کافر گالیبی در یادداشت خود که در روزنامه اعتماد منتشر شده است، نوشت: در مواجهه با انبوه مشکلات و بحران های گاها فزاینده ای که مدیریت کشور با روش ها و اهداف متعصبانه ایجاد می کند، همیشه این سوال پیش می آید که چه باید کرد؟ کارشناسان دلسوز، مستقل و آگاه پاسخ های زیادی برای این سوال دارند و همیشه سعی می کنند پاسخ های عملی و علمی بیابند، اما هستند کسانی هم که عصای جادویی تغییرات یک شبه را به دست می گیرند و به این فکر می کنند که با پاسخی بی اساس همه چیز را زیر و رو کنند. آنها به خوبی می دانند که تخیل آنها باعث تخریب می شود، اما برای فرار از نتیجه منطقی تخریب توصیه می کنند که از خشونت خودداری کنند، گویی در صورت بی نظمی به نسخه مکتوب قلم گوش می دهند.
این اصل مسلم که اگر قدرت دولت مرکزی هر کشوری منجر به عدم کنترل در سراسر کشور شود، نیروهای گریز از مرکز تا حد وحشتناکی به حرکت در می آیند، این چیزی نیست که بتوان با تأخیر در سخنان و کلی گویی ها از آن اجتناب کرد، به این واقعیت بیافزاید که بیگانگان قدرتمند برای لحظه ای پرسه می زنند تا جامعه ما را به هم بزنند. بله، می توان از روی دره ای پر از حوادث اجتناب ناپذیر پرید و آن سوی دره را نشان داد که می تواند سرسبز و دلپذیر باشد. می توان از قله امنیت، آزادی، عدالت و کنترل مردم بر سرنوشت خود صحبت کرد، اما اینکه چگونه امور به قلمروهای غیبی واگذار شده است. چگونه به مجلس موسسان برسیم؟ کدام حکومت داوطلبانه خود را آشکار می کند یا می رود و امنیت این تحول بزرگ را تضمین می کند؟ فرض کنیم جمهوری اسلامی در یک اقدام تاریخی بی سابقه به رفراندوم می رود. در این صورت، هر انسان عاقل و آزاد باید نظامی را حفظ کند که میله دموکراسی را تا این حد بالا می برد.
اگر خشم و عجله و منفعت طلبی و خیال پردازی ها ما را با تمام عیب ها و عیب ها و مفاسدشان رها کند، واقعاً راهی جز اصلاح روی زمین نداریم و حتی اگر روزی فرصت ساختن آن را داشته باشیم، باید به تجربیات بزرگ تاریخی خود متوسل شویم و باز هم اصلاحات را انتخاب کنیم. اصلاحات یک گزینه در میان چندین گزینه مطلوب و امکان پذیر نیست. اصلاحات یک ضرورت تاریخی است که همه احزاب و گروه ها به ویژه دولت باید انجام دهند.
سخنان اخیر سید محمد خاتمی با وجود اهمیت، عمق و راهگشایی متأسفانه آنچنان که باید مورد توجه قرار نگرفت. به نظر می رسد از یک سو انواع مشکلات موجود و انعطاف ناپذیری که نارضایتی را به خشم می کشد و از سوی دیگر مخالفت اصولی مخالفان ایران ستیز در جنگ روانی عظیم، سخنان مردم دلسوز و آگاه را نادیده می گیرد. هر چه منطق، نفوذ، کمک، دانش و آینده نگری مردم بیشتر شود، دشمنان ایران از آن بیشتر عصبانی می شوند و نمی خواهند راه کم هزینه و صحیح عبور از مشکلات کنونی کشور را بدانند.
با این معیار، یک شخصیت اصلی و تأثیرگذار که به دلیل سوابق، دانش، تعهد و تأثیرگذاری در راس سرمایه های کشور قرار دارد، بیشتر سانسور می شود. سد و سیما که در اوج تنبلی و بی زمانی در سانسور نسخه های شفابخش کشور به سر می برند، همچنان اصرار دارند که آسیب بزنند. آقای خاتمی علیرغم کثرت مشکلات، تلاش شبانه روزی شبکه های بیگانه و گذار بی رویه برخی از سیاستمداران از اصلاحات مورد استقبال براندازان، تجزیه طلبان و اقتدارگرایان و وجه مشترک همه آنها یعنی ناامید ساختن افکار عمومی در عبور از ناآرامی ها با هزینه کم، همچنان به فکر صرفه جویی در راه اصلاحات است. کشور از تجزیه و دخالت خارجی در امور داخلی. بحران ها
او به صراحت می گوید: اگر این نظام با همه کاستی ها و ایراداتش برطرف شود، سرنوشت ایران بسیار دردناکتر از آنچه هست خواهد بود. تجزیه طلبی، مداخله خارجی، نفوذ و غیره ایران را نابود خواهد کرد و تنها راه اصلاحات اساسی، راه حلی ارزان تر و راحت تر از هر راه حل دیگری است. شاید برخی فکر کنند که اسب نارضایتی آماده است تا کسی سوار آن شود و تاج و تخت را به دست گیرد! اما اگر چنین اسب صافی آماده سوار شدن باشد و به همه جا لگد نزند، افراد زیادی هستند که می خواهند سوار آن شوند و همچنین در بین قدرت های جهانی و رسانه ها سوارکاران مطیع زیادی وجود دارند و در ردیف خود تغییری نمی کنند. اساسی ترین، مهم ترین و حیاتی ترین اولویت در حال حاضر حفاظت از ایران است و این بر دموکراسی و دیگر ارزش ها و آرمان ها ارجحیت دارد. ایران باید وجود داشته باشد و وجود داشته باشد تا دموکراسی ظهور کند و حاکم شود و البته بهترین راه برای حفظ ایران تمرکز بر اراده مردم است.






ارسال پاسخ