5 رمان کلاسیک که باید دوباره بخوانید

5 رمان کلاسیک که باید دوباره بخوانید

بعدی- برخی از شاهکارهای ادبیات جهان ممکن است در نگاه اول دست نیافتنی به نظر برسند، اما با گذشت زمان و تغییر دیدگاه خواننده، می توانند لایه های پنهان و ارزش واقعی خود را آشکار کنند.

به گزارش انتخابتو به نقل از اسکرین رانت، بسیاری از ما این را تجربه کرده‌ایم: با اشتیاق یک کتاب محبوب و تحسین‌شده را شروع می‌کنیم، چند فصل را به پایان می‌رسانیم و سپس با ناامیدی کتاب را رها می‌کنیم. به زودی برخی از آثار کلاسیک شروع به برچسب “خسته کننده” یا “آهسته” کردند. آثاری که در فهرست شاهکارهای ادبیات جهان می درخشند، اما گاهی برای خوانندگان امروزی دشوار، کند و یا حتی گیج کننده به نظر می رسند.

با این حال، بسیاری از این رمان ها به دلیل ویژگی هایی که در اولین برخورد دیده نشد، تا به امروز باقی مانده اند. گاهی اوقات مشکل این نیست که کتاب خسته کننده است، بلکه این است که هنوز زمان خواندن آن فرا نرسیده است. برخی کتاب‌ها باید سال‌ها روی قفسه بنشینند تا در مرحله‌ای دیگر از زندگی معنای جدیدی برای ما پیدا کنند. در زیر به بررسی پنج رمان کلاسیک می پردازیم. اگر آنها را کنار گذاشته اید، ممکن است زمان بازگشت به آنها فرا رسیده باشد.

5. “آتش آهسته” – ولادیمیر ناباکوف

دنباله جاه طلبانه از نویسنده “لولیتا”

نام ناباکوف بیش از هر چیز با “لولیتا” گره خورده است. رمانی جنجالی که همچنان محل بحث و جدل است. اما اگرچه «آتش کم رنگ» خواننده را با چالشی ساختاری و ذهنی مواجه می کند تا بحث اخلاقی، اثری است که از نظر هنری کم ندارد.

آنچه این رمان را برای بسیاری از خوانندگان، به ویژه بینندگان جوان تر، دشوار می کند، راوی غیرقابل اعتماد آن است. شما نمی توانید فقط به روایت این کتاب تکیه کنید. داستان شکل غیرمعمولی دارد: شعری طولانی از شاعری خیالی به نام جان شید، با حاشیه‌نویسی و توضیحات مرد دیگری به نام چارلز کین‌بات. این ساختار دوگانه، خواننده را در مرز میان متن و تفسیر، واقعیت و توهم قرار می دهد.

«آش کامفاروغ» رمانی نیست که با سرعت و با روایتی خطی پیش برود. اگر به دنبال یک داستان ساده و اکشن هستید، احتمالاً ناامید خواهید شد. اما اگر از ابهام، بازی های فرم و پازل های ادبی لذت می برید، این کتاب یک تجربه بی نظیر است. میراث ناباکوف اغلب تحت الشعاع جنجال های پیرامون لولیتا قرار می گیرد، اما او از نظر فنی و زبانی در فیلم Low Fire در اوج خود قرار دارد.

4. “جنایت و مکافات” – فئودور داستایوفسکی

اگر می خواهید یک کلاسیک روسی را دوباره ببینید، این را دریافت کنید

برای بسیاری از خوانندگان امروز، ادبیات قرن نوزدهم، به ویژه آثار روسی، دور و بیگانه به نظر می رسد. فاصله زمانی، تفاوت های فرهنگی و حتی کیفیت ترجمه ها می تواند مانعی جدی برای برقراری ارتباط با این آثار باشد. با این حال «جنایت و مکافات» از جمله رمان هایی است که با وجود گذشت بیش از یک قرن، همچنان طراوت و قدرت خود را حفظ کرده است.

این رمان داستان یک قتل و پیامدهای روانی و اخلاقی آن است. داستایوفسکی ذهن پریشان راسکولنیکف را با حساسیتی منحصر به فرد بررسی می کند. دانشجویی که به دلایل فلسفی مرتکب جنایت می شود و سپس در گرداب پشیمانی فرو می رود. اگر ادبیات پلیسی قرن بیستم به تحلیل روانشناختی مجرمان علاقه مند شد، ریشه آن را می توان در این اثر جستجو کرد.

“جنایت و مکافات” یکی از عمیق ترین تصاویر ادبی از گناه را ارائه می دهد. این اثر در کنار داستان های ادگار آلن پو مانند «قلب پنهان» نقطه عطفی در مبارزه با ذهنیت جنایتکار محسوب می شود. با این تفاوت که داستایوفسکی با رئالیسم روانشناختی بی سابقه ای در شخصیت او نفوذ می کند. اگر در گذشته مرعوب حجم یا وزن این رمان شده اید، شاید اکنون بتوانید با دیدگاهی بالغ تر به آن بازگردید.

