ریحانه اسکندری: اگر از طرفداران جدی سریال کمدی هستید، هیچ راهی وجود ندارد که نام لری دیوید را نشنیده باشید. مغز متفکر، نویسنده و خالق سریال افسانه ای «ساینفلد» و سریال شاهکار «ترمز بکش» که با کمدی سیاه و نگاه طنزآمیز خود به آداب معاشرت، مسیر کمدی تلویزیونی را برای همیشه تغییر داد. این بازیگر که بالاخره پس از 24 سال به سریال پرطرفدار خود پایان داد، حالا در سن 79 سالگی با یک غافلگیری بزرگ با مینی سریال «زندگی، لری و جستجوی بدبختی» به تلویزیون بازگشت. این مصنوع و مجموعه تاریخی که با همکاری جف شفر و تهیهکنندگی باراک اوباما ساخته شده، سفر کمدی وحشیانه لری دیوید به قلب مهمترین رویدادهای تاریخ آمریکاست. جایی که او در نقش شخصیت های مختلف تاریخ را در معرض جزئیات احمقانه و ویژگی های ناخوشایند انسانی قرار می دهد. گفت و گوی زیر گفتگوی جذاب با جف شفر درباره پشت صحنه این اثر متمایز و روح عجیب لری دیوید است.
او قبل از شروع پخش سریال جدیدش به نام زندگی، لری و جستجوی بدبختی در یک چت تصویری از طریق نرم افزار زوم صحبت کرد. این یک کمدی تاریخی و اثری است که از آن به عنوان «سریال ترمز گذاشتن اما با لباس های سنتی و تاریخی» یاد می کند. (شفر این پروژه را با لری دیوید ساخته و هر هفت قسمت را کارگردانی کرده است.)
این سریال که پخش آن از شبکه HBO آغاز شد توسط تهیه کننده اجرایی باراک اوباما ساخته شد و او در یکی از قسمت های کمدی سریال نیز حضور دارد. در سبک سنتی لری دیوید، ستاره کمدی در طول تاریخ نقش مردان خودخواه، تنگ نظر و بی پروا را بازی می کند. به عنوان مثال، همانطور که پدران بنیانگذار آمریکا به دنبال رهایی مستعمرات از استبداد بریتانیا بودند، لری (که معمولاً در اینجا به عنوان لارنس نامیده می شود) پیشنهاد می کند که اعلامیه استقلال باید اشتراک شیرینی و چتر را با دیگران ممنوع می کرد. یا در نسخه دیگری از تاریخ، لری برای حمایت از رزا پارکس سوار اتوبوس می شود، نه به این دلیل که به حقوق شهروندی اهمیت می دهد، بلکه به این دلیل که او نیز روی صندلی راهرو نشسته است و نمی خواهد بلند شود تا شخص دیگری حرکت کند.
بنابراین این برنامه جشن 250 سالگی تأسیس ایالات متحده است، اما جشنی است که کیک کوچکی بر چهره این کشور می گذارد و با تاریخ شوخی های تند می کند.
متن کامل این سخنرانی را در ادامه می خوانید:
تولد یک ایده تاریخی از دل یک پیام غیرمنتظره
فکر نمی کردم پروژه دیگری از شما و لری به این زودی پس از پایان سری قبلی ببینم.
سری قبلی تمام شده بود و ما در مورد ایده هایی فکر می کردیم که ناگهان این کار انجام شد. لری اغلب هر فرصتی را که به او ارائه می شود رد می کند. او بزرگترین رد کننده پیشنهاد جهان است! با این حال، این بار موضوع توجه او را به خود جلب کرد و بلافاصله شروع به نوشتن کردیم.
وقتی می گویید این ایده “کار می کند”، در واقع توسط اوباماها پیشنهاد شده است، درست است؟
بله، اتان لوئیس از Higher Ground از طرف اوباما با ما تماس گرفت. آنها می خواستند برای 250 سالگی آمریکا کاری انجام دهند. لری که شیفته تاریخ آمریکا بود، از ایده معرفی شخصیت خود به دالان های تاریخ استقبال کرد. صادقانه بگویم، جرقه این کار چند سال پیش زده شد. وقتی یک تیزر تبلیغاتی برای شرکت ارزهای دیجیتال FTX ساختیم. آن مردم دوست داشتنی، دقیقاً نمی دانم چه بر سرشان آمد، ورشکست شدند. در این تیزر، لری در تاریخ سفر می کند و هر اختراع جالبی را مسخره می کند. او به یاد آورد که چقدر عاشق پوشیدن لباس های تاریخی برای آن پروژه بود، اما فراموش کرده بود که چقدر از پوشیدن کلاه های قدیمی متنفر است.
