چرا مذاکرات در سایه تهدیدات نظامی انجام می شود؟

چرا مذاکرات در سایه تهدیدات نظامی انجام می شود؟

بعدی- ژنو بار دیگر صحنه یکی از حساس ترین بازی های دیپلماتیک جهان است. جایی که قرار است ایران و آمریکا از طریق یک واسطه قدیمی بدون نشستن رو در رو پیام رد و بدل کنند. منابع دیپلماتیک ایران روز دوشنبه تایید کردند که دور جدید مذاکرات غیرمستقیم تهران و واشنگتن فردا در سفارت سلطان نشین عمان در آن شهر برگزار می شود. موضوع هسته ای ایران و تعدادی از مناقشات حل نشده بین دو کشور در مرکز این مذاکرات قرار دارد.

همزمان با این تحرکات پشت درهای بسته، عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران برای شرکت در یکی از مهمترین مجامع بین المللی آماده می شود. منابع دیپلماتیک اعلام کردند که او روز سه شنبه در کنفرانس خلع سلاح سازمان ملل در ژنو سخنرانی خواهد کرد. این پلتفرمی است که انتظار می رود ایران از آن برای تشریح مواضع خود در مورد خلع سلاح و امنیت بین المللی و احتمالاً دفاع از رویکرد خود در قبال برنامه هسته ای تهران استفاده کند.

پیام دوگانه تهران از ژنو؛ برای انجام یک معامله “عادلانه” بدون عقب نشینی تحت فشار آماده باشید

در حالی که ژنو بار دیگر به محل اقدام دیپلماتیک در مورد موضوع هسته ای ایران تبدیل شد، مقام ارشد امنیتی تهران و وزیر امور خارجه این کشور با ارسال پیام های هماهنگ آمادگی ایران را برای دستیابی به یک توافق “عادلانه و متعادل” اعلام کردند. توافقی که به گفته آنها نگرانی ها را بدون خدشه دار کردن امنیت یا منافع ملی ایران برطرف می کند.

علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در بیانیه‌ای که خبرگزاری تسنیم منتشر کرد، تاکید کرد که تهران آمادگی کامل برای مذاکره عادلانه هسته‌ای را دارد. وی با اشاره به وضعیت آمادگی دیپلماسی و ساختار امنیتی کشور تصریح کرد: ایران سطح آمادگی خود را افزایش داده و آماده مذاکرات عادلانه ای است که بتواند نگرانی ها را بدون آسیب رساندن به امنیت خود برطرف کند.

لاریجانی همچنین برخی گمانه زنی ها مبنی بر پاسخ کتبی ایران به خواسته های آمریکا را رد کرد و گفت: آنچه تاکنون رخ داده صرفاً تبادل نظر است؛ این یک روند مستمر است. وی تاکید کرد که کشورهای منطقه نیز از دستیابی به راه حل سیاسی برای موضوع هسته ای ایران حمایت می کنند.

دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران ارزیابی تهران از روند گفت‌وگو را مثبت ارزیابی کرد اما این ارزیابی را مشروط ارزیابی کرد. وی هشدار داد که مذاکرات نباید به ابزاری برای اتلاف وقت یا تحمیل مسائل خارج از چارچوب هسته ای تبدیل شود. این موضعی است که نشان دهنده حساسیت تهران برای گسترش دامنه مذاکرات به مناطق غیرهسته ای است. لاریجانی همچنین بر پایبندی ایران به چارچوب های حقوقی بین المللی تاکید کرد و گفت: تهران نظارت بر آژانس بین المللی انرژی اتمی را در چارچوب معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای پذیرفته است. تاکیدی که می توان آن را تلاشی برای نشان دادن پایبندی ایران به قوانین رسمی نظام منع اشاعه هسته ای تعبیر کرد.

در همین حال، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران هنگام ورود به ژنو برای ادامه مذاکرات هسته ای با آمریکا، موضعی سخت اما دیپلماتیک اتخاذ کرد. وی در پیامی که از حساب کاربری خود در شبکه «ایکس» منتشر کرد، اعلام کرد که «تسلیم در دستور کار نیست» و ایران با «ابتکارات واقع بینانه» وارد این دور مذاکرات شده است.

