عبرت عیسی کلانتری از آخرین سیل و خشکسالی

عبرت عیسی کلانتری از آخرین سیل و خشکسالی

ایران در ماه های اخیر چهره دوگانه و متضاد آب و هوای خود را با شدتی بی سابقه به نمایش گذاشته است. از یک سو خشکسالی طولانی مدت و کاهش بی سابقه نزولات جوی که بسیاری از استان ها را در آستانه کم آبی قرار داد و آب را به صفر روز رساند و از سوی دیگر بارش شدید باران و سیلاب های ناگهانی که مناطق وسیعی از کشور را در 15 روز پایانی آذرماه تحت تاثیر قرار داد.

به گزارش اقتصاد نیوز، این دوگانگی به ظاهر متضاد در واقع چهره یک بحران است; نشانه عدم تطابق ساختاری و مزمن در مدیریت آب ایران است. کشوری که هم از کم آبی رنج می برد و هم نمی تواند سیلاب ها را مدیریت کند کشوری است که سیستم مدیریت منابع آن از اصول علمی دور بوده و سال هاست که از ظرفیت واقعی طبیعت فراتر رفته است.

در همین زمینه دیدار با عیسی کلانتری یکی از وزرای سابق کشاورزی و رئیس سابق سازمان محیط زیست تصویر نگران کننده ای از عمق بحران را برملا می کند. کلانتری به صراحت می گوید ایران بیش از دو دهه است که 100 درصد آب تجدیدپذیر خود را مصرف کرده است، یعنی 60 درصد بیش از حد هشدار جهانی مصرف کرده است.

وی معتقد است آنچه امروز در قالب خشکسالی، فرونشست زمین، تخریب تالاب ها، سیلاب های ویرانگر و کاهش تاب آوری منطقه مشاهده می شود، نتیجه مستقیم دهه ها سیاست های نادرست، گسترش خودکفایی کشاورزی، برداشت بی حد و حصر از منابع آب زیرزمینی و بی توجهی به اصول اساسی توسعه پایدار است. ایران در حال حاضر با بیش از 200 میلیارد متر مکعب بدهی آب مواجه است.

این رقمی است که کل ساختار مدیریت آب کشور را با چالش وجودی روبرو می کند. کلانتری تأکید می کند که ادامه این مسیر کشور را به «نقطه بی بازگشت» می رساند و تنها راه صرفه جویی در هزینه ها اجرای فوری اصلاح سیاست، کاهش مصرف در بخش کشاورزی، بازنگری در سیاست خارجی و تولید ثروت و تضمین امنیت غذایی پایدار است.

شرح گفتگو را بخوانید؛

ایران امسال در بسیاری از استان ها همزمان با دو پدیده متضاد اما ماندگار مواجه شد. این کشور در 15 روز پایانی آذرماه خشکسالی بسیار شدید و بی سابقه ای را تجربه کرد و یکی از بهترین باران های پاییزی تاریخ خود را شاهد بود و اکثر مناطق دچار سیل شدند. از دیدگاه شما تلاقی خشکسالی های طولانی مدت و سیلاب های شدید چه پیام هایی برای مدیریت آب در ایران دارد؟ آیا این نشان نمی دهد که سیاست آب نیاز به بازنگری جدی دارد؟

وقتی کشوری در فاصله کوتاهی با خشکسالی و سیل ویرانگر مواجه می شود، به این معنی است که ساختار مدیریت آب آن دارای عدم تعادل عمیق، مزمن و ساختاری است. این وضعیت تنها یک پیام دارد؛ سیاست‌های آبی ایران نیاز به تغییر اساسی و فوری دارد. تغییر، که دیگر یک انتخاب نیست، یک ضرورت است. آب یک منبع تقسیم ناپذیر است. به عبارت دیگر، مانند ذخایر مالی نیست که اگر بیش از ظرفیت آنها مصرف شود، بتوان آن را با درآمدهای نفتی یا سیاست های کوتاه مدت جبران کرد. وقتی آب از دست می رود، طبیعت با میزان مصرف ما جایگزین آن نمی شود.

اگر طبیعت ما را مجبور به تغییر رفتار کند، همه چیز به پایان می رسد. ایران سال هاست برخلاف مسیر آب حرکت می کند و تا زمانی که این مسیر اصلاح نشود، ادامه حیات در برخی نقاط کشور امکان پذیر نخواهد بود. این یک واقعیت غیرقابل انکار است.

این هشدارها جدید نیست. حدود 30،35 سال پیش، موسسات علمی و مجامع بین المللی اعلام کردند که هیچ کشوری نباید بیش از 40 درصد از آب شیرین تجدیدپذیر خود را مصرف کند. بالاتر از این حد، محیط زیست آن کشور وارد مرحله تخریب غیرقابل برگشت می شود و چرخه آب متوقف می شود.

با این حال، ایران بیش از 20 سال است که 100 درصد آب تجدیدپذیر خود را مصرف می کند. این بدان معناست که مهمترین دارایی طبیعی آن 60 درصد بالاتر از حد جهانی در حال کاهش است. این حرکت علیه جریان آب ناشی از یک اشتباه بزرگ در سیاست است. گسترش مفهوم «خودکفایی کشاورزی» و افزایش کشت محصولات پرمصرف یکی از مهم ترین مقصران این وضعیت است.

اصرار بیش از حد بر تولید محصولات کشاورزی در گوشه و کنار ایران و مصرف سنتی و بی رویه آب، وضعیت را به جایی رسانده که بحران خطرناکتر به نظر می رسد و ماهیت سرزمین را از اساس تهدید می کند. در نتیجه امروزه حدود 75 تا 76 میلیارد متر مکعب آب تنها در بخش کشاورزی مصرف می شود. این رقم نه با واقعیت منابع آبی ایران همخوانی دارد و نه می توان آن را با منطق مدیریت پایدار تفسیر کرد. اگر هدف ما حفاظت از ایران است نه فقط حفاظت از کشاورزی، باید مسیر را اصلاح کنیم.

مشکلی در تامین آب شرب، بهداشت و صنعت در کشور وجود ندارد. این مناطق به حدود 10 تا 15 میلیارد مترمکعب آب نیاز دارند و امکان تامین آن وجود دارد. مشکل اصلی بحران آب در ایران بخش کشاورزی است و تنها بخشی که نیاز به کاهش دارد بخش کشاورزی است.

وزیر نیرو بدهی آب ایران به طبیعت را تقریبا 50 میلیارد متر مکعب اعلام کرد. اما بسیاری از کارشناسان معتقدند این رقم واقعی نیست و بدهی زیست محیطی ایران بسیار بیشتر از 50 میلیارد متر مکعب است. از دیدگاه شما به عنوان فردی که تجربه مدیریت سازمانی مانند محیط زیست یا وزارتخانه ای مانند کشاورزی را دارید، میزان واقعی کسری آب کشور چقدر است و ریشه بحران امروز را در کجا می بینید؟

طبیعی است که این رقم 50 میلیارد مترمکعبی اصلا واقعی نیست. بدهی آب ایران به طبیعت بیش از 200 میلیارد متر مکعب است. دلیل این اعداد پایین این است که متولیان بخش آب نمی خواهند به تمام مسئولیت های خود اعتراف کنند. بر اساس قانون، وزارت نیرو مسئولیت حفاظت از منابع آب را بر عهده دارد و نباید اجازه دهد تصور ما از تجدیدپذیرها افزایش یابد. آمار مشخص است.

طبق آمار رسمی در سال 2016، تغذیه آب زیرزمینی کمتر از 20 میلیارد متر مکعب بوده است. میزان برداشت از منابع آب زیرزمینی بیش از 42 میلیارد متر مکعب است. یعنی ما سالانه بیش از 20 میلیارد مترمکعب آب برداشت می کنیم در حالی که طبق استانداردهای علمی ایران باید تنها 10 میلیارد متر مکعب از آب زیرزمینی برداشت می کرد. یعنی سه چهار برابر حد مجاز مصرف کرد و این مصرف جبران نشد. این روند چندین دهه است که ادامه دارد.

بنابراین بدهی آبی کشور بسیار بیشتر از رقم اعلام شده است. ما اغلب مشکلات را پشت “تغییر آب و هوا” پنهان می کنیم، اما تغییر اقلیم بخش کوچکی از داستان است و علت واقعی سوء مدیریت و تداخل بیش از حد با طبیعت است. آب در ایران به درستی مدیریت نمی‌شود و روند خشکسالی و سیل و خروج آب از منابع زیرزمینی منجر به فرسایش خاک و فرونشست زمین شده و خاک و بدنه‌های آبی ایران در بحران هستند.

