شوخی های ایرانی ها سوژه مستند شد/ «خدای من شیطون کر» به ما یاد می دهد با دنیا روبرو شویم.

شوخی های ایرانی ها سوژه مستند شد/ «خدای من شیطون کر» به ما یاد می دهد با دنیا روبرو شویم.

به گزارش خبرگزاری انتخابتو به نقل از ایلنا، مستند سینمایی «گوش شیتون کر» به کارگردانی مهدی بوستانی شهربابکی به تازگی در گروه هنر و تجربه سینماهای کشور کلید خورد.

«وای خدای من شیتون کر» به موضوع شوخی می پردازد و نقش آن را در زندگی انسان ها ترسیم می کند. مستندساز در این اثر با مراجعه به افراد مختلف که در موقعیت های مختلف زندگی خود جوک می کنند این پدیده را بررسی می کند و سعی در ایجاد لحن و فضایی طنز یا در واقع طنز دارد.

به مناسبت اکران فیلم گوش شیطون کر با مهدی بوستانی شهربابکی به گفتگو نشستیم که مشروح آن را در ادامه می خوانید:

اولین بار چگونه به ایده «گوش ناشنوای شیطان» رسیدید و چگونه به موضوع شوخی پرداختید؟

در سال‌های اخیر مشغول تصویربرداری مجموعه‌ای از فیلم‌های مستند با مفاهیم کلان انسانی بودم. قبلا مستندی در مورد فحش دادن ساخته بودم یا مستند دیگری در مورد عزاداری یا رنج انسان که موضوع و مفهوم کلان زندگی انسان هم هست. مستند گوش شیطون کر به موضوع شوخی یا جست و جوی خوشبختی می پردازد و هر ساله سعی می کنم به سراغ موضوعاتی بروم که هم در ذهنم به بلوغ ساخت مستند می رسد و هم به نیاز جامعه مربوط می شود.

در سینمای مستند ما فیلم مفهوم محور نداریم و چنین آثاری در دنیا کم است و من به این موضوعات علاقه مندم و به خشم، درد و … می پردازم و علاقه مندم به مفاهیم، ​​موضوعات مرتبط با ماهیت انسان و ویژگی های ذاتی انسان برایم جذابیت داشته باشد و این موضوعات را عمیقاً بررسی می کنم و وجه مشترک همه آثارم در این زمینه ها مصاحبه محوری است.

آیا افرادی که در این مستند جلوی دوربین ظاهر می شوند را صرفا بر اساس حس شوخ طبعی آنها انتخاب کردید؟ این افراد چگونه انتخاب شدند؟

افراد مختلفی بودند، برخی از دوستانم مثل امیرشهاب رضویان بودند، مدت زیادی است که او را می شناسم و پیشنهاد دادم و خوشبختانه ایشان پیشنهاد من را برای این مستند پذیرفت و جلوی دوربین رفت، در حالی که برخی را اصلاً نمی شناختم. درست مثل روحانی که در فیلم می بینید و او را به من معرفی کردند.

چرا اصرار داشتید که یک روحانی هم به لطیفه اشاره کند؟

اولویت من این بود که به سراغ افرادی بروم که با افراد مختلف سروکار داشتند و هیچ تعصبی مثل نشان دادن یک لایه یا برجسته کردن یک لایه خاص نداشتم. به نظر من در جامعه ما روحانیت جزو لایه هایی است که با بسیاری از افراد جامعه ارتباط دارد.

در فیلم قبلی ام که درباره مرگ و عزا بود همین رویکرد را داشتم. به سراغ خانواده ای رفتم که جلاد داشتند و با خطر از دست دادن تهیه کننده و ساختن فیلم با هزینه شخصی، این را در فیلمم گنجاندم. در همین فیلم خانواده شهید، خانواده ای که قتل شده، فردی خودکشی کرده و… رفتم و فکر می کنم وقتی می خواهید درباره یک موضوع اجتماعی و ساختارتان فیلم بسازید سراغ افرادی رفتم که با جامعه ارتباط دارند، رفتن به روحانیت می تواند انتخاب خوبی باشد.

آیا سعی کردید فضا و ساختار Naughty Ear و همچنین صحبت های افراد مقابل دوربین را طنز کنید؟

بله، به نظر من مکان باید برای مفهومی که در نظر داریم مناسب باشد. من سال ها در ساختار و قالب این فیلم بلند تلاش کردم تا افراد مختلف با مضمون طنز را در یک فیلم خنده دار و دقیق بگنجانم.