عراقچی تاکید کرد: تهران با رویکردی سازنده به میز مذاکره بازگشت اما در برابر فشارها و تهدیدات سیاسی عقب نشینی نخواهد کرد. وی تصریح کرد: هرگونه توافق احتمالی باید مبتنی بر احترام متقابل و تضمین کننده منافع ملی ایران باشد. این وضعیتی است که به وضوح خطوط قرمز تهران را در مذاکرات ترسیم می کند.

چراغ سبز مشروط ترامپ به نتانیاهو؛ پشت صحنه حمایت احتمالی واشنگتن از حمله به برنامه موشکی ایران

سی بی اس نیوز در گزارشی جدید پیامی محرمانه و سنگین را فاش کرد: دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در جریان دیدار با بنیامین نتانیاهو در اقامتگاهش در مارالاگو در دسامبر گذشته، به نخست وزیر اسرائیل اطلاع داد که در صورت شکست مذاکرات با تهران، واشنگتن از حملات اسرائیل به برنامه موشکی بالستیک ایران حمایت خواهد کرد.

این گزارش بر اساس اطلاعات منابع آگاه نشان می دهد که تنها دو ماه پس از این دیدار، مذاکرات محرمانه در بالاترین سطح بین ارتش آمریکا و سازمان های اطلاعاتی این کشور آغاز شده است. بحث‌ها نه بر احتمال حمله اسرائیل، بلکه بر این بود که واشنگتن چگونه از چنین سناریویی در عمل حمایت می‌کند.

به گفته دو مقام آمریکایی، یکی از محورهای اصلی این رایزنی ها بررسی امکان تامین سوخت هوایی به جنگنده های اسرائیلی بوده است. اقدامی حیاتی که می تواند برد عملیاتی این هواپیماها را برای انجام حملات دوربرد افزایش دهد. در عین حال موضوع حساس اخذ مجوز عبور از حریم هوایی کشورهای در مسیر حمله احتمالی نیز مورد بررسی قرار گرفت. عاملی که نقش تعیین کننده ای در امکان سنجی هر عملیات نظامی ایفا می کند.

با این حال، ابهامات قابل توجهی در این زمینه وجود دارد. به گزارش «سی بی اس نیوز»، هنوز مشخص نیست که کدام کشورها حاضرند اجازه استفاده از حریم هوایی خود را برای چنین عملیاتی بدهند. در همین حال، کشورهایی مانند اردن، عربستان سعودی و امارات علنا ​​اعلام کرده‌اند که اجازه نخواهند داد از هوای آنها برای حمله به ایران یا انتقام‌جویی ایران علیه سایر کشورها استفاده شود. موقعیتی که پیچیدگی عملیاتی این سناریو را افزایش می دهد.

شبکه عبری: معامله واشنگتن و تهران در دوران ترامپ تقریباً غیرممکن است

در حالی که ژنو بار دیگر صحنه تحرکات دیپلماتیک بین ایران و ایالات متحده است، یک شبکه عبری با ارائه تحلیلی بدبینانه، احتمال هرگونه توافقی بین دو طرف در دوره دونالد ترامپ را “بسیار بعید” توصیف کرد و بر نقش مستقیم بنیامین نتانیاهو در شکل دادن به این فضای بی اعتمادی تاکید کرد.

کانال 14 اسرائیل به نقل از متی تاچفیلد، تحلیلگر سیاسی، گزارش داد که احتمال امضای هرگونه توافقی بین رئیس جمهور آمریکا و ایران بسیار کم است. این ارزیابی مبتنی بر رویارویی ترامپ با توافق هسته‌ای قبلی و همچنین تلاش‌های سیاسی اسرائیل برای تضعیف اعتماد واشنگتن به تهران است.