از دیگر سخنان وزیر نیرو این است که 68 هزار مشترک پرمصرف شناسایی شدند. به نظر می رسد که آنها به دنبال مقصر دیگری هستند.

اینها مسائل حاشیه ای است. مشکل اصلی مصرف بی رویه بخش کشاورزی است. اگر مدیریت و سرمایه گذاری به درستی انجام شود، کشور می تواند کل نیاز آب شرب، بهداشتی و صنعتی خود را به میزان تقریبی 15 میلیارد متر مکعب تامین کند. اما برای پرداخت حق محیط زیست باید مصرف بخش کشاورزی کاهش یابد. در غیر این صورت، نتایج همان خواهد بود که امروز می بینیم. تخلیه آب های زیرزمینی، فرونشست زمین در مقیاس وسیع، بیابان زایی مناطق وسیع و از بین رفتن منابع حیاتی تنها بخشی از خطرات آینده ایران است. اگر این مسیر ادامه پیدا کند، زمین سقوط می کند. آینده بدون آب و خاک ناپایدار، آینده ای نیست که بتوان در آن توسعه یافت.

تخریب منابع آب و خاک و تخریب اکوسیستم ها در سال های اخیر تشدید شده است. این روند چه پیامدهایی برای کشور دارد و به نظر شما چه تغییراتی در سیاست آب و به طور کلی توسعه پایدار در ایران باید ایجاد شود تا بر زخم های خاک التیام یابد و زمین کمی پایدارتر شود؟

پیامدهای تخریب خاک، آب و محیط زیست امروز کاملاً در برابر ما قرار دارد. همه چیز روشن است. این «سقوط زمین» است. ادامه این روند کشور را به مرحله ای می رساند که امکان اصلاح وجود ندارد. این وضعیت در نهایت دولت را مجبور به تغییر سیاست خواهد کرد، اما اگر این ضرورت برخاسته از طبیعت باشد، دیگر دیر شده است.

اصلاح فرآیندها و رویه های تصمیم گیری باید از امروز آغاز شود، زیرا فردا واقعا دیر است. سال هاست که صحبت از افزایش بهره وری آب در ایران می شود، اما اشتباه بزرگی رخ داد. افزایش راندمان جایگزینی برای کاهش مصرف نیست. حتی اگر بهره وری افزایش یابد، مصرف باید کاهش یابد. اهمیت موضوع این است که کشور باید سالانه حداقل 40 میلیارد متر مکعب از مصرف آب خود بکاهد. این تصمیم نه سیاسی است و نه اقتصادی. یک ضرورت اقلیمی و زیست محیطی است. باید به صراحت گفت که این یک ضرورت اقلیمی و منطقه ای است.

اگر این تغییر پارادایم در حکمرانی آب و مدیریت زمین رخ ندهد، خطرات آن چندین برابر بیشتر از هر رویداد غیرطبیعی است. تاکید می کنم که با چالش هایی روبرو هستیم و چاره ای جز تغییر سیاست های توسعه و مدیریت مصرف آب و منابع حیاتی و ضروری نداریم. خشکسالی و سیل پاییز امسال پیام روشنی را برای ما ارسال می کند. هیچ راه فراری از بحران وجود ندارد مگر اینکه خودتان را اصلاح کنید.

کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی اغلب تهدیدی برای تولید مواد غذایی و امنیت غذایی تلقی می شود. امنیت غذایی نیز یک مفهوم کلان و سیاسی است. آیا کاهش مصرف آب به معنای کاهش تولید و در نهایت تاثیرگذاری بر امنیت غذایی کشور نیست؟ اگر نه، راه حل مقابله با این مشکل بسیار مهم را در چه می بینید؟

در واقع این یک تصور غلط رایج است. امنیت غذایی ربطی به تولید داخلی ندارد. بستگی به توان مالی کشور دارد. امنیت غذایی به میزان ثروت کشور برای خرید مواد غذایی و میزان دسترسی به منابع خارجی به روشی پایدار اشاره دارد. ایران سالانه حدود 15 میلیارد دلار مواد غذایی وارد می کند. اگر کشاورزی ما به دلیل کمبود آب کاهش یابد، کشور باید بتواند مواد غذایی بیشتری وارد کند.