بنابراین لری علاقه زیادی به ایده ای داشت که به ندرت برای او اتفاق می افتاد. البته رابطه بسیار خوب او با پرزیدنت اوباما بی تاثیر نبود. رابطه ای که می توانید در خود برنامه ببینید. از همان جلسه اول مشخص بود که باید این دو نفر را جلوی دوربین ببریم.
مردی که حتی در دستشویی هم تاریخ می خواند!
وقتی سری قبلی تمام شد، طرفداران نگران بودند که لری با تلویزیون تمام شده است. اما هرگز لازم نبود نگران باشید.
لری نمی تواند وصل شود. به نظر می رسد فردی است که کارش چیز دیگری است، اما حتی در زمانی که مرخصی دارد، توافق را زیر پا نمی گذارد و می خواهد به کارش ادامه دهد. او همیشه در حال نوشتن و فکر کردن به ایده های جدید است. ما در واقع در مراحل اولیه فکر کردن به کارهای دیگر بعد از سری قبلی بودیم. در حال بررسی فیلم و سریال کوتاه بودیم، اما این پروژه به چند دلیل برایمان جذابیت داشت. دلیل اول همکاری با خانواده اوباما بود، دلیل دوم این بود که کار زمان تحویل مشخصی داشت. باید به طور ویژه برای 250 سالگی آماده می شد.
این که کار حکم یک برنامه ویژه و یک اتفاق خاص را داشت برای ما جذاب بود. گفتیم شش قسمت می سازیم، همین. برای فصل دوم یا سوم آن سنگینی یک سریال کامل را نداشت. این فقط یک تجربه سرگرم کننده بود. اما در نهایت آنقدر اپیزودهای کمدی مختلف نوشتیم که تبدیل به هفت قسمت شد. صادقانه بگویم، آنچه لری را به خود جلب کرد عشق او به تاریخ آمریکا بود. داره روی این کار میکنه او مردی است که متن آدرس معروف آبراهام لینکلن در گتیسبورگ را در حمام خود قرار داد.
واقعا اینجوریه؟
بله، حمام دفتر او با آدرس گتیزبورگ تزئین شده است. اینجاست که از جوک معروف سری قبل الهام گرفتیم. او نمی خواهد وقت خود را برای رفتن به توالت تلف کند. او می گوید همانطور که وقت من تلف نمی شود، خون سربازان کشته شده گتیسبورگ نیز نباید پایمال شود.
جف شفر و لری دیوید در مراسم رونمایی و اکران سریال “زندگی، لری و تلاش برای بدبختی”
فرمول کمدی لری دیوید; مشکلات بزرگ و جزئیات احمقانه
این مجموعه جدید دقیقاً همان حس و حال شوخی های معمول لری دیوید را دارد. بقیه ایده ها مثل فیلم و سریال کوتاه هم همینطور بود؟
ما هرگز از فرمول کمدی خود عدول نمی کنیم. لری هنوز پر از ایده است. من همیشه می گویم تا زمانی که می توانید از خانه بیرون بروید و از رفتار دوستتان عصبانی نشوید، اشکالی ندارد. بنابراین تنها مشکل این است که چگونه این ایده ها را ارائه کنیم. آیا این یک فیلم است؟ سریال کوتاهه؟ یا یک اثر تاریخی است؟
از زمان ساینفلد، سبک کمدی لری همیشه در کنار هم «مشکلات بزرگ و مشکلات کوچک» بوده است. به عنوان مثال، داستان به این صورت است: “ما قرار است یک پروژه تلویزیونی بزرگ بسازیم، اما صبر کنید، کی کشمش مرا دزدیده است؟” همیشه بین یک موضوع بزرگ که باید به آن اهمیت دهید و یک موضوع بسیار کوچک و احمقانه که تمام توجه شما را به خود جلب می کند، درگیری وجود دارد. وقتی وارد وقایع تاریخی میشوید که همه در جهان میدانند، آن موضوع اصلی خود به خود آماده میشود. در نتیجه می توانیم روی این جزئیات مسخره تمرکز کنیم و بازی کنیم. این تضاد فاحش لری را هیجان زده می کند.