3. “موبی دیک” – هرمان ملویل

نمونه اولیه رمان بزرگ آمریکایی

«مرا اسماعیل صدا کن»؛ همین جمله آغازین برای لبخند زدن بسیاری از دوستداران ادبیات کافی است. «موبی دیک» یکی از آثار معروف دنیاست. در حالی که برخی آن را یک شاهکار می دانند، برخی دیگر از فصل های طولانی و توضیحات فنی شکایت دارند.

حقیقت این است که موبی دیک ارزش خواندن دارد، اما پایان دادن به آن آسان نیست. علاوه بر شرح جستجوی وسواس آمیز کاپیتان آهاب برای یک نهنگ بلوگا، ملویل فصل های طولانی را به جزئیات فنی صید نهنگ و زندگی دریایی اختصاص داده است. بخش هایی که مرزهای بین داستان نویسی و داستان نویسی مستند را محو می کند. این روش الهام بخش بسیاری از نویسندگان بعدی بوده است، اما ممکن است برای خوانندگان امروزی که به ریتم تندتر عادت کرده اند خسته کننده به نظر برسد.

با این حال، ارزش آنها آشکارتر می شود اگر این بخش ها را نه تنها به عنوان وسایل سرگرمی بلکه به عنوان اسناد فرهنگی قرن 19 بخوانید. شخصیت‌های ماندگار، مضامین اساطیری و روایت نمادین موبی دیک همچنان در ادبیات و سینمای آمریکا طنین‌انداز می‌شوند. و اگر برخی از بخش‌ها مانع از ادامه کار شما می‌شوند، می‌توانید از آن‌ها صرفنظر کنید و روی قسمت روایی اصلی کار تمرکز کنید.

2. “1984” -جرج اورول

نمونه ای کلاسیک از رمان ضد اتوپیایی

رمان «1984» شاید امروزی‌تر از همیشه به نظر برسد. این اثر، داستان حکومتی توتالیتر است که حقیقت و دروغ را به سلاحی برای کنترل جامعه تبدیل می کند، در سال 1949 نوشته شده است. با این حال، تصویر غم انگیزی که او برای آینده ترسیم کرد، بارها در سال های بعد به یادگار ماند.

زبان و اصطلاحات متمایز اورول مانند «برادر بزرگ»، «دواندیشه» و «گفتگوی خبری» ممکن است در ابتدا خواننده را گیج کند. با این حال، این نوآوری زبانی بعدها به یکی از ویژگی های محبوب ادبیات علمی تخیلی تبدیل شد. «1984» کتابی است که بیش از یک داستان سیاسی، تجربه ای فکری و حتی وحشتناک است.

اوج احساسی رمان زمانی اتفاق می افتد که شخصیت اصلی، وینستون اسمیت، تحت فشار «پارتی» فرو می ریزد. اما لایه‌های عمیق‌تری از کتاب زمانی پدیدار می‌شود که خواننده آن را در چارچوب دغدغه‌های سیاسی و اجتماعی دوره‌ای که در آن نوشته شده و تداوم این دغدغه‌های امروزی درک کند. این رمان فقط یک روایت تخیلی نیست. این هشداری است که هنوز هم طنین انداز است.

1. «سلاخ خانه شماره پنج» نوشته کرت وونگات

رمانی نمادین که شایسته توجه مجدد است

اگر «سلاخ خانه شماره پنج» اولین بار خسته کننده به نظر می رسید، شاید زمان مناسبی را برای آن انتخاب نکرده باشید. این رمان ترکیبی از داستان های علمی تخیلی اولیه، طنز گزنده و بیوگرافی مخفی است. وونگات که ساختاری غیر خطی دارد، با مفهوم زمان بازی می کند و شخصیت خود را بین گذشته و آینده، زمین و یک سیاره بیگانه حرکت می دهد.

کتاب خنده دار و در عین حال غم انگیز است. از شوخی های پیش پا افتاده و گاه آشکار گرفته تا تفکر جنگ، مرگ، سرنوشت و اراده آزاد. تجربه بمباران درسدن در جنگ جهانی دوم که خود نویسنده از آن جان سالم به در برد، در تار و پود داستان تنیده شده است.

«سلاخ خانه شماره پنج» راحت‌تر از بقیه در این فهرست خوانده می‌شود، به شرطی که بتوانید با ساختار غیرمتعارف آن مقابله کنید. مانند دیگر کتاب‌های این فهرست، این رمان نیز محصول زمان خود است، اما پیام‌های آن فراتر از آن دوره است. اگر قطعات با شما ارتباط ندارند، از کنار آنها عبور کنید تا زمانی که به لحظاتی برسید. چون این لحظات در کتاب کم نیستند.

در نهایت، شاید مسئله «کسالت» برخی از آثار کلاسیک بیشتر به انتظارات ما مربوط می شود تا خود کتاب. این آثار همیشه قرار نبودند که مانند رمان های معاصر سریع و سرگرم کننده باشند. گاهی اوقات آنها نیاز به صبر، تمرکز و آمادگی ذهنی بیشتری نسبت به ما دارند. اما پاداش این صبر، مواجهه با ایده ها، شخصیت ها و زبان هایی است که ادبیات جهان را شکل می دهند. شاید وقت آن رسیده باشد که به یکی از این رمان ها فرصت دیگری بدهیم.