شکست، ترس، دوستی و حتی مرگ همزمان در چارچوب است. به همین دلیل، روایت در این آثار اغلب از دل تجربیات زیسته بیرون میآید و بیننده را نه به هیجانات سطحی، بلکه به تفکر در مورد معنا، بقا و مسئولیت فردی میکشاند.
نکات برجسته شامل مستند “Touching the Void” است که روایت واقعی بقا در کوههای آند را بازسازی میکند و نشان میدهد که چگونه صعود میتواند به تجربهای در مرز بین زندگی و مرگ تبدیل شود. تجربه ای که حافظه و اخلاق را برای همیشه تغییر می دهد. در “مرو” تمرکز بر دوستی و رقابت بین کوهنوردان است و فتح یک دیوار ناشناخته بیش از مهارت فنی نیاز به اعتماد به نفس و همدلی دارد. مستند «انفرادی آزاد» ظهور بیپیوندی الکس هانولد را دنبال میکند و پرسشهایی جدی درباره محدودیتهای شجاعت و وسواس و هزینههای روانی انتخابهای افراطی ایجاد میکند. سوالاتی که فراتر از کوه نوردی است با سبک زندگی مردم معاصر مرتبط است. علاوه بر این، «دیوار سپیدهدم» داستان سالها تلاش، ناکامی و بازگشت برای صعود به یکی از سختترین مسیرهای صخرهنوردی جهان است که نشان میدهد قهرمانی در این سبک اغلب نتیجه صبر طولانی و شکستهای پی در پی است.
مستندهای ورزشی، به ویژه آنهایی که با مضامین و موضوعات مرتبط با کوهنوردی ساخته می شوند، اغلب بر اساس واقعیت برهنه و خطرناک این رشته ساخته می شوند و بدن ورزشکار را به ابزاری روایی برای بازخوانی مفاهیمی مانند اراده، ترس، مسئولیت، رابطه انسان و طبیعت تبدیل می کنند. این آثار نه اسطوره می آفرینند و نه قهرمان را کامل نشان می دهند. برعکس، به واقعیت وفادار می مانند و تصویر یک ورزشکار انسانی و چندلایه را ارائه می دهند که فراز و نشیب هایی را تجربه کرده و ماندگاری او را تضمین می کنند.
مستند ورزشی سام کلانتری «هیچ کس نمی خوابد» که در حال پخش آنلاین از پلتفرم هاشور است، درباره نگار سماق نژاد، اولین زن ایرانی است که به طور مستمر از چهار جبهه به قله دماوند صعود کرده است. این فیلم درست مانند موضوع خود، زن جوانی به نام نگار، مسیری ممتد و پر چالش را برای صعود به قله دماوند از جهات مختلف انتخاب می کند، این فیلم نیز از چند جهت به شخصیت اصلی خود نزدیک می شود. نگار دونده و مربی حرفه ای دوومیدانی تصمیم گرفت از چهار جبهه مختلف به قله دماوند صعود کند. در این برنامه گروهی از کوهنوردان و فیلمبرداران حرفه ای او را همراهی می کنند و بیشتر وقت فیلم به نمایش خلاصه ای از صعود و صعود و فرود چهل ساعته نگر و دوستانش از یک جبهه به قله و از قله به سمت دیگر می گذرد. در این میان کلانتری با نمایش برشی از زندگی روزمره نگار و گفت و گو با بهترین دوست و مادرش سعی دارد به شخصیت نگار و انگیزه های او برای ساخت این نمایش دشوار از جبهه های مختلف نزدیک شود. استراتژی که تا حدی در فیلم اجرا شده است.
فیلم شروع خوبی دارد و مقدمه ای جالب برای داستان اصلی و اولین مقدمه برای طرح داستانی با سکانسی انیمیشنی و صداپیشگی در مورد شخصیت او ارائه می دهد. اما در این میان، روایت فیلم به مستندی تخیلی تبدیل میشود که بخشهای مختلفی از برنامه معراج را در پسزمینه گفتوگو با نگر و در حاشیه برنامههای روزانه و معراج او به نمایش میگذارد.
با این حال، فیلم آنطور که باید به شخصیت نزدیک نمی شود. حتی وقتی پزشک معتمد نگار از خطری که پای و آینده ورزشکار را تهدید می کند صحبت می کند، مخاطب انتظار دارد ادامه داستان و احتمالاً دعوای مربوط به این سکانس را در داستان سنگنوردی ببیند و از دید نگار به این موضوع نگاه کند. هر چه هست، یک پدیده طبیعی است که با صعود به قله های مرتفع همراه است. جدای از این، شاید به دلیل ارزیابی های مختلف یا عدم انتخاب تهیه کننده، تنها به مواردی اشاره شد که می توانست به عنوان یک مستند قوی و چندلایه، سنگ تمام بگذارد. موضوع زنان مصمم و قوی که می توانند جایگاهی برابر با مردان در جامعه به دست آورند و اراده و اراده خود را نشان دهند، در گفتگوهای پراکنده زیادی مطرح می شود. در این صورت شاید فیلم حتی پس از صعود موفقیت آمیز نگار به دماوند باید با چالش بزرگ تری مواجه می شد تا مخاطب بهتر بتواند ارزش و اعتبار تصمیم نگار را برای این کار بسنجد.
«هیچ کس نمی خوابد» از نظر فنی اثری حرفه ای و جذاب است، به خصوص از نظر تصویر و صدا، کارگردانی و تدوین آن هم خوب است، اما از نظر ساختار روایی و رویکرد به موضوع می توانست اثر پخته تری باشد. اگرچه کلانتری سعی می کند با کمک دوست صمیمی نگار به تنهایی و عواطف نگار در دوران جوانی نزدیک شود، اما به نظر می رسد بین رابطه مستقیم کارگردان و سوژه اصلی سدی وجود دارد و هنوز شخصیت درونگرای نگار به طور کامل به مخاطب معرفی نشده است. بنابراین، با وجود تمام تلاش های تهیه کننده، هنوز در هاله ای از ابهام باقی مانده است که چه چیزی نگار را تبدیل به زنی کرده است که از ساعت چهار صبح بیدار و فعال است و می دود. صحنه های مهمی مانند تدریس نگار در دانشگاه و همراهی نگار در امور مختلف زندگی اش که به عقیده او هر سه ماه یک بار باعث می شود به دیدار مادرش برود، بی توضیح مانده است. «هیچ کس نمی خوابد» اثری اصیل و خوش ساخت است که شاید برای ورزشکاران حرفه ای جذابیت دو چندانی به خصوص برای دویدن و کوهنوردی داشته باشد.
59243
گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین





ارسال پاسخ