متن این اثر چقدر نوشته و فیلمنامه بود؟ آیا مانند سری های قبلی از یک طرح کلی استفاده کردید؟
روند نگارش و فیلمبرداری بسیار شبیه به کار قبلی بود. ما یک فیلمنامه کامل نداشتیم، اما یک طرح کلی با جزئیات خاص داشتیم. شاید به دلیل مسائل تاریخی چند سطر دیگر گفت و گو نوشتیم اما نتیجه نهایی همان طرح ساختاری بود. سپس از چند بازیگر بزرگ و سرگرم کننده دعوت کردیم که بیایند و با لری بازی کنند. تقریباً همه ستاره های مهمان فقط برای یک روز آمدند. با توجه به تنوع لوکیشن های فیلمبرداری، کاترین هان تنها فردی بود که دو روز پشت دوربین بود. بنابراین شما یک پیش نویس دارید و هر سکانس در حین فیلمبرداری بازنویسی و بداهه می شود. وجه تمایز این اثر با سری قبلی در نوع تصویربرداری بود. این خیلی سینمایی تر است. لری نمی خواست این شبیه یک کمدی تلویزیونی معمولی به نظر برسد. او میخواست که شبیه یک فیلم کوتاه یا فیلم کوچک باشد. ما در مکان های واقعی کار می کردیم. ما مجموعه های جنگ جهانی اول و هواپیمای برادران رایت را بازسازی کردیم. تیم تولید و لباس ما واقعاً سخت کار کردند تا همه چیز تا حد امکان واقعی به نظر برسد، سپس لری را به وسط دنیای واقعی انداختیم و عقب نشستیم و ویران کردن او را تماشا کردیم.
وقتی لری دیوید از ترور لینکلن جلوگیری کرد!
زمانی که در حال طوفان فکری بودید، آیا بازیگری وجود داشت که فوراً او را برای این نقش مناسب تشخیص دهید؟
فهرستی از وقایع تاریخی بزرگ و کوچک را یادداشت کنید و بپرسید: «امروز به کدام یک از اینها نگاه خندهداری داریم؟» با گفتن شروع کردیم. یکی از اولین چیزهایی که به ذهنم خطور کرد این بود که لری بود که به آبراهام لینکلن پیشنهاد کرد آن تئاتر معروف (تئاتری که لینکلن در آن ترور شد!) را ببیند. ما از ابتدا داستان را می دانستیم و لری گفت: “کاترین هان باید حتما نقش مری تاد (همسر لینکلن) را بازی کند و پسر، اگر بیل هدر نقش لینکلن را بازی کند چقدر خنده دار خواهد بود. وقتی شروع به نوشتن قسمت مربوط به اکسپدیشن لوئیس و کلارک کردیم، متوجه شدیم که داستان مانند یک سفر تعطیلات بین دو دوست مرد مجرد است. مثل کمدی های کلاسیک دهه پنجاه بود. بنابراین ما فکر کردیم، بیایید لری و جری ساینفلد را با لحن کمدی های قدیمی شان گرد هم بیاوریم.
آیا یک رویداد تاریخی وجود دارد که روی آن کار کرده اید اما نمی توانید زاویه مناسبی برای تمسخر پیدا کنید؟
مدتی به کنفرانس یالتا رفتیم. ما بارها فصلی درباره هجوم طلا در آمریکا نوشتیم و بازنویسی کردیم، اما نتوانستیم پایان مناسبی برای آن پیدا کنیم. ما پایان جدیدی برای آن گذاشتیم، اما… خوب، آن را در نسخه نهایی سریال قرار ندادیم. چند قسمت خنده دار وجود داشت اما زاویه کلی به اندازه کافی قوی نبود.
آیا در طول ساخت این نمایش چیزی از تاریخ یاد گرفتید که شما را شگفت زده کرد؟
خیلی چیزها بود. به عنوان مثال، لری وارد شد و گفت: “ما باید کاری در مورد رای مردمی ساموئل جی تیلدن انجام دهیم.” “ساموئل جی. چی؟” گفتم. من تعجب می کنم که این شخص کیست؟ گاهی خود تحقیق در تاریخ راه طنز را به ما نشان می دهد. همه فکر می کنند که توماس جفرسون اعلامیه استقلال را به تنهایی نوشته است، اما در واقع یک کمیته پنج نفره وجود داشت. از جمله جفرسون، آدامز، فرانکلین، راجر شرمن و رابرت لیوینگستون. در واقع، آنها ابتدا دستی در نوشتن این نوشته داشتند و این دیدگاه ما شد. لری نقش رابرت لیوینگستون را بازی می کند و این اولین پیش نویس او است. نکته اصلی ما این بود که لری در طول تاریخ به ندرت استراحت می کرد و این برای تاریخ بسیار خوب بود! زیرا هر بار که به او گوش می دادند، نتایج فاجعه بار بود.

