چرا احسان کرمی از مرز اخلاق گذشت؟/ گلشیفته فرهانی هم در اپوزیسیون بود اما…

چرا احسان کرمی از مرز اخلاق گذشت؟/ گلشیفته فرهانی هم در اپوزیسیون بود اما...

به گزارش انتخابتو، روزنامه خراسان نوشت: دعوت عمومی از ترامپ برای مداخله در امور داخلی ایران، حمایت آشکار از سلطنت طلبی و تولید مداوم مطالب داغ اینستاگرامی، نشان از جایگزینی کنش سیاسی با منظره هنرمند سابقی است که چیزی جز چنین سر و صدایی در خارج از کشور ندارد. رفتاری که در آن تولید خشم سوخت است و هدف آن هدف تلقی می شود، اما در محتوای آن اخلاق و استدلال وجود ندارد.

البته مشکل واقعی امثال کرمی نه سلطنت طلبی است و نه مخالفت افراطی. در حال حاضر برخی نام ها به یک اندازه در اپوزیسیون خارج از کشور فعال هستند اما رفتار کرمی به نوعی نشان دهنده سود است. مثلا گلشیفته فراهانی یک اپوزیسیون جدی است، اما مخالفت او علاوه بر پروژه های زیادی که در خارج از کشور از او می بینیم وجود دارد. اما به نظر می رسد کار تمام وقت احسان کرمی در اپوزیسیون است و کارهای عجیب و غریبی می کند زیرا در این زمینه فاقد تحصیلات و منطق است.

کرمی هرگز توضیح نداد که سلطنت طلبی چگونه با دموکراسی ارتباط دارد، در سال های اخیر چه آورده است و اساساً چه افقی برای «پسا تغییر» ترسیم می کند. اپوزیسیونی که پاسخ نمی دهد، برنامه ای ندارد و رابطه خود را با مفاهیم اساسی مانند دموکراسی روشن نمی کند، همان چیزی است که می توان آن را مخالفت بی پروا نامید. جریانی که از مسئولیت پاسخگویی به مخاطب طفره می رود و در این بین ژست می گیرد.

با این حال، آنچه اخیرا رخ داده است، موضوع بسیار جدی تری است. انتشار عکس های زیلا صادقی در خارج از کشور و متعاقب آن انتشار شماره تلفن های بازیگران، مجریان و خوانندگان «وضعیت موجود» به وضوح عبور از خط مخالفان سیاسی و ورود به عرصه آزار و اذیت و تعرض به حریم خصوصی مردم است.

همه می دانیم که زندگی دوگانه در میان بسیاری از هنرمندان و مجریان ایرانی پدیده ای رایج است. احسان کرمی سال هاست که از همین الگو حتی با شدت بیشتری برای پیشرفت حرفه ای خود استفاده می کند تا بتواند نمایش های سازمانی نان و آب اجرا کند یا در جشنواره فیلم فجر اجرا کند. بنابراین اینکه شخصی مانند کرمی به دیگران برچسب “منافق” بزند نه انتقاد است و نه تقبیح. این غرور کامل است.

انتشار شماره تلفن افراد حتی از نظر اخلاقی دیگر قابل دفاع نیست. این رفتار نه نقد است، نه بحث و نه مبارزه. خشونت نمادین را تشویق می‌کند و سوءاستفاده را تشویق می‌کند. و سوال آخر همین جاست: فردی که سابقه انطباق فرصت طلبانه با ساختار را دارد و امروز فاقد ایده و اندیشه است و حتی به ابتدایی ترین اصول اخلاق رسانه ای پایبند نیست، با چه منطقی خود را شایسته یک کپی رایتر می داند که جامعه را اداره می کند؟ جامعه ای که باید با منطق افشاگری، تحقیر و تجاوز به حریم خصوصی اداره شود، قبل از رهایی ناامن می شود و این ایده در واقع هیچ سودی برای جامعه ندارد.

17302

گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین