آیا به حرف مردم گوش نمی دهید؟/ اصلاحات را انجام دهید

آیا به حرف مردم گوش نمی دهید؟/ اصلاحات را انجام دهید

علی دارابی در این اطلاعیه نوشت: در میان 100 شورش بررسی شده پس از انقلاب اسلامی، حوادث دی ماه 1404 از نظر شدت درگیری، میزان، دامنه و پراکندگی جغرافیایی و مدت خشونت بی سابقه است: بین 8 تا 21 دی ماه، 3 هزار نفر در 30 هزار شهر کشته و بیش از 33 هزار نفر مجروح شدند. اینها دلایل این ادعاست.

شورشیان آمریکا و اسرائیل، گروه های تروریستی مسلح و مزدور، سلطنت طلبان و منافقین با استفاده از موج برخاسته از صفوف معترضان و معارضان در حوادث دیمه، مطالبات و مطالباتی را با تاکید بر «سخت شدن سطح معیشت مردم»، «بی ثباتی در بنگاه ها»، «رکود بازار و افزایش چشمگیر قیمت ها»، «رکود بازار و افزایش چشمگیر قیمت ها»، «ارزش شدید قیمت دلار»، «ارزش شدید قیمت دلار»، «تکمیل معیشت مردم»، «بی ثباتی در بنگاه ها»، «ارزش شدید قیمت دلار» و «ارزش شدید قیمت دلار»، «سرسخت شدن سطح معیشت مردم» و «تعطیل شدید قیمت دلار»، «سرسخت شدن سطح معیشت مردم»، «سرسخت شدن سطح معیشت مردم»، «بی ثباتی در بنگاه ها»، «تعطیل شدید قیمت ها»، «مطالعات و مطالباتی» را شورشیان آمریکا و اسرائیل مطرح کردند. شورش، ناامنی، هرج و مرج، ویرانی، آتش سوزی و جنگ گسترده. انجام دادن

آمریکا و اسرائیل به همراه بیش از ده کشور علنا ​​و مخفیانه تامین کنندگان، تامین کنندگان سلاح و حامیان اصلی این هرج و مرج و ویرانی بودند.

اما حضور گسترده مردم و نیروهای اطلاعاتی و امنیتی مانع از این طرح دشمن شد که متأسفانه هزینه های فراوان و خسارات جانی و مادی به همراه داشت و فعلاً فضای آرامش در کشور ایجاد شد. با قدردانی از زحمات مردم محترم و نیروهای حیاتی آنان بر نیروهای اطلاعاتی، امنیتی و انتظامی کشور، لازم است «بحران را از ابعاد مختلف مورد تحلیل قرار دهیم تا از تکرار آن جلوگیری شود».

مرحوم دكتر به تعبير محمد مصدق: «چطور كسي مي تواند خون ايران را در رگهايش جاري كند و مداخله بيگانگان را در امور كشور تحمل كند؟» بیگانگان برای هیچ کشوری به خصوص از نظر نظامی و تسلیحاتی آزادی به ارمغان نیاوردند.

لذا عکس العمل مردم ایران در برابر بیگانگان و سلطه گران و تجزیه طلبان ایران عزیز به خاطر گذشتگان مصمم و تلخ است و همه ما از میهن کشور و وحدت و همبستگی ملی و وحدت و تمامیت ارضی دفاع می کنیم و به قول شاعر بزرگ ایران زمین ملک الشعراء بهار: «پروردگارا حافظ دلهای کشور باش».

با این حال، در کنار «تحلیل بحران ژانویه 1404»، «بحران تحلیل» بیش از هر چیز دیگری به نظر می رسد. جایی که همه حوادث و وقایع دیمه را به نام دشمنان خارجی و فتنه گران گرامی می دارند. جایی که صف معترضان که بخش اصلی اعتراضات را تشکیل می دهند کم رنگ می شود و مطالبات آنان نادیده گرفته و نادیده گرفته می شود.

جایی که جنگ مشترک دشمنان را به رسمیت نمی شناسیم و به کارآمدسازی رسانه و سیستم اطلاع رسانی کشور فکر نمی کنیم. پس از وقایع پاییز 1401 و لزوم تامین آرامش اجتماعی، بسته های سیاستی و رفتاری مصوب قوه مجریه و هیات امنا، متأسفانه «انفعال» و «انفعال» آنها باعث شد تا شاهد حوادث خونینی همچون دی ماه 1404 باشیم.

مشکل اساسی در جامعه کنونی ایران «عدم درک وضعیت موجود و مقاومت در برابر درک صحیح آن» است. این که معتقدم ما مشکلات عصر خود را نمی‌فهمیم و نمی‌توانیم حل کنیم، بر اساس دلایل و اسناد و مدارک کاربردی، تحلیلی و داده‌های دنیای امروز است:

ما هنوز نمی خواهیم باور کنیم که تمرکز استراتژیک قدرت های جهانی “اسرائیل محور” است. حمایت از اسرائیل با منافع ملی آنها و آمریکا، چین و روسیه مرتبط است و متأسفانه امروز در جهان اسلام شاهد و تماشای آن هستیم.

مقابله با انقلاب اسلامی، مهار آن، تحریم آن، منزوی کردن آن در جهان و ایجاد «ایران هراسی» برنامه مشترک نظام است و ما برنامه و راهبرد مدون و مؤثری برای مقابله با آن نداریم. !

اگرچه سازمان ها و نهادهای بین المللی در قرن بیست و یکم تا حد زیادی قدرت خود را در سیاست خارجی و نظام بین الملل از دست داده و به تماشاچی و ناظر تبدیل شده اند. اما با تمام این اوصاف می بینیم که ابتکار عمل و رها نکردن دستگاه سیاست خارجی کشور کمتر در دستور کار مسئولان با استفاده از ظرفیت های مختلفی که در سطح بین المللی وجود دارد، از سازمان شانگهای، کشورهای غیرمتعهد، جهان اسلام گرفته تا سایر ظرفیت های بین المللی. سیاست خارجی را نمی توان با تعارف و شعار مدیریت کرد.

اطمینان از درک و عبرت گرفتن از وقایع و شرایط دی ماه کشور این است که بدانیم: تغییر نسل در ایران تصادفی اتفاق افتاد. محتوای مفهوم زندگی، آرمان ها و خواسته ها با نسل قبل کاملاً تغییر کرده است. گروه های مرجع و نفوذ آنها به جایی رسیده است که «احزاب سیاسی» که قرار است بازیگران رسمی رویدادها و رویدادها باشند، در انتهای رتبه بندی های اجتماعی و سیاسی قرار دارند. باید بدانیم که فضای مجازی یک فرصت بزرگ و دستاورد علمی بشری است تا تهدید و باید سواد رسانه ای را یاد بگیریم که از آن قبل از فیلتر کردن و محدود کردن آن استفاده کنیم.

نشانه امتناع از درک، پاسخگویی به نیازها و خواسته های مدرن و جدید با پاسخ های قدیمی، فرمولی و کاریکاتوری است. ما نمی توانیم به تعداد زیادی از درخواست های دقیق و واقعی به موقع پاسخ دهیم. ما فکر می کنیم با گذشت زمان خود به خود حل می شود. !

بحران تحلیل زمانی خود را نشان می دهد که صدای مردم را به موقع نشنیم و اصلاحات عاجل انجام ندهیم. واقعاً چقدر هزینه دارد که مسئولان عالی کشور به مطالبات مردم در حوزه حکومت داری و مدیریتی مثلاً سریع پاسخ دهند:

مسئولیت امام جمعه رو به پایان است، برخی روحانیون که پایگاه مردمی ندارند و اصولا مددکار اجتماعی هستند، هیچکس ندارند. چون در واقع (نه در سخنرانی ها، شعارها، ادعاها) امام جمعه باید پدر هر شهر و کشوری باشد.

احیای مساجد به عنوان سنگرهای تهذیب، عبادت، تربیت، عواطف، اخلاق، مهربانی، عزم، همدلی، خدمات فرهنگی و اجتماعی با نقش پناه دادن و پناه دادن به مردم، ضرورتی انکارناپذیر در شرایط کنونی است. بیایید از اینجا به میانبر برای آشتی با مردم شروع کنیم.

ادغام و انحلال مجلس، سازمان و بسیاری از مؤسسات موازی و ناکارآمد که بودجه های گزافی از بیت المال دریافت می کنند، کارکرد آنها نامعلوم است و نمی توان به کسی پاسخگو بود.

این اقدام مانند «اطفای حریق» و «کنترل کردن آن» از جمله اقداماتی است که از نارضایتی مردم می کاهد. مردم به شدت از عملکرد سیستم اداری ناراضی هستند.

گشایش فضای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور به ظهور صداهای متعدد، تضاد آرا و مشارکت همه گرایش ها و سلایق سیاسی در اداره کشور می انجامد. فضای باز سیاسی یعنی شنیدن صدای مردم در زمان مناسب، پرهیز از مصادره، جناحی-سیاسی و مصلحت خوانی.

اگر بخواهیم این چک لیست و اقدامات فوری را فهرست کنیم، تعداد آن زیاد است. مردم سرمایه اصلی کشور هستند. سازوکارهای اداره کشور باید بر اساس رای و خواست اکثریت ایجاد شود. درک این گام بزرگی در جهت بازگرداندن صلح اجتماعی به کشور است.

امیدوارم به قول اوحدی مراغه ای: «سخنرانی را ندیدم چون خریدم، چیزی از جدایی از ترک ندیدم» و شنیده شود.