لری دیوید و جری سینفلد در نقش لوئیس و کلارک در زندگی، لری و جستجوی بدبختی
نکته خندهداری که این نمایش نشان میدهد این است که در طول تاریخ مردم، حتی کسانی که در رویدادهای تغییر جهان نقش داشتهاند، احتمالاً در مورد چیزهای بسیار احمقانه صحبت کردهاند و شکایتهای پوچ و مضحک داشتهاند.
از زمانی که انسان ها وجود داشته اند، شکایت هایی از افراد دیگر وجود داشته است. این مانند غیبت و غیبتی نیست که در قرن بیستم شروع شد.
لری دیوید و باراک اوباما در پشت صحنه
من در مورد نقش اوباما در خلق این اثر تعجب می کنم. آیا تا به حال از قدرت اجرایی استفاده کرده است؟ به عنوان مثال، اگر رئیس جمهور سابق درخواست یک ستاره مهمان ویژه یا بودجه بیشتر کند، هیچ کس نمی تواند به او نه بگوید.
استفاده از وتوی ریاست جمهوری برای به دست آوردن پول بیشتر بسیار جالب خواهد بود! کاش یادم میرفت مثلاً میگوییم: «رئیسجمهور به سه روز فیلمبرداری اضافی نیاز دارد؛ «او رسماً دستور داد.» ما باید این کار را میکردیم.
اما نظرات رئیس جمهور و همچنین اتان لوئیس و جو پالسن از شرکت فیلمسازی بسیار ارزشمند بود. او از اولین ملاقات ما متن های زیادی خوانده بود و بسیار دوست داشت. او چند یادداشت و اصلاحات در یکی از فصل ها ارائه کرد و لری به سرعت جلو آمد و گفت: “آره، آره، بله، ما می دانیم که باید چه کار کنیم.” رئیس جمهور همچنین گفت: نیم ساعت است که می گویم همه چیز چقدر خنده دار و فوق العاده است، حالا یک چیز کوچک می گویم و شما بلافاصله حالت تدافعی می گیرید؟ رئیس جمهور ادامه داد: زمانی که در دفتر بیضی شکل کاخ سفید بودم، توصیه ها را دنبال کردم و به مشاورانم گوش دادم و رئیس جمهور ایالات متحده بودم. و لری بسیار خونسرد پاسخ داد: “بله، اما من رئیس این تجارت هستم.”
همانطور که گفتید این یک مینی سریال است و به عنوان یک مینی سریال در حال تبلیغ است. اما آیا اگر فرصتی پیش آمد، دوست دارید دنباله آن را بسازید؟
به ما خیلی خوش گذشت. منظورم اینه که وقتی از لری حرف میزنید در مورد یکی حرف میزنید که هر فصل سریال قبلیش فصل آخرش بوده! هیچ چیز برای او سرگرم کننده تر از اتمام یک پروژه و خداحافظی نیست، اما او هرگز تسلیم نمی شود. این یکی از پارادوکس های جذاب و عجیب شخصیت لری است: او زمان باقی مانده تا پایان کار را می شمارد، اما در عین حال همیشه کار جدیدی را شروع می کند. نمی دانم چقدر طول می کشد تا فراموش کند که چقدر از کلاه های تاریخی متنفر است، اما باید منتظر ماند و دید. حتما کار دیگری خواهیم کرد. هنوز تاریخ زیادی روی میز دست نخورده باقی مانده است، مطمئناً.
بنابراین، شما دو نفر قرار نیست کلاه های کمدی خود را کنار بگذارید و از این به بعد بازنشسته شوید؟
نه، هرگز و هرگز. همانطور که گفتم هنوز اعصاب و مغز مردم متشنج است، بنابراین کار ما ادامه دارد.
منبع: Variety
۵۹۲۴۴
گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین






ارسال پاسخ