اصغر فرهادی: ترجیح می دهم در کشور خودم کار کنم

اصغر فرهادی: ترجیح می دهم در کشور خودم کار کنم

اصغر فرهادی کارگردان برنده دو جایزه اسکار در گفت و گوی خود در جشنواره کن درباره فیلم جدیدش «قصه های موازی» و ساخت این فیلم در ایران صحبت کرد.

به گزارش ایسنا، اصغر فرهادی با دهمین فیلم بلند سینمایی خود «قصه های موازی» برای پنجمین بار به رقابت های جشنواره کن بازگشت. این فیلم با الهام از اثر «ده فرمان» کارگردان لهستانی کیشلوفسکی (1988) ساخته شده است.

پنج سال پیش از اصغر فرهادی برای ساخت مجموعه تلویزیونی دعوت شد که هر 10 قسمت یک ساعته «ده فرمان» را شامل می شد. فرهادی علاقه ای به انجام کار تلویزیونی نداشت و شروع به کار در فیلم «قهرمان» (2021) کرد. فیلمی که جایزه بزرگ کن را برای او به ارمغان آورد و همچنین او را به دلیل سرقت ادبی به دادگاه کشاند. او در نهایت تبرئه شد، زیرا داستان واقعی الهام‌بخش فیلم، که یکی از دانشجویان کارگاه فیلمسازی او آن را به یک مستند تبدیل کرد، در دسترس عموم قرار گرفت.

تهیه کنندگان سریال «ده فرمان» بار دیگر به سراغ فرهادی آمدند و پیشنهاد ساخت فیلمی بر اساس قسمتی از مجموعه «ده فرمان» را دادند. این پیشنهاد برای او جذابیت داشت. «داستان های موازی» دومین فیلم فرهادی است که به زبان فرانسوی فیلمبرداری شده است («گذشته» با بازی برنیس بژو برنده جایزه بهترین بازیگر زن کن در سال 2022 شد). او پیش از این فیلم اسپانیایی زبان «همه می دانند» (2017) را با بازی خاویر باردم و پنه لوپه کروز ساخته بود.

فرهادی در جشنواره کن با خبرنگار IndieWire آن تامپسون گفت و گو کرد که بخش هایی از این گفتگو را در ادامه می خوانید:

نظر شما در مورد ساخت فیلم به زبان های دیگر چیست؟ آیا ترجیح می دهید به زبان خودتان فیلم بسازید؟

البته، ترجیح می‌دهم در کشور خودم، به زبان خودم، در جامعه‌ای که با آن آشنا هستم کار کنم، اما این بدان معنا نیست که کنجکاو نیستم یا اینکه نمی‌خواهم تجربه‌های جدید را تجربه کنم و ببینم چگونه می‌توانم در زمینه‌ای کمتر آشنا فیلم بسازم.

اولین بار کیشلوفسکی را چه زمانی کشف کردید؟

اولین فیلم او که دیدم «سه رنگ: آبی» بود و مجذوب شدم. سکوت آن فیلم باعث شد احساس کنم باید فوراً او را کشف کنم، بنابراین تمام فیلم های دیگر او را در آن زمان تماشا کردم و هنوز هم برای او احترام زیادی قائل هستم. من کارهای او را تحسین می کنم، به ویژه برخی از کارهای اولیه او را که اخیراً کشف کردم، مانند فیلم مستند Talking Heads، یک فیلم هوشمندانه فلسفی. چیزی منحصر به فرد در مورد او وجود داشت و هر چه بیشتر به صحبت های او درباره فیلم هایش گوش می دادم، بیشتر متوجه آن می شدم. البته او یک کارگردان اومانیست است. او نسبت به شخصیت هایش به گونه ای احساس علاقه و دلسوزی می کند که گویی آنها افراد واقعی هستند. او به شخصیت هایش اهمیت می دهد و جالب است که چگونه به این شفقت دست می یابد.

پس چرا این بخش خاص از ده فرمان را برای بازآفرینی انتخاب کردید؟

آنها برگشتند و گفتند: “باشه، اشکالی ندارد. اگر سریال را دوست ندارید، چرا یکی از قسمت‌ها را نمی‌گیرید و آن را تبدیل به فیلم بلند نمی‌کنید؟” از آن به عنوان الهام برای فیلم بلند خودتان استفاده کنید. و البته این جذاب‌تر بود. برگشتم و به آن فکر کردم و گفتم: “تجدید آن چه فایده ای دارد؟” من هرگز این کار را نکرده‌ام، و اگر فیلمی خوب است و همچنان تاثیر و ارزش دارد، واقعاً بازسازی آن چه فایده‌ای دارد؟ بنابراین، شروع کردم به صحبت با همکار فیلمنامه‌نویسم، سعید فرهادی، درباره اینکه چگونه می‌توانم یکی از این قسمت‌ها را به‌عنوان پوسته و چارچوبی برای بیان یک داستان شخصی‌تر در نظر بگیرم. و در نهایت فصل ششم «داستان کوتاه عشق» را انتخاب کردم چون آن قسمت بیشتر در ذهنم ماندگار شد. من دیگر هرگز آنها را تماشا نکردم.

