فیلمی که 7 سال گروگان گرفته شده است!

این فیلم به مدت 7 سال گروگان بود.

به گزارش خبرگزاری انتخابتو، رضا سخایی کارگردان فیلم سینمایی «ضبات» که این روزها در گروه سینمایی «هنرو تبحربه» اکران می شود، درباره شکل گیری ایده و داستان این فیلم سینمایی توضیح داد: داستان فیلم درباره زنی است که در اطراف کرج زندگی می کند و شب ها ماشینی را متوقف می کند و سوار آن می شود. راننده ای که نویسنده است و شب ها سرگردان است، کم کم با ضبط صدای این زن درگیر ماجرای عجیب این زن می شود و به دنبال سرنوشت او می رود. این تمام ماجراست اما اتفاقی که در «افسر» می افتد بر اساس یک داستان واقعی است.

سخایی درباره شکل‌گیری ایده اولیه این فیلم گفت: پس از آشنایی با داریوش مهرجویی در یک شب در نزدیکی زیبادشت کرج در پاییز 1395، در راه بازگشت با خانمی با لهجه آذری مواجه شدم که ماشینم را متوقف کرد و از من خواست که او را رها کنم. او را به اطراف بردم. آن زن نیز شروع به گفتن برخی از تجربیات زندگی و شخصی خود کرد.

وی برخورد واقعی را که باعث ایجاد الهام از فیلم شد، اینگونه بیان کرد: به دلیل تأخیر و وضعیت زن، او را سوار کردم، اما چون مضطرب و عجله داشت، برای احتیاط صدای او را ضبط کردم. در ظاهر، او ممکن است شخصیت خطرناکی به نظر برسد، اما در واقع یک زن مظلوم و گرفتار بود که به نظر می رسید در چنگال یک هیولا زندگی می کند. این برخورد واقعی بعدها جرقه اصلی فیلم «افسر» شد. این اتفاق خیلی روی من تاثیر گذاشت. شب بعد ضبط را برای دوست و نویسنده ام توماج نورایی پخش کردم. او هم در آن زمان ساکن کرج بود. پس از شنیدن صدا، “چه کاری می خواهید انجام دهید؟” او گفت. بنابراین من گفتم: “بیا این کار را انجام دهیم.” از اینجا تشکیل «کارمند دولتی» آغاز شد.

سینمای مستقل یعنی تکیه نکردن به کلیشه ها

او دیدگاه خود را نسبت به سینمای مستقل و «تجربه هنری» اینگونه توضیح داد: سینمای مستقل از نظر من یعنی ایجاد دغدغه واقعی در وجودت و ایستادن شجاعانه پشت سر آن بدون تکیه بر کلیشه و تقلید. در آن زمان هنوز امکان دریافت پروانه ساخت وجود داشت، اما احساس می کردم که این فیلمنامه باید مدام در تمرینات و اجراها تکمیل شود، زیرا فضای کار کاملاً واقع گرایانه بود و تجربه همکاری با علیرضا داودنژاد به من آموخت که بخش قابل توجهی از فیلم در تمرین با بازیگران کشف شد.

این کارگردان افزود: تصمیم گرفتم فیلم را به صورت مستقل و بدون پروانه ساخت بسازم و سپس ارائه کنم. با سعید هاشمی صحبت کردم و او پذیرفت که تولید را بر عهده بگیرد. او همچنین معتقد بود که ابتدا باید این فیلم ساخته شود و بعد مسئولیت را بپذیریم و برای پروانه ساخت اقدام کنیم. بعداً فکر کردم که دیگر پروژه را دنبال نمی کند و به شکل دیگری ادامه دادیم. بعد رفتم سراغ نسیم ادبی. صدا را هم گوش داد و چند جلسه تمرین کردیم. یک بازیکن جوان هم توسط توماج نورایی به ما معرفی شد و حدود یک ماه هر روز تمرین کردیم.

تمرین با نسیم ادبی در مسیر بهشت ​​زهرا (س)

وی یادآور شد: حتی ماشین شخصی من هم محل تمرین ما شد. گاهی در سفرهای طولانی مدام روی دیالوگ ها و موقعیت ها کار می کردیم، در حالی که داستان تغییر می کرد و کامل تر می شد. این همان چیزی بود که از فیلم «هنرو تزاربا» به یاد آوردم. کشف تدریجی داستان در قلب تمرین و اجرا.

دستیار کارشناس ارشد سینما درباره روند آموزش بازیگران گفت: با نسیم ادبی تمرینات شدیدی دیدیم، حتی یک روز او را با ماشین پیاده کردم تا از دربند به بهشت زهرا (س) برسانم و به دلیل ترافیک بیش از 3 ساعت در جاده به طور مستمر تمرین کردیم و سپس گروه تشکیل شد؛ حسن زاهدی به منطقه فشرده فیلم اضافه شد و به پروژه ی فشرده اضافه شد. به دلیل مشکلات مالی سعی کردیم در چند ساعت پروژه را به پایان برسانیم و در نهایت فیلمبرداری آن اواخر اسفند ماه آغاز شد و سپس نسخه نهایی توسط حمید برزگر تدوین شد.

