محمد مهاجری و مینو خالقی: ترور لاریجانی ترور آینده ایران بود

محمد مهاجری و مینو خالقی: ترور لاریجانی ترور آینده ایران بود

محمد مهاجری و مینو خالقی در یادداشت مشترکی که در روزنامه اعتماد منتشر شد نوشتند: حرف آقای قالیباف صحیح است، آقای دکتر لاریجانی دقیقتر است که بگوید شهیدش مظلوم بود و حتی دوستان نزدیکش هم آن شهید را در زمان حیاتش نمی شناختند. در میان سیاستمداران ایرانی، افراد کمی مانند او استقلال و قوام فکری داشتند. او تصمیم خود را برای جلب رضایت کسی تغییر نداد و از سخنان خود صرف نظر نکرد تا آنها را مورد توجه مقامات قرار دهد.

به عبارت دقیق تر، او در تصمیم گیری بی باک، در بیان نظرات خود شجاع بود و محافظه کار نبود. اما چنان نجابتی داشت که وقتی احساس می کرد گفتن چیزی به نظم سیاسی و اجتماعی لطمه می زند، خودداری می کرد.

از سال 1400 به بعد لاریجانی دیگری وجود داشت. وی ایده توسعه و پیشرفت ایران را پس از سالها تجربه مدیریتی در ذهن پویا خود رمزگذاری کرد و هر از چند گاهی در جلساتی مطرح کرد. در جلسات شورای انقلاب فرهنگی و شورای تشخیص انطباق، پخته در بیانات اعضا سخنرانی کرد. او برخلاف برخی از چهره های سیاسی که در روزهای سخت پای خود را از دست دادند، برای مشکلات مختلف راه حل داشت و با امید صحبت می کرد.

همچنین پشت هر جمله ای فکر و کار بود. او هیچ اصالتی را به اصلاح طلبی و اصولگرایی نسبت نداد و این دو سلیقه سیاسی را از دالان کارآمدی عبور داد. در دوره ای که مدیریت صداوسیما را بر عهده داشت و اصلاح طلبان تندرو او را «سیما لاریجانی» می نامیدند، بیشترین ایده های اصلاحی را در حوزه مرجعیت رسانه و تولید سریال و فیلم تلویزیونی توسط مدیران و هنرمندانی که با قالب اصولگرایی دینی همخوانی نداشتند، اجرا کرد.

او لهجه خاصی داشت و به همین دلیل به عنوان رئیس مجلس در مقابل دولت ارتجاع دهم ایستاد و با مقاومت خود به دیگران شجاعت آموخت که اجازه ندهند وندالیسم آن دولت کشور را به ورطه های خطرناکتری بکشاند.

وی در دولت حسن روحانی ریاست مجلس را برعهده داشت و ضمن انتقاد از عملکرد این دولت در برنامه خود از برنامه های ضد تحریم حمایت کرد. وی در عین حال محیط را مدیریت کرد تا تنش ها را به حداقل برساند و البته با وجود نمایندگان تندرو عبوس و بد زبان، مجلس را بدون محدودیت آزادی بیان مهار کرد.

سال گذشته در زمانی که بیشتر وقت خود را به کار و همچنین حضور در جلسات مجمع تشخیص و شورای انقلاب می گذراند، از سوی رهبر معظم شهید به سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی احضار شد. او گفت که به دلیل مشکلات مختلف حاضر به پذیرش این مسئولیت نیست و حتی دلایلی برای ابراز امتناع از قبول مسئولیت آماده کرده است.

وی گفت: وقتی حضرت آیت الله خامنه ای فرمودند «مسئولیت دبیری دمشق به شما محول شده است» متوجه شدم که نباید بهانه تراشی کنم. اما برخی از وظایف و اختیارات شام تکه تکه شد و به افراد یا نهادهای دیگر منتقل شد. با این حال لاریجانی با انتصابات جدید در دبیرخانه شام ​​تلاش کرد تا حجم وقفه را کاهش دهد. او از این فرصت برای جمع آوری دیدگاه های مختلف و متعدد استفاده کرد و شورای عالی را مرکز گفت و گوی روشنفکران قرار داد.

او معتقد بود که باید هماهنگی و همدلی حفظ شود، به ویژه پس از 12 روز جنگ. بر خلاف تصور برخی که شام ​​منشی را پله ای برای رسیدن به کشیش در سال 1407 می دانستند، لاریجانی همه مناصب سیاسی آینده را در نظر گرفته بود و سعی می کرد با کمک اندیشمندان جوان یا مجرب برای ایران فردا و آینده ایران برنامه ریزی کند. برنامه هایی که حاوی قوام، دقت و واقعیت هستند، فارغ از خیال، توهم و جاه طلبی های غیر ضروری. او به چنین آینده ای می اندیشید و به همین دلیل تروری که انجام داد، تروری بود با هدف آینده ایران و آینده ایران.