برخی از افراد نمی توانند موفقیت دیگران را ببینند. شاید آنها را ملاقات کرده باشید. آنچه دستاوردهای شما بوی ناچیز از طعنه حساس را می بخشد ، و وقتی همه چیز در ذهن باشد پنهان به نظر می رسند.
روانشناسی می گوید کسی که به ما حسادت می کند ، رفتارهایی و عادت دارد که تعیین می کند در هرج و مرج چه می گذرد.
در این مقاله ، ما رفتارها و عادات را به اشتراک گذاشتیم که می تواند درگیری های داخلی شخص حسادت را نشان دهد.
1. دستاوردهای دیگران دیگران را ناچیز می کند
یکی از برجسته ترین علائم شخصی که موفقیت آن دشوار است ، این است که دیگران به موفقیت دیگران نگاه کنند. به عنوان مثال ، این به تجارت شما و “بسیار خوش شانس” ارتقا یافته است. می گوید شما در زندگی خود به موفقیت چشمگیری رسیده اید ، اما آنها واکنش نشان می دهند که انگار مهم نیست.
سخنان او ممکن است بسیار منطقی و بی ضرر به نظر برسد. اما با گذشت زمان ، شما می فهمید که آنها هرگز پیروزی را جشن نمی گیرند. از نظر روانشناسی ، علت این رفتار “ناامنی داخلی” شخص است. وقتی شخصی پشت دیگران احساس می کند ، سعی می کند با تحقیر موفقیت دیگران ، کاستی های دیگران را جبران کند. برای این افراد ، بسیار ساده تر است که بپذیریم که موفقیت فقط فرصتی است از این که اعتراف کند که شخصی در تلاش است به این سطح از موفقیت برسد.
2. آنها حسادت صداقت را پوشش می دهند.
این افراد می گویند حسادت نمی کنند و بسیار صادقانه هستند. به عنوان مثال ، در مواجهه با موفقیت شما ، “خیلی دور نرو ، خیلی کار نمی کند!” آنها می گویند
ابتدا ممکن است فکر کنید که این افراد شما را دوست دارند. اما با گذشت زمان ، شما می فهمید که صداقت آنها به شما کمک نمی کند.
3. آنها دائماً خود را با دیگران مقایسه می کنند
آنها همه چیز را به رقابت تبدیل می کنند. به عنوان مثال ، اگر می گویید برای تکمیل پروژه خود دیر بیدار می شوید ، آنها می گویند که مدت طولانی بیدار هستند. اگر می گویید این باشگاه از بین رفته است ، آنها می گویند خیلی سنگین هستند. ابتدا ممکن است فکر کنید این فقط یک گریه دوستانه است. با این حال ، با گذشت زمان ، شما می دانید که هیچ تلاشی برای صادقانه بودن و فقط به دنبال نمرات بالاتر نیست.
روانشناسان این پدیده را به عنوان یک تئوری مقایسه اجتماعی می نامند و وقتی ارزش های مردم را در برابر ارزش های دیگران اندازه گیری می کند. مقایسه کمی طبیعی است ، اما اگر دائماً خود را با دیگران مقایسه کنید ، احساس ناامنی و عصبانیت خواهید داشت.
4. وقتی دیگران شکست می خورند ، بسیار خوشحال می شوند
آیا برخی از شکست های خود را با برخی از افراد به اشتراک گذاشتید و آیا آنها می خواهند اطلاعات بیشتری کسب کنند؟ او به جای ارائه همکاری و پشتیبانی ، او گولر و “من فکر نمی کنم که این کار را نکردم!” آنها می گویند بسیار طبیعی به نظر می رسد ، اما به نظر می رسد خنک است.
روانشناسان Shaden نامیده می شوند. بنابراین ، از شکست و شکست دیگران لذت ببرید. افرادی که دارای عزت نفس پایین هستند از شکست دیگران راضی تر هستند. زیرا آنها احساس عزت نفس می کنند.
5. دلیلی برای انتقاد همیشه پیدا کنید
فرقی نمی کند که چقدر به دست می آیید ، آنها همیشه اشتباه می کنند. به عنوان مثال ، شما به شخص جدیدی می گویید که یوگا را شروع کرده و می گوید: “خیلی هیجان زده نشوید ، برخی از آنها با این ورزش شکسته اند.”
فرقی نمی کند که در مورد آنها صحبت کنند ، آنها در نهایت تجارت شما را یاد می گیرند. روانشناسان می گویند این به دلیل یک ذهنیت کمیاب است. آنها فکر می کنند موفقیت یک منبع محدود است. اگر رشد کنید ، آنها نجات می یابند. بنابراین به جای اینکه سعی کنند خود را پرورش دهند ، سعی می کنند شما را به سمت پایین بیاورند.
6. آنها حامی قابل مشاهده هستند ، اما فقط در مورد شما
کسانی هستند که در مقابل ما بسیار پشتیبان هستند ، اما در پشت کلمات دیگر. به عنوان مثال ، اگر می گویید در یک زمینه کار می کنید ، “خوب ، فوق العاده!” آنها می گویند اما پس از آن شما دوستان دیگر خود را شنیدید که می گویند “خودکشی کرده اند تا موفق باشند.”
مردم غالباً مانند ماسک و هواداران رفتار می کنند ، اما امیدوارند که ما مخفیانه شکست خواهیم خورد. بنابراین این اشتباه شما نیست ، این رفتار ناشی از بی اعتمادی خودش است. موفقیت شما باعث می شود برخی از مردم شکست های خود را به خاطر بسپارند و باید با شکست های خود روبرو شوند. این رفتارها را به خودتان نزنید.
7. آنها به شما مشاوره می دهند ، اما توصیه شما را به عقب باز می گرداند
همچنین باید باور داشته باشید که توصیه ها برای پیشرفت ارائه شده است. اما گاهی اوقات افراد برای عقب نشینی دیگران توصیه می کنند. به عنوان مثال ، شما تصمیم گرفتید که وقت بیشتری را برای ورزش بگذرانید. “شما به خود آسیب رسانده اید!” آنها می گویند یا می خواهید تجارت خود را بهبود بخشید ، “بازار ویرانه ها!”
مورد اول مانند اضطراب است ، اما بعد خواهید دید که همه این توصیه ها شما را به زندگی باز می گرداند. معمولاً توسط کسانی که از تغییر می ترسند ، توصیه ای به دستور کار ارائه می شود. به خصوص اگر این تغییرات در زندگی دیگری رخ دهد.
وقتی دفعه دیگر به شما مشاوره می دهید ، به خودتان گفتید: “این مکان تجربه یا ترس است؟”
ارسال پاسخ