روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در بخش یادداشت ها مقاله ای درباره اراده دولت دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا برای حمله به ایران و مخالفت مردم با این تصمیم منتشر کرد.
به گزارش ایرنا؛ نویسنده در ابتدا با پرداختن به یک مقایسه تاریخی، به طعنه نوشت: «هیچ وقت فکر نمی کردم ببینم جرج دبلیو بوش و حلقه او به ما دروغ می گویند، از دست بدهم»: وقتی دولت بوش می خواست به عراق حمله کند، کارزار گسترده ای را برای انتشار و متقاعد کردن افکار عمومی آمریکا به راه انداخت.
مقامات دولتی اطلاعات نادرست در مورد سلاح های کشتار جمعی صدام حسین افشا کردند. بعدها مشخص شد که این سلاح ها هرگز وجود نداشته اند. کالین پاول، وزیر امور خارجه وقت آمریکا، سخنرانی گمراهکنندهای در سازمان ملل ارائه کرد. بسیاری از دموکراتها در کنگره به جمهوریخواهان پیوستند و مجوز حمله را صادر کردند، چه تحت فشار بیامان عمومی یا به دلیل تمایلات تندرو خود.
دولت ترامپ به خود زحمت نداد که به کنگره یا مردم آمریکا توضیح دهد که چرا ممکن است ایران را بمباران کند یا چه چیزی را هدف قرار داده است. این کمپین ساختگی شرمآور و نفرتانگیز بود، اما عمیقتر به این نکته اشاره کرد که افکار عمومی اهمیت دارد و رئیسجمهور نمیتواند بدون متقاعد کردن مردم آمریکا به ضرورت آن جنگ را آغاز کند. بنابراین می توان گفت آنچه رخ داد دستکاری در روند مشورت دموکراتیک بود و نه انکار کامل.
این را با تهدید دونالد ترامپ به جنگ با ایران مقایسه کنید. باراک راوید، گزارشگر اکسیوس روز چهارشنبه هشدار داد: «دولت ترامپ بیشتر از آنچه اکثر آمریکایی ها فکر می کنند به یک جنگ بزرگ در خاورمیانه نزدیک شده است. این جنگ ممکن است خیلی زود شروع شود.»
ایالات متحده بزرگترین نیروی هوایی خود را از زمان جنگ عراق در منطقه متمرکز کرده است. رسانهها، از جمله نیویورک تایمز، گزارش دادند که ارتش این امکان را به ترامپ داده است که در اوایل این هفته حمله کند. کنگره نه تنها اجازه چنین جنگی را نداد، بلکه حتی به طور جدی درباره آن بحث نکرد. دولت به خود زحمت نداده است که به کنگره یا مردم آمریکا توضیح دهد که چرا ممکن است ایران را بمباران کند یا در تلاش است چه کاری انجام دهد.
یک نماینده دموکرات که با همتای جمهوری خواه خود برای وادار کردن کنگره به رای گیری در مورد یک لایحه ضد جنگ کار می کرد، گفت: «هیچ توضیحی درباره استراتژی نظامی وجود نداشت.
بیشتر گزارشها نشان میدهند که کاخ سفید در حال برنامهریزی کمپینی بسیار شدیدتر و طولانیتر از بمباران سال گذشته ایران یا ربوده شدن نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا است. اما نمی دانیم که آیا ترامپ و تیمش خواهان تغییر نظام سیاسی در ایران هستند یا خیر و اگر چنین است، نظر آنها درباره اتفاقات بعدی چیست. اکنون می توان گفت که دولت ترامپ به حکومتی خودکامه تبدیل شده است که بدون توجه به رضایت مردم کشور را به جنگ می کشاند.
در مرکز تنش بین آمریکا و ایران، برنامه هسته ای ایران قرار دارد. برنامه ای که ترامپ هشت ماه پیش مدعی شد در پایان جنگ 12 روزه اسرائیل نابود شد. در همان زمان، گزارشی از سازمان اطلاعات دفاعی آمریکا اعلام کرد که کمپین بمباران آمریکا برنامه ایران را کمتر از شش ماه به تاخیر انداخت.
با این حال، تا به امروز، صفحهای در سایت کاخ سفید وجود دارد که میگوید «تاسیسات هستهای ایران تخریب شدهاند و هر ادعای دیگری اخبار جعلی است». دولت ظاهرا نیازی به توجیه جنگ احتمالی برای پایان دادن به برنامه ای که ادعا می کند قبلاً نابود کرده است نمی بیند.
گزارشها همچنین حاکی از آن است که دولت ترامپ از ایران میخواهد برنامه موشکی بالستیک خود را متوقف کند و به حمایت خود از گروههایی که آنها را نیابتهای منطقهای مینامند، مانند حزبالله لبنان و حوثیها در یمن، پایان دهد. مشخص نیست این خواسته ها جدی است یا فقط یک تاکتیک مذاکره است، اما به نظر می رسد که آنها خط قرمزهایی برای ایران هستند.
وب سایت کاخ سفید تا به امروز صفحه ای با این مضمون دارد: «تاسیسات هسته ای ایران تخریب شده است و هر ادعای دیگری اخبار جعلی است». دولت ظاهرا نیازی به توجیه جنگ احتمالی برای پایان دادن به برنامه ای که ادعا می کند قبلاً نابود کرده است نمی بیند. راب مالی، فرستاده ویژه جو بایدن در امور ایران درباره شرایط دولت ترامپ گفت: نمی دانم این شرایط بهانه است یا واقعی. وی افزود: با توجه به احتمال رد آنها توسط ایران، این موضع می تواند بخشی از نمایشی باشد تا آنها بگویند “ما دیپلماسی را امتحان کردیم”.
تاکنون دولت تقریباً هیچ تلاشی برای توضیح دلیل پشت این مطالبات انجام نداده است. به هر حال، موشک های ایران و قدرت های منطقه ای که از آن حمایت می کند، اسرائیل را بسیار بیشتر از آمریکا تهدید می کند. اگر موضع دولت را همانطور که هست بگیرید، دقیقاً با شعارهای کمپین ترامپ «اول آمریکا» همخوانی ندارد.
نویسنده ادامه می دهد: فکر نمی کنم ترامپ برای حفاظت از اسرائیل وارد جنگ شود. در عوض، من فکر میکنم رفتار او ناشی از همان انگیزه خود بزرگبینی بود که باعث شد نام خود را بر روی مرکز کندی بگذارد. او می خواهد نشان خود را در جهان بگذارد. رئیسجمهوری که سه رژیم سیاسی را که سالها پیشینیانش را گرفتار کرده بودند، حذف کرده است: ونزوئلا، ایران و کوبا که در حال حاضر تحت تحریم شدید سوخت قرار دارد.
راب مالی میگوید: «او اکنون در فکر این است که رئیسجمهوری باشد که حکومتش رژیمهای افراطی ضد آمریکایی نداشته باشد.
اگر چنین است، انگیزه بوش برای حمله به عراق شباهت هایی وجود دارد: طبق بسیاری از گزارش ها، او می خواست پدرش را پشت سر بگذارد. رئیسجمهوری که شجاعت این را داشت که پس از شکست دیگران، صدام حسین را برکنار کند. ترکیبی از خودشیفتگی و ناامنی که در درونش احساس می کرد باعث شد فکر کند که می تواند و باید جهان را از نو بسازد.
ویرانگرترین پیامدهای جنگ عراق بدون شک در خاورمیانه تجربه شد، جایی که صدها هزار نفر جان باختند. اما ویرانی ناشی از این جنگ همچنین به دامن زدن به آشفتگی در آمریکا کمک کرد، از جمله احیای یهودستیزی که در آن افرادی مانند تاکر کارلسن صهیونیست ها را به فریب آنها برای حمایت از تهاجم متهم کردند.
اگر ترامپ آمریکا را وارد یک جنگ غیرضروری با ایران کند، عواقب آن بدتر خواهد بود. بعداً، در زمانی که تئوریهای توطئه درباره یهودیان در بین مردم آمریکا رواج یافت، او وعدههای مبارزاتی انزواطلبانه خود را مبنی بر شرکت در جنگی به نفع اسرائیل، به دلایلی که هیچکس به طور قطعی نمیداند، کنار گذاشت.
نویسنده در ادامه استدلال می کند که «دو مداخله نظامی بزرگ اخیر ترامپ در ایران و ونزوئلا هر دو به خوبی پیش رفتند» و ممکن است اعتماد وی را در بمباران سایر کشورها بدون عواقب افزایش داده باشد.
علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بین المللی بحران، معتقد است که این بار اوضاع می تواند متفاوت باشد. او می گوید: اگر نظام سیاسی ایران تهدید وجودی را احساس کند، احتمالاً واکنش تندی نشان خواهد داد.
نویسنده همچنین می نویسد ایران در برابر ترور سردار قاسم سلیمانی در سال گذشته و حتی بمباران تاسیسات هسته ای این کشور توسط آمریکا خویشتن داری نشان داد و شاید ترامپ این خویشتنداری را به عنوان ضعف تعبیر کرده باشد.
علی واعظ معتقد است که این یک اشتباه محاسباتی است. به گفته وی، ایران به این نتیجه رسیده است که “محدودیت فقط باعث تجاوز بیشتر می شود.” پس نه با اعتدال، بلکه با بی پروایی پاسخ می دهد».
آمریکایی ها حاضر نیستند در این جنگ به خواست ترامپ ضرر و زیان را بپذیرند و از خود گذشتگی کنند. نظرسنجی گالوپ در مارس 2003 نشان داد که 72 درصد از آمریکایی ها از جنگ با عراق حمایت می کنند. از سوی دیگر، در نظرسنجی های اخیر، کمتر از 30 درصد از پاسخ دهندگان از اقدام نظامی علیه ایران حمایت می کنند.
دونالد ترامپ در تلاش نیست کشور را متقاعد کند که جنگ به نفع آنهاست. تنها چیزی که مهم است این است که آیا این جنگ به نفع آنهاست یا خیر.






ارسال پاسخ