ویلم دافو به عنوان شعر فراموش شده در ونیز/ “شهرت اواخر” می درخشد

ویلم دافو به عنوان شعر فراموش شده در ونیز/ "شهرت اواخر" می درخشد

برای کنت جونز و سامی بری ، تقریباً همه چیز در مورد انجام درام های جدید نشان داده شده در جشنواره فیلم ونیز “اواخر شهرت” یک تصادف بود.

این دو قبل از صحبت در مورد فیلم هرگز یکدیگر را ندیده بودند. “شهرت اواخر” ، اقتباسی از رمان کوتاه درباره یک کارمند دولتی که ناگهان توسط گروهی از نویسندگان جوان توسط گروهی از نویسندگان جوان مورد ستایش قرار گرفت. اما نام جونز در ابتدا به ذهن خطور کرد. جونز دیدگاه های بسیاری از مستندها و بهترین شخصی را که با دایان ، اولین فیلم داستانی سال کارگردانی می شود ، احساس کرد.

برچ برچ در سخنرانی خود با برچ واریت گفت: این پروژه برای جونز واقعاً عالی است. من هنوز این یادداشت را در تلفن خود دارم. به گفته بورچ ، وی همچنان به جونز با “ظاهر انسانی” اشاره می کند. دو در حال خوردن قهوه ای در نیویورک و طبق گفته بورچ “بلافاصله و فوری” احساس کردند.

برای اقتباس از “شهرت اواخر” به نیویورک امروز از وین به نیویورک و مدرن سازی شخصیت ها. اد ساکسبرگر ، شاعر بازنشسته ، گروهی از هنرمندان متاهل و جاه طلب را شامل می شد که ساکبرگ را به عنوان قهرمان جدید گلوریا (با بازی گرتا لی) آموزش می دادند و ساکبرگ را به عنوان قهرمان جدید آموزش می دادند. این گروه به کارگردانی مایرز (ادموند دانوان) ، یک خانواده ثروتمند. در همین حال ، خود نیویورک شخصیتی است زیرا این گروه سعی می کند صحنه هنری ویلیگ غربی دهه 1980 را احیا کند.

اگرچه جونز معمولاً با سناریوهای خودش کار می کند ، اما به محض خواندن اقتباس ، او همراه بود. در واقع ، او برخی از آنها را دید. خود جونز افسانه ای در سینمای نیویورک است. او پیش از این در فیلم های جدید در منهتن کار می کرد ، سپس شروع به نوشتن کرد و سپس در چندین مستند و رئیس جمهور جشنواره فیلم نیویورک بین دو تا سه سال با مارتین اسکورسیزی همکاری کرد.

جونز در سخنرانی خود با تنوع در مورد اولین روزهای حضورش در نیویورک گفت: “من در فیلم های سینما و آوانگارد بسیار درگیر شده ام.” گفت این دنیایی بود که وجود داشت و بعداً گم شد ، بنابراین می خواستم آن را منعکس کنم. “و در دنیای فیلمسازان Pro -Extreme ، هیچ چیز نمی تواند لذت بخش تر از کشف یک استاد فراموش شده باشد.”

دافو همچنین در دهه 1980 از تئاتر تجربی نیویورک ظاهر شد و در تأسیس گروه وستر شرکت کرد. اگرچه او و جونز قبلاً همدیگر را دیده بودند ، اما یک تصادف در هواپیما سال گذشته گفتگوی جدی را آغاز کرد.

جونز به یاد می آورد: “من سوار هواپیما شدم و دیدم که در کنار او نشسته ام.” ویلم ما در مورد همه چیز صحبت کردیم به جز “شهرت دیرهنگام”. بعداً ، هنگامی که سناریو برای او فرستاده شد ، وقتی در هواپیما صحبت کردیم ، او فهمید که یک نسخه از رمان کوتاه در کیف او وجود دارد و او آن را خوانده است. واقعاً تعجب آور بود “

بازی دافو در نقش ساکسبرگر حساس اما قوی است. مخاطب شاهد تغییر یک کارمند ساده اداره پست در برابر جذابیت شهرت ادبی است. برچ گفت: “این مانند برق است.” آنچه این شخصیت را به ارمغان می آورد ، حساسیت عمیق و شکنندگی است. “

همچنین ، شخصیت گلوریا ؛ زن الهام بخش این گروه که توجه را به خود جلب می کند ، اما واقعیت زندگی و حرفه خود را پنهان می کند. اگرچه ساندرا هالر در ابتدا برای این نقش انتخاب شد ، اما به دلیل مداخله برنامه نتوانست در آن شرکت کند. با این حال ، انتخابات گرتا لی نامناسب شد.

جونز ، “وقتی به گرتا آمدیم ، با خودم گفتم ، چرا شش ماه پیش در مورد این موضوع بحث نکردیم.” گفت اگر من گرتا لی را می شناسم … و سپس دعا کردم که آن را بپذیرم. جالب اینجاست که او بلافاصله پذیرفت. “

جونز جونز گفت ، هر مؤلفه بازی با ارزش است. او کار بسیار دشواری انجام داد. زیرا تجلی باشکوه نقش خود بازیگر نیست بلکه یک شخصیت است. این تمایز بسیار مهم بود. “

این فیلم با صحنه ای که توسط گروه هنرمند برگزار شده است به پایان می رسد و ساکسبرگر یکی از اشعار خود را دهه ها بعد خواند. جونز و براک بارها و بارها درباره منبع شعر بحث کرده اند و حتی کارگردان فکر کرده است که شاعر را به یک دوست اختصاص دهد. اما در پایان ، راه حل در چشمان شماست.

برچ گفت: “اوه ، من نوشتم ، امروز شعری نوشتم.” و این شعر واقعاً عالی بود. پرسیدم ، کجا آن را آورده ای ، شعر چیست؟ و او گفت ، “من امروز خودم آن را نوشتم.” وی ادامه داد: “در همان زمان چیزی بسیار مؤثر و بسیار عفونی وجود داشت.”

“شهرت اواخر” برای اولین بار در افق جشنواره فیلم ونیز نمایش داده می شود. این تجربه برای اولین حضور لیدو و جونز پس از 5 سال است. جونز می گوید مخاطب هیچ پیامی از این فیلم ندارد ، اما امیدوار است “زاویه های خود را دوباره تعریف کند”.

“این ماهیت هنر است ؛” این ارزش عملی نیست ، بلکه گسترش بینایی است که می توان به دست آورد. “

جونز همچنین توضیح داد که دو داستان دیگر “100 ٪ آماده تولید” وجود دارد. یکی دوباره در نیویورک و دیگری در برکشایر است. او و برچ ابراز امیدواری کردند که دوباره با هم کار کنند.

جونز ستایش کرد: “او واقعاً بهترین بود.” خدا بسیار خنده دار است. هر وقت پیامی می گیرم ، واقعاً باعث خنده من می شود. “

مترجم: ریهان اسکانداری

منبع: تنوع

59244

گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین