نشست پرتنش شرکت های اقتصاد دیجیتال برای حل مشکل قطعی اینترنت

نشست پرتنش شرکت های اقتصاد دیجیتال برای حل مشکل قطعی اینترنت

بیش از 30 شرکت فعال در حوزه اقتصاد دیجیتال روز گذشته (19 بهمن) در نشستی گرد هم آمدند و قرار بود مشکلاتی را که به دلیل قطعی طولانی مدت اینترنت و محدودیت های دیجیتالی برای تصمیم گیران ایجاد کرده بودند، به طور مستقیم به تصمیم گیرندگان بیان کنند. بر اساس برنامه، نماینده شورای عالی امنیت ملی یکی از میزبانان اصلی این جلسه بود و دلیل عدم حضور نماینده این هیئت، صدور اطلاعیه جلسه فوری به وی بود. در نهایت علاوه بر عدم اجازه حضور خبرنگاران در این جلسه، نماینده شورای عالی امنیت ملی نیز در این جلسه حضور نداشت.

به گزارش شرق، در تماس با بسیاری از مدیران حاضر در جلسه، مشخص شد این جلسه خشم مدیران شرکت هایی را که به دلیل قطع اینترنت متحمل خسارات مادی و معنوی جبران ناپذیری شده اند، برانگیخته است. مدیرانی که از تکرار مشکلات برای خود خسته و مضطرب شده بودند، اعلام کردند که برای پشیمانی از مشکلاتی که با هم تجربه کردند، در جلسه دیگری شرکت کردند. این نشست که حدود سه ساعت به طول انجامید و بدون نتیجه به پایان رسید، با وعده رفع اکثر محدودیت های اینترنتی از ظهر هفتم بهمن همراه بود.

کمدی که شما را به گریه می‌اندازد

نشست دیروز ظاهرا فرصتی بود برای شنیدن صدای فعالان اقتصاد دیجیتال و استارت آپ ها با بنیانگذاران قطعی اینترنت؛ با این حال، آنچه اتفاق افتاد داستانی متفاوت از انتظارات را بیان می کند. با تماس با چند تن از مدیران حاضر در این جلسه و بررسی مشاهدات آنها، مشخص می‌شود که جلسه به نتیجه‌ای پرتنش و به قول یکی از مدیران باتجربه فناوری اطلاعات تبدیل به یک «طنز» شده است: مدیران با هم ملاقات کردند، دوباره درباره مشکلات و محدودیت‌های خود صحبت کردند و در نهایت بنیان‌گذاران هیچ توضیح و تعهدی در رابطه با وضعیت موجود ندادند.

اساساً به گفته یکی از مدیران استارت آپی حاضر در جلسه، منطق برگزاری جلسه از ابتدا مشکوک بود. به تعبیر خودش، این نشست با عنوان «شنیدن صدای کسب‌وکارهای اقتصاد دیجیتال» در حالی برگزار شد که هیچ‌کدام از نهادهای تصمیم‌گیرنده واقعی در حوزه امنیت اینترنتی و سیاست‌گذاری حضور نداشتند: «این غیبت از همان ابتدا جلسه را به یک گفتگوی یک طرفه تبدیل کرد: کسب‌وکارها صحبت می‌کردند، اما «طرف مقابل» اساساً غایب بود.

او می گوید آنچه در این جلسه مطرح شد نه مطالب جدیدی بود، نه افشاگری و نه داده های جدید. همه چیز در جریان است: قطعی اینترنت 20 روزه، اختلال در خدمات، آسیب به اعتماد کاربران، توقف رشد، آسیب به سرمایه گذاری، فرسایش منابع انسانی. به گفته وی، این موضوعات «چیزهایی بود که تصمیم گیران بهتر از ما می دانستند». اما به نظر او وقتی نهادی نیست که باید تصمیم بگیرد، دقیق ترین تحلیل ها هم تبدیل به مونولوگ های بی اثر می شود.

از منظر این فعال استارتاپی، مهمترین بخش ماجرا، نحوه مواجهه با مشکل «اینترنت کلاس درس» بود. موضوعی که بارها در جلسه به آن اشاره شد اما پاسخی رسمی، شفاف و ساختارمند داده نشد. او به جمله بندی تصمیماتی مانند “تعادل دسترسی به اینترنت” اشاره می کند. سطوحی که بدون توضیح واضح، تعریف کلی، و بدون شخص مسئول مشخص توصیف شده اند. در حالی که مفاهیمی مانند «سطح دو» یا «گشایش اینترنت» در این جلسه مطرح شد، حتی شرکت‌های حاضر نیز دقیقاً نمی‌دانستند این سطوح چه معنایی دارند، چه نمونه‌های کاربردی دارند و کدام سرویس‌ها باز یا بسته خواهند ماند.