سینمای «هنر تجربه» یعنی آزمون و خطا

سخایی پس از اتمام فیلمبرداری در مورد مراحل پایانی فیلم گفت: پس از کات اول، فیلم را برای چند نفر به نمایش گذاشتیم و با توجه به بازخوردها تصمیم گرفتیم قسمت دوم را دوباره فیلمبرداری کنیم. برای من، این روند معنای واقعی سینمای «تجربه هنری» است. زنده بودن فیلم در حین تولید امکان تغییر و کشف را دارد.

وی ادامه داد: تجربه در این نوع سینما به معنای بی برنامگی نیست. ضمناً فقط کسانی که تجربه حرفه ای کافی دارند می توانند وارد این عرصه شوند، زیرا باید بتوانند به طور مستقل و چریکی با حداقل فرصت ها تجارت را پیش ببرند و از تکرار و بازسازی نترسند. در سینمای حرفه ای، همه چیز از قبل مشخص است، اما در سینمای «تجربه هنری»، مسیر داستان حتی روی صحنه فیلمبرداری هم می تواند تغییر کند.

این کارگردان حضور این بازیگر در این فیلم را اینگونه توصیف کرد: ابتدا قصد داشتم بازیگر دیگری این نقش را بازی کند اما احساس می کردم اگر خودم را بازی کنم می توانم به طور همزمان جریان اجرا را کنترل و هدایت کنم. با نسیم ادبی خیلی تمرین می کردیم و گاهی بداهه هم به اجرا اضافه می کردم و او خیلی خوب اجرا می کرد. این شیوه اجرا کمک کرد تا فیلم به فضای مستند و واقع گرایانه نزدیک شود. بعد از تدوین حمید برزگر دوباره پیشنهادهایی برای تغییر آمد اما در نهایت تصمیم گرفتم دیگر تغییری در فیلم نداشته باشم و به نسخه نهایی برسم.

تاکید بر اعلام ساخت فیلمی که پروانه ساخت ندارد

این فعال سینمایی درباره علت 7 سال زمان اکران این فیلم توضیح داد: این به خاطر اشتباه من در اعتماد به آماتوری بود که مدعی حرفه ای بودن و 7 سال گروگان گرفتن فیلم بود. هر فیلمی که نمی تواند به صورت عمومی نمایش داده شود، لزوماً کار «تجربه هنری» نیست. این نوع سینما از فاز ایده و تولید تا اجرا، منطق و ساختار متفاوتی دارد.

سخایی همچنین درباره روند دریافت پروانه نمایش و اکران این فیلم گفت: در نهایت پروانه ساخت فیلم به نام من داده شد و شورا فیلم را تایید کرد. اما به دلیل احترام حرفه ای، ترجیح دادم نام سعید هاشمی را به عنوان تهیه کننده حفظ کنم، زیرا او اولین کسی بود که به من اطمینان داد که این فیلم می تواند ساخته شود و سپس پروانه ساخت را دریافت کرد. همچنین از حمایت امیرحسین علم الهادی و کوشا دهقان در زمان اکران فیلم تشکر می کنم.

سخایی مشکلات دریافت مجوز اجرا را اینگونه بیان کرد: با دو نفر همکاری داشتیم که یکی مدعی حرفه ای بودن و دیگری مدعی صرف حرفه ای بودن بود. من از ابتدا اصرار داشتم که صادقانه اعلام کنند که این فیلم بدون مجوز ساخته شده است، اما فکر کردند بهتر است واقعیت را نگویند. این تصمیم ضعیف پیشرفت فیلم را پیچیده کرد و پروسه صدور پروانه ساخت را برای چندین سال متوقف کرد. این فیلم پس از آن به جشنواره های مختلف ارسال شد، البته بدون هماهنگی، و پروژه عملا در وضعیت ناپایدار باقی ماند.

رفتار غیرحرفه ای سازندگان پروژه را چندین سال به تعویق انداخت!

وی در خصوص روند صدور پروانه ساخت این فیلم گفت: پس از رد درخواست پروانه ساخت، اختلافات با تهیه کنندگان که باید مراحل قانونی کار را طی می کردند افزایش یافت. به نظر من بیشتر مشکلاتی که در فیلم تجربه شد ناشی از رفتار غیرحرفه ای و ناآشنایی با سازوکار مستقل سینما بود. مشکلی که باعث شد پروژه چندین سال به تعویق بیفتد. در واقع با اینکه با هماهنگی همان تهیه کنندگانی که خود را صاحب اثر می دیدند، فیلم را به جشنواره های خارجی زیادی فرستادند. بعدها فهمیدم که در رشته هایی مانند بازیگری، کارگردانی و فیلمنامه جوایزی دریافت کرده است، اما شخصاً جشنواره هرگز دغدغه اصلی من نبود. اینکه فیلم ابتدا برای مخاطب ساخته شود و بعد به جشنواره برسد، اتفاق خوبی است، اما فکر می کنم ساختن فیلم فقط برای جشنواره از ابتدا به سینمای مستقل آسیب می رساند.