ایران باید بتواند در صورت لزوم ۴۰ میلیارد دلار مواد غذایی وارد کند تا نیازهای خود را تامین کند. این کاملا رایج است. در دهه 1960 و در اوج جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی 40 درصد غلات خود را از آمریکا وارد می کرد. دو کشور بمب اتم می ساختند و احتمالاً از آن علیه یکدیگر استفاده می کردند. بنابراین، واردات مواد غذایی به خودی خود یک تهدید نیست. وقتی کشور با بی پولی تهدید می شود. مشکل ما الان این است که پول نداریم غذا بخریم.

آب محدود است و بیش از ظرفیتش از آن استفاده کردیم. به عبارت دیگر کشور باید تولید ثروت کند نه اینکه منابع طبیعی خود را تخریب کند. تنها بخشی از امنیت غذایی به تولید داخلی بستگی دارد. تولیدی پایدار است که منابع آب و خاک را از بین نمی برد.

بی شک بین مدیریت منابع حیاتی کشور مانند امنیت آب و غذا و روابط خارجی رابطه مستقیمی وجود دارد که در صورت عدم برقراری این ارتباط، مشکلات سیاسی و امنیتی به صورت تخریب اراضی و کاهش منابع طبیعی خود را نشان خواهد داد. زیرا دولت ها و حتی مردم منابع طبیعی و محیط زیست را برای رفع نیازهای خود مصرف می کنند. یکی سوختش را از جنگل می گیرد، دیگری گوشتش را از حیات وحش و… در این صورت آینده چگونه خواهد بود؟

این سه حوزه کاملاً به هم مرتبط هستند. امروز ایران عواقب ضعف سیاست خارجی خود را در زمینه آب و غذا با جان و دل احساس می کند. وقتی روابط بین المللی کشور محدود باشد و سرمایه گذاری خارجی نباشد، کشور فقیر می شود. یک کشور فقیر نمی تواند مواد غذایی مورد نیاز خود را وارد کند و مجبور است منابع داخلی را تحت فشار قرار دهد. این فشار همان چیزی است که باعث خشکسالی ساختاری، فرسایش خاک، تخریب تالاب ها، ریزگردها و فرونشست گسترده می شود.

کشوری با سرانه تولید ناخالص داخلی 15000 دلار می تواند به راحتی مواد غذایی خود را وارد کند. اما کشوری که سرانه 4-5 هزار دلار خرج می کند و سیاست خارجی خود را بازنگری نمی کند، مجبور است به منابع طبیعی خود فشار بیاورد و سرزمینش را قربانی کند. این فشار البته فقط مربوط به زمان حال نیست. به عبارت دقیق تر، این بدان معناست که آینده سرزمین ها و فرزندان این سرزمین ها گروگان چنین سیاست های بی ثباتی در عرصه سیاست خارجی، سیاست و مدیریت منابع طبیعی و آب هستند.

اگر این روند ادامه پیدا کند، چشم انداز اصلاً مشخص نیست. ایران با مصرف 90 میلیارد متر مکعب در سال در مسیر نابودی منابع حیاتی خود است. با پذیرش ریسک، ایران در نهایت می تواند حدود 50 میلیارد متر مکعب مصرف کند. ادامه این مسیر پیامدهای شدید اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی در پی خواهد داشت. این وظیفه دولت هاست که سیاست ها را اصلاح کنند، اما متأسفانه در عمل حکمرانی مسیر دیگری را طی می کند. این اشتباه است که نهادهای دولتی به دنبال مصرف کنندگان غیرمسئول بروند و در نهایت آدرس اشتباه بدهند.

امنیت غذایی ربطی به تولید داخلی ندارد. بستگی به توان مالی کشور دارد. امنیت غذایی به میزان ثروت کشور برای خرید مواد غذایی و میزان دسترسی به منابع خارجی به روشی پایدار اشاره دارد. امروزه ایران سالانه حدود 15 میلیارد دلار مواد غذایی وارد می کند.