حذف رسانه

به گفته وی عدم حضور اصحاب رسانه و خبرنگاران در این جلسه از دیگر نشانه های ماهیت این جلسه بود. یک جلسه غیرعلنی بدون شفافیت عمومی، بدون فرصت برای بیان مستقل و بدون فشار عمومی. به گفته وی، حتی شرکت کنندگان نیز نگران بودند که بیان انتقادات آشکارتر می تواند عواقبی برای آنها داشته باشد. این فضا باعث شد که مذاکرات محافظه کارانه، کنترل شده و در نهایت بی نتیجه باشد.

خلاصه‌ای از جلسه این مدیر اجرایی استارت‌آپ، توصیفی سخت است: جلسه‌ای بدون مخاطب واقعی، فقط کسب‌وکارها در حال صحبت هستند. نه پاسخ روشنی داده شد، نه تصمیم روشنی اعلام شد و نه سازوکار مشخصی برای تغییر شرایط ارائه شد. به گفته وی، این دیدار بیشتر یک «تخلیه روانی جمعی» بود تا گفت و گوی سیاسی. جایی که دردی که همه از قبل می‌دانند بیان می‌شود و افق واقعی برای حل آن وجود ندارد.

در همین زمینه یکی از مدیران شرکت های نوپا توضیح می دهد که نشانه های بی اعتمادی و ترس از شفافیت حتی قبل از برگزاری جلسه به وضوح قابل مشاهده است.

وی می گوید که رسانه ها نیز در این جلسه حضور داشته باشند و از شورای امنیت خواست تا از رسانه ها دعوت کند اما شورا به این درخواست پاسخ منفی داد. زمانی که امکان روایت مستقل وجود نداشته باشد و هیچ کس بیرون از اتاق نباید آنچه را که اتفاق می‌افتد بشنود، کنترل مکان از دست برگزارکننده ناپدید می‌شود.»

به گفته وی، خشم فروخورده کسب و کارها بالاخره در حال بروز است و همه از فرط خستگی حرف خود را می زنند، نه از روی امید به نتیجه. در چنین شرایطی، حتی اگر گفته شود که نمایندگان نهادهای امنیتی «سرپوشیده» حضور داشته اند یا به دلایل امنیتی صحبت نکرده اند، دیگر این توضیح اعتباری ندارد.

این مدیر اجرایی استارت آپ می گوید که درگیری اصلی در جلسه در جایی که صحبت از «افزایش سطح دسترسی به اینترنت» شده بود برجسته شد، در حالی که شواهد عملی خلاف این را نشان می دهد. از نظر او، زمانی که تأییدیه های غیررسمی برای قرار دادن اینترنت در لیست سفید وجود دارد، صحبت در مورد بهبود دسترسی بیشتر شبیه یک بازی زبانی است تا یک تصمیم واقعی. به عبارت دیگر، موضوع دیگر صرفاً اتصال یا قطع ارتباط از اینترنت نیست، بلکه تصور مجدد نوعی دسترسی است که به روشی غیر شفاف و تبعیض آمیز پیش می رود.

او فکر می کند ساختار تصمیم گیری موضوع اساسی تری است. به اعتقاد او، مدل حکمرانی این است که تصمیم‌ها به صورت متمرکز گرفته می‌شوند، اما اجرای آنها پراکنده، ناسازگار و بر اساس سطح قدرت هر نهاد است. نتیجه چنین مدلی نه یک استراتژی روشن است و نه یک پاسخ روشن.

به گفته وی، در جلسه ای که فقط نمایندگان شرکت حضور داشتند، سخنانی تکرار شد که تقریبا همه می دانستند؛ بدون اینکه دقیقاً بدانیم این «کسی» کیست و چه اختیاراتی دارد، شاید با یک امید مبهم که بالاخره یک نفر آنها را «انتقال» کند.

من به دنبال کمی امید هستم

به گفته خودش نزدیک به 40 نفر از شرکت ها در این جلسه حضور داشتند. افرادی که با کمترین امید می آیند که صدایشان شنیده شود و شاید تغییر کوچکی رخ دهد. اما نتیجه نهایی حتی در خوشبینانه ترین حالت ناامید کننده بود: قولی برای ادامه گفتگو بدون هیچ برنامه زمانی، تعهد و تصمیم مشخص.

او می گوید تجربه دیدارهای موازی با شخصیت های سیاسی و تصمیم گیری نیز همین تصویر را کامل می کند. می بینیم که راه های رسمی و غیررسمی به بن بست رسیده است.

نتیجه گیری مدیر استارت آپ روشن است: کسب و کارهای امروزی اینترنت می خواهند و امتیاز خاصی نمی خواهند. آرزوهای آنها ساده است. اینترنت پایدار و قابل اعتماد برای بقا. با این حال، در محیطی که هیچ مخاطبی وجود ندارد، جلسات مانند افزودن یک خط دیگر به لیست شکست ها هستند تا گامی در جهت حل مشکل.