تاچفیلد در تحلیل خود عنوان کرد که ترامپ همواره توافق هسته ای دوران باراک اوباما را به سخره گرفته و آن را نمونه ای از یک توافق «ضعیف» می داند. به گفته وی، همین رویکرد بود که منجر به خروج رسمی آمریکا از این توافق در دوره ریاست جمهوری ترامپ شد. تصمیمی که راه را برای روابط تهران و واشنگتن به مرحله جدیدی از درگیری می گذارد.

وی با اشاره به این پیشینه سیاسی تاکید کرد که هیچ نشانه ای مبنی بر آمادگی ترامپ برای آغاز مذاکرات جدی با ایران وجود ندارد. به گفته این تحلیلگر، ورود واشنگتن بر اساس اعتماد به ایران در دوره ترامپ یا لغو تحریم های اقتصادی و آزادسازی منابع مالی تهران، «تقریباً غیرممکن» به نظر می رسد.

در بخشی دیگر از این تحلیل، نقش بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی به عنوان یکی از مهم ترین عوامل در شکل گیری این فضای بی اعتمادی مطرح شد. تاشفیلد درباره آخرین دیدار خود با نتانیاهو در اقامتگاه ترامپ در مارالاگو صحبت کرد و آن را ملاقاتی با “سطح غیرمعمول محرمانگی” توصیف کرد. به گفته وی، این دیدار تأثیر عمیق تری نسبت به دیدارهای معمول دو طرف چه قبل و چه پس از آن داشت. به گفته این تحلیلگر، تمرکز اصلی نتانیاهو در این دیدار تلاش برای تغییر نگاه آمریکا به امکان تکیه بر ایران بود.

تاچفیلد همچنین مدعی شد که ارزیابی فزاینده‌ای در محافل سیاسی تل‌آویو وجود دارد که انعطاف‌پذیری یا حتی امتیازات احتمالی ایران اعتماد واشنگتن را جلب نخواهد کرد. وی تصریح کرد: نتانیاهو فعالانه در تلاش است تا اعتبار ایران را در نزد سیاستگذاران آمریکایی تضعیف کند و این پیام را می دهد که نباید به سخنان تهران اعتماد کرد. به گفته این تحلیلگر، نتانیاهو با استفاده از استدلال های سیاسی و همچنین ارزیابی های اطلاعاتی و اطلاعاتی اسرائیل و همچنین نمونه هایی از فعالیت های گذشته ایران برای تقویت این دیدگاه، موضع خود را در برابر هرگونه معامله احتمالی تقویت کرده است.

دکترین «فروپاشی یا تقابل»؛ چرا اسرائیل پرونده ایران را یک نبرد وجودی می‌بیند؟

پیش بینی های استراتژیک منتشر شده در محافل تحقیقاتی اسرائیل نشان می دهد که رویارویی تل آویو با پرونده ایران نه تنها به تغییر روسای جمهور آمریکا یا نوسانات تاکتیکی در سیاست واشنگتن بستگی دارد، بلکه مبتنی بر یک دکترین امنیتی عمیق و عمیق است. دکترینی که رابطه مستقیم و متناقضی بین بقای اسراییل و تداوم نظام سیاسی در تهران تعریف می کرد و این دیدگاه مبنای سیاستی سفت و سخت و انعطاف ناپذیر در قبال مذاکرات هسته ای شد.

بر اساس این ارزیابی ها، سیاست اسرائیل در قبال ایران بر یک اصل اساسی استوار است: «همه چیز یا هیچ چیز». این اصل به معنای مخالفت با هرگونه توافق تدریجی یا سازش محدود است و در این زمینه تنها سناریوی مثبت برای تل آویو تغییر ریشه ای در ساختار قدرت ایران تعریف می شود.

در همین چارچوب، تحلیلگران اسرائیلی معتقدند که شرایطی که تل آویو برای واشنگتن ارائه کرده است، با علم به غیرقابل قبول بودن آن برای تهران طراحی شده است. به گفته این منابع، این شرایط عملا راه را برای یک سناریوی جایگزین، یعنی گزینه نظامی هموار می کند. این گزینه ای است که می تواند یا با تصمیم مستقیم آمریکا در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ اجرا شود یا با عملیات نظامی اسرائیل که پس از دریافت “چراغ سبز” از واشنگتن میدان مانور گسترده تری خواهد داشت.