من دو جنبه از این قسمت را دوست داشتم: اول، شخصیت و تنهایی پیرزن (ایزابل هوپر). همیشه احساس می کردم چیزی برای کشف وجود دارد. جنبه دیگر این بود که این شخصیت زنی بود که با تلسکوپ می دید و رویا می دید و فقط یک تصویر داشت که می توانست در خواب ببیند. نه حرفی، نه صدایی. اگر صدا را به داستان اضافه کنیم و صدا یکی از عناصر مهم باشد چه؟ اینگونه بود که ایده انجام صدای شخصیت ها شکل گرفت.

این تضاد صدا و سکوت جواب داد. با این حال، در عین اینکه فیلم سرگرم کننده است، سبکی کاملاً متفاوت با داستان های قبلی شما دارد که به نئورئالیسم نزدیکتر هستند.

این دو موضوع در هم تنیده اند. در قسمت اول فیلم داستان زیادی وجود دارد [شخصیت هوپر] شما نوشته را می بینید، پس این دنیای اوست، نه دنیای من، چون این رمان اوست، این داستانی است که او خلق کرده است. اما با پیشرفت فیلم، بیشتر و بیشتر واقع گرایانه می شود، دنیا به آنچه من قبلاً انجام داده ام نزدیک می شود، و اینها تصمیمات آگاهانه ای نیستند که شما به عنوان یک فیلمساز می گیرید، فقط اجازه می دهید داستان شما را به جایی که باید ببرد، و اینگونه بود که به این ترکیب رسیدم.

شما همچنین تفاوت بین واقعیت، تخیل و قدرت داستان را کشف می کنید.

ما در دنیای روایت زندگی می کنیم، روایت های زیادی در اطراف ما وجود دارد، داستان هایی برای ما تعریف می شود. از طریق داستان‌هایی که گفته می‌شود، به ما گفته می‌شود که به چه چیزی فکر کنیم، چگونه درک کنیم، و نگاهی اجمالی به زندگی همه، به‌ویژه از طریق روایت‌هایی که از طریق رسانه‌های اجتماعی ایجاد می‌شود، می‌کنیم. سپس در مورد زندگی آنها خیال پردازی می کنیم و فکر می کنیم که کمی می دانیم.

آیا این را از فرزندانتان یاد گرفتید؟

شما کاملاً درست می گویید، دختران من این روزها بزرگترین معلمان من هستند.

شما مجبور شدید با اتهام سرقت ادبی در مورد «قهرمان» مقابله کنید و در نهایت تبرئه شدید، زیرا داستانی که در این فیلم گفتید در فضای عمومی بود. سرقت ادبی در «داستان های موازی»؟

شاید این نتیجه ناخودآگاه تجربیات من باشد، اما در واقع پروژه کیشلوفسکی قبل از این اتفاق افتاده است، بنابراین نمی‌دانم که مرتبط است یا نه.

نظر شما درباره تغییر قانون اسکار چیست که برندگان اصلی جشنواره‌های غیرانگلیسی زبان را واجد شرایط دریافت جایزه بهترین فیلم بین‌المللی می‌کند؟

این یک تصمیم خوب، عاقلانه و مهم است. زمان می برد، اما در دراز مدت، فیلم های خوب زیادی ظاهر می شوند. ما برای این تغییر جنگیدیم.

میدونی فیلم بعدی چیه؟

این بچه تازه به دنیا اومده

آیا می توان فیلم ایرانی را در خارج از ایران، در جاهای دیگر، با حضور بازیگران خارج از کشور و جمعی از ایرانیان فیلمبرداری کرد؟

نه، نه، نه. اگر می خواهید فضاهایی را در ترکیه یا گرجستان بازسازی کنید گران خواهد بود. اما حتی اگر بخواهم در خارج از ایران یک فیلم کاملا ایرانی بسازم مشکلی ندارم.

آیا این کار را می کنی

فرهادی: شاید.