روایات مربوط به غیبت یا حضور نمایندگان نهادهای اداری یکسان نیست. یکی دیگر از مدیران یک شرکت نوپا به «شرق» می گوید که برخلاف برخی ادعاها، افراد از برخی دستگاه ها دیده شده و حتی با برخی از شرکت کنندگان ارتباط خوبی داشتند، اما در نهایت نماینده ای که قرار بود به صورت رسمی صحبت کند، حضور موثری در جلسه نداشت.

به گفته وی، نام فرد خاصی به عنوان نماینده از شورای عالی امنیت ملی مطرح شد که در نهایت اعلام شد که وی به دلیل جلسه ای دیگر نمی تواند حضور فعال داشته باشد.

به گفته وی، این وضعیت مبهم بار دیگر نشان داد که موضوع فقط «بودن یا نبودن» نیست، بلکه مسئله واقعی «پاسخگویی» است. او فضای جلسه را بیشتر به عنوان یک فرآیند ساینده تا یک گفتگوی حل مسئله توصیف می کند.

به گفته وی، آنچه اتفاق افتاد، اولاً «گفتگودرمانی» بود. هر کسب و کاری از دیدگاه خود توضیح می دهد که چگونه اختلال و محدودیت اینترنت به عملیات آن آسیب وارد کرده است، بدون اینکه بحثی ساختاریافته بر اساس داده های کل یا ارائه تصویری کلان از وضعیت باشد. آمار مشخص و رسمی در جدول یا چارچوب وجود نداشت که نشان دهد این اظهارات منجر به تصمیم خاصی می شود.

مدیر اجرایی استارت آپ می گوید نقش ها حتی در سطح مسئولیت نامشخص است. فردی که در جلسه به عنوان شنونده و میانجی معرفی شد، تصریح کرد که در زمینه فیلترینگ و سیاست گذاری اینترنت هیچ اختیار مستقیمی ندارد و تنها می تواند شنونده و «معاون کلامی» باشد.

به گفته وی، این همان الگویی است که در 15 تا 20 روز گذشته بارها تکرار شده است: گوش دادن به دغدغه ها، دادن قول های کلی و در نهایت عدم خروجی ملموس. اما روایت او کاملاً ناامیدکننده نیست. او می گوید خوش بینی کسب و کار امروز امید به نتیجه نیست، بلکه امیدی برای بقا است.

به نظر او، اگر قرار بود مستأصل شوند، بیشتر این شرکت‌ها باید تا الان تعطیل می‌شدند. زنده بودن و تلاش برای گفت و گو با هر نهاد و هر فردی نشان از این حداقل خوش بینی دارد. خوش بینی قانع کننده تر از اعتماد به نفس.

اقتصاد دیجیتال به پایان رسیده است

در مقابل، یکی دیگر از مدیران اکوسیستم اقتصاد دیجیتال که ناامیدتر از همیشه به نظر می‌رسد، می‌گوید این نشست بیش از هر چیز نشان می‌دهد که دیگر چیزی به نام اقتصاد دیجیتال وجود ندارد.

او می گوید که بیشتر مطالب ارائه شده در این نشست، حقایق شناخته شده و «بدیهی» است. به این معنی که آسیب ها و مشکلاتی که هر کسب و کار در این مدت تجربه کرده است، از قبل ثبت و توضیح داده می شود. وی تاکید می کند که جلسه متشنج بود و خشم شرکت کنندگان نمایان بود. چرا که این اولین جلسه نبود و در ماه های گذشته جلسات مشابه زیادی برگزار شده بود، اما تغییر محسوسی مشاهده نشد.

او می‌گوید دغدغه اصلی کسب‌وکارها این است که آنچه گفته می‌شود فقط شنیده شود و هیچ انتقال یا اقدام مؤثری از سوی نهادهای تصمیم‌گیر صورت نگیرد. نتیجه گیری او این بود که جلسه، علیرغم تلاش برای ارائه داده ها و شفاف سازی آسیب ها، بیشتر به تکرار حقایق بدیهی و توضیح مشکلات تجاری، بدون نتایج عملی مشخص، محدود شد. به نظر او، وضعیت کنونی متشنج و نامشخص است و تنها نهادهای مسئول همچنان به «شنیدن» و «وعده کمک» ادامه می‌دهند. بدون حل هیچ مشکلی از اقتصاد دیجیتال.

پیش از هرچیز، جلسه دیروز تصویر روشنی از بن بست کنونی اقتصاد دیجیتال در ایران ارائه کرد: گروهی از مدیران فعال خسته از مشکلات مکرر، ناآرام از بی تفاوتی نهادهای تصمیم گیرنده و بی اطلاع از صدای چه کسانی و چه کسانی می توانند تصمیم بگیرند. جلسه ای که بدون نماینده اصلی شورای عالی امنیت ملی، بدون رسانه و وعده های مبهم برای رفع محدودیت های اینترنتی، به جای راه حل، تبدیل به تخلیه روانی جمعی و گفتگو درمانی شد.