نبوغ علیرضا منصوریان در لیگ عراق دیگر تصادفی یا حاصل شانس نیست. داستان از این حرف ها جدی تر است.
بهترین برای: نبوغ علیرضا منصوریان در لیگ عراق دیگر تصادفی یا حاصل شانس نیست. داستان از این حرف ها جدی تر است. تیم الطلبه با هدایت مربی ایرانی خود موفق شد اربیل، رهبر لیگ عراق را به زانو درآورد. این برد نه تنها در لیگ برتر معادلات را زیر و رو کرد، بلکه نام منصوریان را بیش از هر زمان دیگری در فوتبال این کشور مطرح کرد. تیم او با این پیروزی به رده پنجم صعود کرد و فاصله خود را با صدر به چهار امتیاز کاهش داد. فاصله ای که با توجه به روند فعلی کاملاً قابل جبران به نظر می رسد.
منصوریان اولین مربی ایرانی در تاریخ لیگ عراق شد که تاثیر مستقیمی در روند قهرمانی داشت. 16 امتیاز در 7 مسابقه آماری نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت. تیم الطلبه که پیش از حضور منصوریان بیشتر در انتهای جدول قرار داشت حالا به عنوان رقیب ظاهر می شود. پس منشاء این موفقیت را کجا باید جستجو کرد؟
سالهاست که در کانون توجه بوده است
برای درک بهتر دلایل این موفقیت، لازم است کمی به عقب بازگردیم. به خود علیرضا منصوریان. مربی ای که سال ها نه تنها با نتایجش بلکه با رفتار و شخصیت رسانه ای اش در کانون توجه قرار گرفته است. منصوریان از آن دسته نام هایی است که با هر حرف و حرفی تیتر یک می شود; زمانی که استقلال روی نیمکت نشسته بود و پای ثابت برنامه های فوتبالی تلویزیون بود.

علی منصور در تمام این سال ها در فضای مجازی پخش شده است. نشست های خبری، مصاحبه ها، ژست های حاشیه ای و حتی آن صحنه جنجالی مراسم تشییع و ماجرای موری و وحید امیری لحظات بی نظیری را در ذهن فوتبالیست ها به جا گذاشت. او آن را متفاوت از بسیاری از مردم درک می کند. در واقع به نظر می رسد امنیت در دل حاشیه وجود دارد که به شخصیت آن لطمه ای وارد نمی کند و مخاطب در زمان اسکرول مشترک (زمانی که اینترنت وصل بود!) آن را نادیده نگرفت.
منصوریان در برنامه های تلویزیونی خود تا حد زیادی توانسته فرم خود را حفظ کند. با جملات و تحلیل های خاص که بیشتر تهاجمی و جسورانه است تا محافظه کارانه. مصاحبه های او اغلب بدون ترمز انجام می شد. گاهی احساساتی بود، گاهی طعنه آمیز، گاهی آنقدر صادقانه بود که آزاردهنده می شد. همین ویژگی ها باعث شد که هواداران او بیشتر از منتقدان در فوتبال ایران به چشم بیایند. به حدی که حتی هواداران تیم رقیب پرسپولیس نیز شخصیت او را دوست داشتنی می دانند.
چه کسی فکرش را می کرد؟
شاید کمتر کسی فکر می کرد که منصوریان در عراق به موفقیت خاصی دست یابد، جایی که فوتبال معمولاً حول یک یا دو تیم بزرگ می چرخد و رقابت با یک تیم ناشناس به این راحتی نیست. شاید عراق جایی باشد که این کهن الگوی شخصیت بهترین جا را دارد. فوتبال عراق احساسی، پرتنش و بر اساس اختیارات مربی است. در چنین فضایی، منصوریان نه تنها می نشیند، بلکه خودنمایی می کند. او دیگر نیازی ندارد با حواشی معمول فوتبال ایران، فشار شبکه های اجتماعی یا چاقوی تیز انتقادهای تلویزیونی دست و پنجه نرم کند. او تمرکز کرد، تیمش را ساخت و به نتایجی دست یافت.

برد مقابل اربیل و الشرطه (تیم های بزرگ عراق) نماد این تمرکز است. تیمی که می داند چه می خواهد، برنامه دارد، سازماندهی شده و می جنگد. منصوریان کمتر صحبت می کند و بیشتر در عراق کار می کند. یک تغییر مهم برای مربی ای که بیشتر با مصاحبه هایش جلب توجه می کند.
این روزها کبک علیرضا منصوریان واقعاً مشتاق است. نه در استودیوهای تلویزیون تهران، بلکه در استادیوم های فوتبال عراق. جایی که او به «علی سلطان» تبدیل شد و شاید مهم ترین نسخه زندگی حرفه ای او بود.
به گزارش رسانه انتخابتو






ارسال پاسخ