در همین زمینه، روزنامه عبری «معاریو» گزارش داد که هدف استراتژی آمریکا فروپاشی کامل نظام ایران نیست، بلکه کنترل تدریجی توانمندی های آن، حفظ ثبات منابع انرژی و جلوگیری از وقوع یک جنگ همه جانبه منطقه ای است. این دیدگاه در واقع بر مدیریت بحران و جلوگیری از تشدید تنش متمرکز است. در مقابل، دکترین امنیتی اسرائیل بر مجموعه ای از نگرانی های وجودی مبتنی است. از دیدگاه تل آویو، نگرانی ها مستقیماً با بقای این کشور در نقشه ژئوپلیتیک خاورمیانه مرتبط است.

دیپلماسی در سایه تهدید چرا لحن تند ترامپ لزوماً به معنای جنگ نیست؟

از دیدگاه برخی تحلیلگران، موضع تند دونالد ترامپ در قبال ایران فراتر از آغاز یک عملیات نظامی، بخشی از یک استراتژی حساب شده برای افزایش فشار سیاسی است. کورش احمدی، دیپلمات سابق، این تغییر لحن را در چارچوب تاکتیک های چانه زنی ارزیابی می کند. به گفته وی، هدف اصلی از این برخوردهای تند این است که ایران را وادار به دادن امتیازات بیشتر بر سر میز مذاکره کنند.

بر اساس این تحلیل، افزایش فشار نظامی و سیاسی آمریکا بخشی از یک استراتژی گسترده تر برای تقویت قدرت چانه زنی واشنگتن است. راهبردی که هدف آن مجبور کردن ایران به پذیرش محدودیت‌های شدیدتر به‌ویژه در مورد غنی‌سازی اورانیوم است. در واقع این فشارها نه به عنوان مقدمه ای برای جنگ، بلکه به عنوان ابزاری برای تقویت موقعیت مذاکره کننده آمریکا طراحی شده بود.

در سطح استراتژیک، تفاوت اصلی بین دو طرف مفهوم «غنی سازی صفر» است. مفهومی که به یکی از ارکان سیاست هسته ای دولت ترامپ تبدیل شده است. در حالی که ایران بر غنی سازی اصرار دارد و آن را در زمره حقوق مشروع خود بر اساس توافقات بین المللی می داند، واشنگتن در تلاش است تا این فعالیت را به طور کامل یا حداقل موقتاً متوقف کند.

همزمان موضوعات دیگری مانند برنامه موشکی ایران و نقش آن در حمایت از گروه های منطقه ای نیز وارد عرصه مذاکره شد. با این حال احمدی معتقد است که این موضوعات ممکن است به عنوان ابزار تاکتیکی برای افزایش فشار به جای اهداف اصلی استراتژیک آمریکا باشد. در حالی که اولویت اصلی از دیدگاه واشنگتن خنثی کردن پیشرفت هسته‌ای ایران است، موضوع موشکی که برای اسرائیل حیاتی است، می‌تواند بخشی از یک توافق گسترده‌تر باشد.

علیرغم تهدیدهای لفظی برای تغییر رژیم، این تحلیل تاکید می کند که در عمل چنین سناریویی در دستور کار آمریکا نیست. تغییر رژیم از طریق اقدام نظامی مستلزم یک عملیات زمینی جامع، پرهزینه و پیچیده است. اقدامی که با توان نظامی کنونی آمریکا در منطقه همخوانی ندارد و از حمایت های سیاسی لازم داخلی و خارجی برخوردار نیست. در نتیجه، آنچه اکنون در حال رخ دادن است حرکت به سمت جنگ نیست، بلکه یک بازی پیچیده فشار و مذاکره است. استراتژی که در آن تهدیدات نظامی و دیپلماسی به طور همزمان برای تغییر موازنه قوا در میز مذاکره مورد استفاده قرار می گیرد.