من حتی با زندگی شخصی ام شوخی می کنم و در فیلم قبلی درد به یک اتفاق شخصی در زندگی ام برگشتم، مرگ پدرم و تاثیر روانی آن.

شوخی موضوعی حساس مربوط به ملاقات ها و گفتگوهای صمیمی است که نمی توان آن را در فیلم بیان کرد. آیا فکر می کنید در نزدیک شدن به لحن و فولکلور موفق بوده اید؟

در حین ساخت فیلمی با مضمون فحاشی تصمیم گرفتم در صحنه های مستندی که در آن دعوا و درگیری وجود داشت، فحاشی را ضبط کنم، اما بعد از آن فکر کردم که فحاشی نمی تواند در فیلم گنجانده شود، حتی اگر محدودیت و سانسور نباشد این کار را انجام نمی دهم و در نهایت تصمیم گرفتم صحنه های دعوا را با الفاظی که قابل نمایش است بازسازی کنم.

در مورد شوخی هم شرایط به همین منوال است و طبیعتاً در شرایطی که انسان حال و هوای خوبی دارد و به شوخ طبعی می پردازد، فضا نسبت به زمان درگیری و دعوا قابل کنترل است و سعی کردیم جوک هایی را پیدا کنیم که قابل بازی باشد و به زندگی واقعی نزدیک شود.

من معتقدم شوخ طبعی یک نیاز اساسی انسان است و همه در هر جامعه ای به آن نیاز دارند و جامعه ما با توجه به شرایط سختی که در آن قرار داریم به شوخ طبعی بیشتری نیاز دارد. با اخم ها و ناراحتی هایی که در زندگی مان وجود دارد طبیعتاً صبرمان برای شوخی کم می شود اما فکر می کنم شوخی حداقل می تواند زندگی را قابل تحمل کند و افراد شوخ طبع بار سنگین سختی های زندگی را برای ما سبک می کنند. ما باید قدر این افراد را بدانیم و سعی کنیم خودمان طنز را یاد بگیریم.

آیا به آموزش طنز در این فیلم فکر کرده اید؟

در «گوش ناشنوای شیطون» هم آموزش طنز وجود دارد، افراد زیادی هستند که می خواهند بامزه باشند اما استعداد ندارند و تلاششان بیهوده است.

اما بیش از هر چیز در «خدای من شیطان کر» می توان درس مواجهه با دنیا را دید که باید بتوانیم در این دنیا تاب بیاوریم و راه هایی برای زندگی در این روزهای سخت پیدا کنیم.

آیا از شرایط مرور راضی هستید؟

من هیچ وقت اکران ها را دنبال نکرده ام، اما مشخص است که در شرایط فعلی افراد بسیار کمی به سینما می روند، حتی فیلم های پرفروش هم این روزها فروش چندانی ندارند و جامعه نیز با این شرایط هیچ توقعی از رفتن به فیلم مستند ندارد.

بعید است مردم از چنین آثاری استقبال کنند و به نظر من جای واقعی مستند مثل همه جای دنیا تلویزیون است، اما متاسفانه تلویزیون به خودی خود بسته است و فقط نگاه خاصی را دنبال می کند وگرنه امکان پخش همان فیلم از تلویزیون وجود دارد. متأسفانه تلویزیون چارچوب های سفت و سختی دارد و به جز در مواقعی که راهپیمایی ها را پوشش می دهد، همچنان سعی نمی کند به جامعه نزدیک شود.

«گوش شیتون کر» کار نخبه ای و هنری نیست، من سینما را وسیله ای برای زندگی بهتر برای خودم و مردم می دانم و معیارهای هنری برایم در درجه دوم اهمیت قرار دارند. دغدغه اصلی من این است که مردم را به فکر وادار کنم و این فیلم می تواند با فضای طنز و شیرین خود به مردم ما روحیه بدهد، اما تلویزیون از این گونه فیلم ها دوری می کند، هرچند می داند که طنز و خنده نیاز جامعه امروزی است، اما سعی می کند با چنین آثاری این نیاز را برطرف کند که وقتی انسان می خندد و کاری به زندگی اش ندارد، نوعی مزخرفات برایش پیش می آید.

59243

گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین