به گزارش خبرگزاری انتخابتو، اطلاعات آنلاین از لس آنجلس تایمز نوشت: آن هورنادی، روزنامه نگار قدیمی، از طرفداران «مردان رئیس جمهور» است و در یادداشتی درباره این فیلم و حواشی آن نوشت: «به عنوان عضوی از هر سه گروه مطبوعات، سیاست و سینما، بارها به این فیلم ادای احترام کرده ام که اخیراً زمانی که به عنوان سردبیر روزنامه واشنگتن پست در دفتر منتقد ارشد فیلم واشنگتن پست خدمت می کردم. در کنار رابرت ردفورد (در نقش باب وودوارد) و داستین هافمن (در نقش کارل برنشتاین) آنقدر واضح و دقیق بودند که با نمونه اصلی مطابقت نداشتند.
مانند بسیاری از کارمندان نسل من در The Post، هرگز اولین تجربه خود را از راه رفتن به اتاق خبر طبقه پنجم در سال 2002 فراموش نمی کنم. فضا آنقدر واقعی بود که حس وهم انگیزی داشت. در آن زمان دیگر خبری از ماشین تحریر برقی و کاغذ کربن شش لایه نبود و کامپیوترهایی که جذابیت بصری چندانی نداشتند جایگزین آن شدند، اما فضای حاکم بر اطراف – یعنی همان کار سخت و تمرکز آرام – به طرز عجیبی شبیه به نسخه سینمایی بود.
در دو سال اخیر درباره کتابی درباره پشت صحنه ساخت این فیلم تحقیق کرده ام. پروژه ای که تولید آن به اندازه داستان واترگیت پر از اتفاقات غیرقابل پیش بینی و سوالات بی پاسخ است. در میان بسیاری از رازهای فیلم، یکی وجود دارد که من را مجذوب خود می کند: نقش «کاترین گراهام»، ناشر و صاحب واشنگتن پست، در جریان تحقیقات واترگیت. همانطور که فیلم نشان می دهد، برای وودوارد و برنشتاین شجاعت زیادی لازم بود تا با منابع وحشت زده و پارانویای شخصی خود مقابله کنند. اما آنچه در آن زمان از دید بسیاری پنهان بود، فشارهای سختی بود که گراهام متحمل شد. اصرار او تحسین برانگیزتر است زیرا کاملاً محو شده است.
من هنوز دارم سعی می کنم بفهمم چرا او از فیلم کنار گذاشته شد. در حال حاضر، واضح است که داستان چیزی بیش از سهل انگاری ساده یا، همانطور که بسیاری فکر می کنند، تبعیض جنسیتی دارد. در واقع، اولین نسخه از فیلمنامه که توسط ویلیام گلدمن نوشته شده بود شامل سکانسی بین گراهام و وودوارد بود. این صحنه که بر اساس یک برخورد واقعی نوشته شده است، شبیه بازی موش و گربه است. اینجاست که پخش کننده گزارشگر جوان و مضطرب را ارزیابی می کند تا مطمئن شود گزارش هایش قابل اعتماد است.
در اوایل سال جاری، طرفداران توانستند صحنه حذف شده را در یک اجرای خواندن در هالیوود تماشا کنند. مارک روفالو و سوزان تریلر جان تازه ای به این رویارویی پر تنش اما ظریف می بخشند. در پایان آن صحنه، وقتی وودوارد پیشنهاد میکند که حقیقت درباره واترگیت ممکن است هرگز آشکار نشود، گراهام با لحنی محکم و ملایم پاسخ میدهد: «هرگز به من نگو؛ بهتر عمل کن».
شنیدن این دیالوگ ها در اجرای زنده مرا شگفت زده کرد. این آمیزهای از غرور به میراث گراهام و اندوه عمیق در مورد اینکه چرا در سالهای اخیر اینقدر نادیده گرفته شده است.
همچنین از نبودن ردفورد که سپتامبر گذشته درگذشت، ناراحت بودم. او همیشه شاکی بود که چرا گراهام شخصیت اصلی فیلم نیست. ردفورد به خوبی می دانست که این پشتکار او بود که کار وودوارد و برنشتاین را ممکن کرد. او معتقد بود که صاحبان رسانه های شجاع و همچنین روزنامه نگارانی که او و هافمن نمایندگی می کردند، برای حفظ دموکراسی حیاتی هستند.
در بیست سال گذشته ردفورد همیشه از “افت شیب” شاکی بود. منظور او افول نهادهایی بود که فیلم تجلیل میکند: نه فقط روزنامهنگاری، بلکه واشنگتن که در آن بازرسان، قضات و قانونگذاران کار خود را بدون پارتی بازی انجام میدهند.
امروزه، در حالی که رهبران سیاسی و شرکتهای بزرگ (از جمله رسانهها) تلاش میکنند تا رئیسجمهور ترامپ را تحت تأثیر قرار دهند، «همه مردان رئیسجمهور» مانند یادگاری از دوران گذشته به نظر میرسد.
این واقعیت تلخ بیش از هر جای دیگری در روزنامه «پست» دیده می شود. یکی که در آن کادر تحریریه افسانه ای به شدت کاهش یافته است و مالک فعلی، جف بزوس، قصد دارد میراث کاترین گراهام را به طور کامل پاک کند. بزوس که زمانی تهدیدات را شجاعانه تحمل می کرد، اکنون به نمادی از “اطاعت قاطعانه” تبدیل شده است. از لغو حمایت روزنامه از نامزدی کامالا هریس تا سکوت در مورد یورش اف بی آی به خانه یکی از خبرنگارانش.
این تغییر رویکرد هزینه های معنوی و مادی سنگینی داشت. از از دست دادن هزاران مشترک تا استعفای خبرنگاران برتر. مارتی بارون، سردبیر سابق روزنامه، گفت: “این نمونه بارز تخریب سریع و خودخواسته یک برند معتبر است.”
گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین






ارسال پاسخ