مستند «بمب و بیمارستان» که در میان روایتهای متعدد جنگ 12 روزه است، به لحظهای میرود که زندگی در بطن بحران ادامه دارد، جایی که کادر درمانی بیمارستان محب کوثر، بیمارستان حضرت فاطمه (س) و آسایشگاه چیلویان، روند درمان و حتی تولد یک نوزاد را در شرایط ناخوشایند و ناخوشایند گزارش نمیکنند. سازنده این مستند می گوید آنچه او را به این سوژه جذب کرده، فقط خود رویداد نبوده، بلکه افرادی در دل جنگ بوده اند که اجازه جریان زندگی را نداده اند.
امیرحسین نوروزی کارگردان مستند «بمب و بیمارستان» در تشریح نقطه شروع این مستند به خبرنگار مهر گفت: اولین برخورد من با این ماجرا تماشای فیلم پدری بود که نوزادش را در آغوش گرفته بود و در مقابل دوربین از کادر پزشکی تشکر کرد که او را در شرایط بحرانی و در زمان تولد فرزندش تنها نگذاشتند.
وی افزود: فکر می کنم اصلی ترین چیزی که مرا به این موضوع جذب کرد عنصر زندگی بود. در میان این وضعیت، گروهی از مردم کنار هم ایستادند تا زندگی ادامه یابد. با این حال، تولد نوزاد در آن شرایط برای من موقعیت بسیار دراماتیک و انسانی بود.
نوروزی روند ساخت روایت مستند را اینگونه توضیح داد: طی مصاحبه های تحقیقاتی که حدود یک ماه به طول انجامید به شخصیت های زیادی رسیدیم و قصد داشتیم روایت را به صورت شخصیت محور هم بین تیم درمان و هم خانواده نوزاد پیش ببریم.
تهیه کننده «بمب و بیمارستان» اضافه کرد: در ابتدا قرار بود وارد زندگی مردم شود و فیلم بر اساس شخصیت ها پیش برود، اما به دلیل استرس روحی و آسیب هایی که بعد از جنگ وجود داشت، برخی از سوژه ها همکاری نکردند و نخواستند وارد زندگی شخصی و خانوادگی خود شوند. بنابراین مجبور شدیم روایت را حول این رویداد طراحی کنیم، به این معنی که تمرکز فیلم بیشتر روی خود رویداد و تجربیات مردم از آن بود.
وی در ادامه با اشاره به نقش تصاویر آرشیوی در طراحی روایت بیان کرد: بخش مهمی از ساختار فیلم بر اساس امید به دسترسی به تصاویر دوربین های مداربسته شکل گرفت اما تنها بخش محدودی از این تصاویر در اختیار گروه قرار گرفت. دوربین های مدار بسته اغلب پس از مدتی حذف می شوند و اگر کسی به فکر نگهداری از آنها نباشد، بخشی از حافظه تصویری یک رویداد برای همیشه از بین می رود.
تهیه کننده مستند «بمب و بیمارستان» همچنین درباره آنچه که بیمارستان محب کوثر را به نقطه مرکزی کارش تبدیل کرده است، توضیح داد: حقیقت این است که خود بیمارستان به عنوان یک ساختمان یا لوکیشن نماد اصلی این فیلم نیست. مشکل واقعی مردم هستند. وقتی می گوییم بیمارستان، منظور کادر درمانی است، افرادی که آنجا می مانند و به کار خود ادامه می دهند. دو ویژگی برای من مهم بود. یکی وظیفه شناسی کادر درمان و دیگری رابطه انسانی بین آنها. عشق، تعلق و رابطه ای که بین نیروهای مختلف بیمارستان وجود داشت فراتر از روابط سازمانی بود و به آنها اجازه می داد در سخت ترین شرایط کنار هم بمانند.
تهیه کننده این مستند روند پژوهشی این مستند را اینگونه تشریح کرد: حدود یک هفته در اینترنت تحقیق کردم، مدتی هماهنگی های رسمی و مقدمات پژوهشی را انجام دادیم و سپس حدود 2 هفته مصاحبه های پژوهشی انجام شد. با این حال، طولانیترین بخش کار، جستجوی فیلمهای بایگانی و دوربینهای مداربسته بود که تقریباً ۲ ماه طول میکشد.
وی ادامه داد: مهمترین منابع فیلم شاهدان عینی بودند و برخلاف بسیاری از اتفاقات مشابه، روایت رسمی جامعی از این حادثه وجود نداشت. قبلاً به روایاتی برخورد کرده بودیم که گاهی غلو و گاهی ناقص بود.
این کارگردان همچنین به نقش تصاویر آرشیوی در شکل دادن به لحن فیلم اشاره کرد و گفت: وقتی درباره یک رویداد گذشته فیلم میسازید، هیچ چیز مانند آرشیو واقعی مخاطب را به آن رویداد متصل نمیکند. برخی از تصاویر ما فیلم های تلفن همراه افراد حاضر در حادثه و برخی نیز تصاویر دوربین های مداربسته بود. از آنجایی که این تصاویر درست در اواسط داستان ثبت می شوند و مردم اغلب حضور دوربین را فراموش می کنند، حس واقع گرایی و باورپذیری آنها بسیار بالاست.
وی همچنین با اشاره به برخی محدودیت ها برای دسترسی به تصاویر و افراد حاضر در حادثه گفت: طبیعتاً وقتی حادثه ای در شرایط جنگی رخ می دهد، محدودیت های حفاظتی و امنیتی وجود دارد و من این را درک می کنم، اما برخی از این محدودیت ها از حد معمول خارج بود که باعث شد بخشی از روایت ناگفته بماند. علاوه بر این، در بیمارستانهایی که اقتصاد ضعیفی دارند، برخی مقامات برای فیلمهای مستند تعرفه مالی روزانه تعیین میکنند.
سازنده این مستند همچنین همزمانی پروژه «بمب و بیمارستان» با فیلم «نیمه شب» را اینگونه توضیح داد: این همزمانی کاملاً تصادفی بود، برخی از جلسات پژوهشی 2 پروژه مشترک برگزار شد و هر دو گروه به طور همزمان به تحقیق پرداختند، اما هیچ کدام تأثیر مستقیمی بر دیگری نداشت.
وی همچنین درباره تفاوت کارکرد سینمای مستند با سینمای داستانی در بیان این گونه اتفاقات، خاطرنشان کرد: هر کدام جایگاه خاص خود را دارند. سینمای روایی با درام و زیبایی شناسی می تواند احساسات مخاطب را جذب کند، اما مستند ویژگی مهم دیگری دارد و آن ارزش پژوهشی و آرشیوی آن است. مستندها می توانند به مرور زمان به منبع مطالعه تبدیل شوند و رویداد را ثبت کنند و همچنین بخشی از حافظه تاریخی جامعه را حفظ کنند.
نوروزی در پایان تأکید کرد: هر یک از روایتهای مربوط به کادر درمانی و مراکز درمانی شرکتکننده در جنگ، به شرط حفظ آرشیو و دسترسی مستندسازان به روایتهای شخصی افراد، ظرفیت تبدیل شدن به یک مستند مستقل را دارد.
مستند «بمب و بیمارستان» محصول سازمان هنری رسانه اوج و تقدیم مخاطبان می شود.
59243
گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین






ارسال پاسخ