ماجرای شکاف ناگوار دکتر و آیت الله

مصدق

بعدی- وحید محمود قره باغ; گرچه جناب آقای دکتر هر چند در کشمکش مصدق و آیت الله کاشانی مشکلات و معضلاتی وجود دارد و برخی از آنها منتسب به طرفین است، اما لازم است فضای بیشتری برای نظر قطعی در این مورد داده شود و ابعاد و ابعاد این موضوع قابل بررسی بیشتر است. به عبارت دیگر، طبق اسناد، هدف اصلی مصدق مخالفت با سیاست کشورهایی مانند انگلیس و حفظ منافع ملی بوده است.

اگرچه هیچ انسانی، حتی نابغه، از اشتباه و خطا مصون نیست، اما بی شک مصدق یکی از نوابغی است که با سیاست های خاص خود، ابرقدرت هایی مانند انگلیس را به زانو درآورد.

مصدق

اگرچه در ابتدا روابط خوبی بین مصدق و کاشانی وجود داشت، اما این امر چندان دوام نیاورد.

از سوی دیگر، ماجرا از این قرار است که دکتر آیت‌الله کاشانی به زمانی برمی‌گردد که وی با درخواست مصدق برای گسترش اختیاراتش مخالفت کرد. راستی کاشانی این پسوند را خوب ندید. از سوی دیگر، کاشانی معتقد بود که حضور شاه در دوران اپوزیسیون منجر به تمرکز همه جانبه برای جذب اقشار مختلف ملت می شود. کاشانی از همان لحظه با تمام قوا در مقابل همه پرسی انحلال مجلس ایستاد و شرکت در رفراندوم را یک برنامه خرابکارانه تلقی کرد که معتقد بود بیگانگان برنامه ریزی کرده بودند. اما مردم در انتخابات شرکت کردند و در نهایت با اکثریت آرا به انحلال مجلس رای دادند.

مشکل دیگری که بین مصدق و کاشانی به وجود آمد مسئله زاهدی بود. به عبارت دیگر، در حالی که دولت مصدق دستور دستگیری سرلشکر زاهدی را صادر کرده بود، کاشانی با واسطه از زاهدی حمایت می کرد. پس آیا مصدق واقعاً به دیکتاتور شدن فکر می کرد یا به دلیل اضطرار شرایط چنین سیاست هایی را در پیش گرفت؟ زیرا مصدق معتقد بود با سازوکار فعلی مجلس، برخی گروه های مرتبط با بیگانگان فرصت نفوذ پیدا می کنند و همچنین شاه در موقعیت کنونی خود اقتدار و قدرت اداره کشوری مانند ایران را ندارد.

از طرفی سیا با مشاهده شرایط وارد عمل شد و با واسطه ها جناح بندی شوم را گسترش داد. از این کمک ها برای ایجاد گروه های ضد مصدق استفاده شد. نمونه آن اعزام گروهی از بازار به مرکز تهران بود. در این میان برخی از شخصیت‌های سیاسی خارجی نیز باعث تعمیق اختلاف نظرها می‌شدند.

سرانجام کودتا صورت گرفت و محمد مصدق متعاقباً توسط دادگاه نظامی محاکمه شد. اگرچه او از اتهامات اصلی مانند تلاش برای براندازی سلطنت و کودتا علیه مشروطه تبرئه شد، اما به دلیل سرپیچی از دستور شاه به سه سال حبس انفرادی محکوم شد. اگرچه مصدق تصور می کرد که دادگاه نظامی صلاحیت محاکمه نخست وزیر را ندارد و این کار باید از طریق دیوان عالی انجام شود، اما دادگاه نظامی مصدق را نخست وزیر برکنار شده می دانست و از این منظر خود را درست و ادعای مصدق را بی اساس می دید. اما مصدق موضوع برکناری خود را مشکوک دید.

در واقع برای اولین بار در تاریخ مشروطیت ایران، نخست وزیر قانونی کشور به زندان افتاد و در جایگاه قرار گرفت. مصدق خود معتقد بود که جنایات متعددی به او نسبت داده می شود، اما تنها جرم او عدم تسلیم در برابر سیاست های بیگانگان و جلوگیری از غارت منافع ملی بود. وی دلیل محاکمه خود را مبارزه با دشمن ملت ایران می دانست. تا آنجا که مصدق پس از گذراندن سه سال در زندان به ملک خود در احمدآباد بازگشت و تا پایان عمر تحت نظارت شدید دولت قرار گرفت. او اولین کسی بود که سقوط حکومت خود را غیرقانونی، یعنی کودتا توصیف کرد.

در نتیجه تمام تلاش‌هایی که برای حفظ ثروت ملی و آنچه نباید می‌شد به جایی نرسید و کشورهایی مانند انگلیس و آمریکا بیش از پیش در محاصره منافع ملی و چارچوب سیاسی این مرز و بوم قرار گرفتند. تاریخ علم بزرگ و متفاوتی است که اکثر مردم برای آن ارزشی قائل نیستند و البته تاوان سنگینی هم برای آن می پردازند. البته زمان به عقب بر نمی گردد، اما می توانیم با اعتماد به تاریخ از حسرت ها بکاهیم.