سخایی خاطرنشان کرد: امروز فکر می‌کنم من هم در این حادثه مقصر بودم زیرا باید از ایمانم و اعتقادم بیشتر دفاع می‌کردم. حدود 6 سال بعد شخصاً مسئولیت پیگیری را برعهده گرفتم و با چند کارگردان سینما صحبت کردم و به صراحت توضیح دادم که فیلم زیرزمینی ساخته نشده است. در نهایت فیلم ابتدا توسط هیئت تولید و سپس در هیئت نمایش بررسی شد و اجازه نمایش داده شد. بی انصافی است اگر به رویکرد حرفه ای و حمایت مسئولان سازمان سینمایی در این زمینه اشاره نکنم.

در مورد “حرفه تعطیلات”؛ جشنواره در خدمت سینماست یا برعکس؟

این کارگردان با انتقاد از فضای جشنواره در برخی از فیلم های مستقل و کوتاه یادآور شد: متاسفانه در سال های اخیر نوعی «تجارت جشنواره» به وجود آمده که به اصل سینمای مورد نظر لطمه وارد می کند. به نظر من سینما نباید در خدمت جشنواره باشد، بلکه جشنواره باید در خدمت سینما باشد. اولویت اصلی برای من همیشه ارائه و ارتباط با مخاطب بوده است.

سخایی در تشریح تجربه تولید خود در «ضبات» گفت: در سینمای «هنرو طبسرابه» از همان ابتدا باید با ذهنی منعطف شروع کرد چرا که شرایط تولید، لوکیشن و حتی محدودیت بودجه می تواند مسیر فیلم را تغییر دهد. به نظر من «تجربه هنری» به معنای «سینمای ارزان» نیست، بلکه سینمایی است که بتواند با حداقل هزینه اضافی پروژه را پیش ببرد و بر اساس استعداد گروه باشد. در چنین فضایی، اگر کارگردان دانش نویسندگی نداشته باشد، ممکن است در این دام بیفتد که باید مدام با توجه به شرایط، تغییراتی در فیلمنامه و اجرا ایجاد کند. این تفاوت اصلی سینمای مستقل و ساختار حرفه ای جمعی است، جایی که همه چیز از پیش تعیین شده است و طبق یک برنامه ثابت پیش می رود.

سالها تجربه کمک به کارگردان در ارائه دیدگاه حرفه ای به فیلمسازی

سخایی با اشاره به همکاری های خود به عنوان دستیار با سینماگران مطرح گفت: سال ها به عنوان دستیار و برنامه ریز در کنار فیلمسازان حرفه ای فعالیت کردم. فیلمسازان حتی از نگاه و تحلیل دستیارانشان استقبال کردند که به من اجازه داد با نگاهی سینمایی در آن فضای اجتماعی ساکن شوم. علاوه بر این، سال ها همکاری در پروژه های دانشجویی و مستقل، به ویژه در دهه 80، به من این امکان را داد که یاد بگیرم چگونه هزینه های تولید را مدیریت کنم و پروژه ها را با منابع محدود تکمیل کنم. همین تجربیات بعداً به من کمک کرد تا «افسر» را بسازم.

دستیار باتجربه سینما پس از تجارب فراوانش در عرصه دستیار کارگردانی درباره چگونگی کارگردانی توضیح داد: هر فردی که ادعای ساخت فیلم را دارد، اگر تجربه دستیار کارگردانی یا کار در گروه کارگردانی و پشت صحنه را نداشته باشد، برای اثبات ادعای خود به دستیار کارگردان بسیار با استعدادی نیاز دارد و به همین دلیل سینمای ما اکنون به فیلمسازان مشتاق اکران تبدیل شده است. کارگردانانی که می خواهند فیلم بسازند. فیلم آنها این مدعیان متوهم به جای استفاده حرفه ای از دستیاران و سینماگران قصد سوء استفاده حرفه ای از آنها را دارند و در نهایت با ناآگاهی همیشگی می گویند مافیای سینما آنها را از بازیگری و پیشرفت باز می دارد. به عبارت دیگر «شارلاتانیزم و دلالی در مدل امروزی» وجود دارد.

سخایی در پایان اظهار داشت: اگر فیلمساز سینمای «هنرو تیماره» تولید را بلد نباشد و تا مرحله اکران نتواند پروژه خود را مدیریت کند، عملاً هیچ شناختی از این سینما ندارد. به نظر من فیلمسازی فقط ساختن فیلم نیست، رساندن آن به مخاطب و لو دادن داستان است و یک فیلمساز مستقل باید توانایی مدیریت این مسیر را داشته باشد.

فیلم سینمایی «افسر» به کارگردانی رضا سخایی، تهیه کنندگی سعید هاشمی و کوشا دهقان با بازی نسیم ادبی، شهرزاد صانع، رضا سخایی و سیامک صفری از چهارشنبه 26 اردیبهشت ماه اکران خود را در گروه سینمایی «هنرو تبهاربه» آغاز کرد.

59243

گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین