سال گذشته زخمی بر حافظه جمعی ما گذاشت. زخمی که با یک تصویر شروع می شود. منظره مکانی که نه پایگاه نظامی بود و نه مرکز فرماندهی فقط یک سالن ورزشی در شهر لامرد بود. جایی که کودکان در آن مسابقه می دهند و ورزشکاران جوان آرزوی پیروزی را دارند. جایی که والدین روی سکوها می نشینند و هر پیروزی کوچکی را به گونه ای تشویق می کنند که گویی بزرگترین دستاورد جهان است. مکانی ساخته شده برای زندگی
اما جنگ فرا رسید و در عرض چند دقیقه پژواک خنده و هلهله جای خود را به غبار، دود، گلوله تنگستن و سکوت داد. سالنی که روزگاری پناهگاه رویاها بود به ویرانه تبدیل شد. باورش سخت بود، اما این فاجعه ما را با سؤالات مهمی مواجه کرد. آیا این منطقه غیرنظامی به میدان آزمایش تبدیل شده بود؟ آیا آمریکا در آنجا از سلاح های جدید استفاده کرد؟ نه تنها به قصد تخریب، بلکه برای نمایش قدرت سلاح های جنگی و سنجش کارایی آنها به قیمت نابودی جان انسان ها؟
وقتی ورزشگاهها ویترین قدرت میشوند، وقتی زندگی مردم عادی به رقم میرسد، وقتی تخریب وسیلهای برای ارتقای قدرت میشود، از انسانیت چه میماند؟!
امسال با اتفاقات تلخ میناب و لامرد، توجه خود را به آسیب دیدگان جنگ معطوف می کنیم. کنار پدرانی نشسته ایم که هنوز صدای بمب و فریاد جمعیت را به یاد دارند. در کنار مادرانی که از کنار ویرانه ها رد می شدند و به یاد روزهایی می افتادند که فرزندانشان خسته، خندان و پر قصه به خانه می آمدند. ما به معلمانی گوش می دهیم که شاگردانشان هرگز برنگشتند و همسایه هایمان که شاهد فضاهای زندگی شهر بودند نماد غم و اندوه و از دست دادن می شوند.
کسانی که فکر می کنند هیچکس آنها را بیرون از شهر کوچک لامرد به یاد نمی آورد. آنها ممکن است فکر کنند غم و اندوه آنها زیر سرفصل ها، آمارها و چرخه بی پایان جنگ پنهان است. اما غم و اندوه از بین نمی رود، وقتی دوربین ها جهت خود را تغییر می دهند از بین نمی رود. در صندلی های خالی، در لباس های اسپرت به جا مانده، در عکس هایی که حالا سنگین تر از قبل شده اند، همیشه اندوه وجود دارد.
خانوادههای بیشماری در سرتاسر جهان شاهد تخریب زیستگاههای عادی خود در اثر خشونت جنگ بودهاند و خاطراتی را در خود حمل میکنند که به آسانی دیوارها قابل بازسازی نیستند.
بخش بینالمللی جشنواره قرن پانزدهم میزبان این صداها است.
در این درس، درها را به روی داستانهایی باز میکنیم که چگونه «زبان نظامی» هزینههای انسانی زیادی ایجاد میکند. داستان هایی که می پرسند؛ طمع و قدرت مهاجمان چه بلایی سر زندگی غیرنظامیان می آورد!؟ داستان هایی که اجازه نمی دهند رنج بشر به فرصتی برای فروش سلاح های جنگی تقلیل یابد.
برای کسانی که در آن سالن جمع شده بودند، ورزشگاه هرگز فقط یک ساختمان نبود. اینجا بود که دوستی ها شروع شد. جایی که رویاها پرورش می یابند. جایی که آینده ها تصور می شود.
آینده های مهم، زندگی های مهم و داستان هایی که شایسته گفتن هستند.
* مدیر بخش بین المللی پانزدهمین جشنواره فیلم صد
۲۴۲۲۴۲
گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین





ارسال پاسخ