انتخاب های غذایی با طعم احساسات و تجربیات زندگی شده

انتخاب های غذایی با طعم احساسات و تجربیات زندگی شده

انتخابتو، بعضی روزها همه چیز با یک انتخاب ساده شروع می شود. از لحظه ای که یک نفر جلوی یخچال می ایستد یا در میان قفسه های فروشگاه به دنبال غذای مورد علاقه اش می گردد. شاید در ظاهر این انتخاب فقط واکنشی به گرسنگی باشد، اما گاهی اوقات پشت آن احساساتی نهفته است که خود شخص حتی از آن آگاه نیست. خستگی یک روز طولانی، اضطراب یک تصمیم مهم، یک خاطره قدیمی غمگین، یا حتی شادی یک رویداد خوشایند؛ بنابراین در زندگی انسان غذا فقط یک نیاز بیولوژیکی نیست، بلکه بخشی از تجربیات روزانه، احساسات و داستان های نانوشته ای است که هر فردی با خود به همراه دارد.

گاهی غذا فقط روی سفره معنا ندارد و بوی غذای پرنده در آشپزخانه، خاطره جمع شدن خانواده، تشویق والدین به غذا خوردن و حتی اصرار و مخالفت در دوران کودکی در شکل گیری رابطه فرد با غذا نقش دارد. این رابطه از همان سال های اول زندگی به تدریج شکل می گیرد و به مرور زمان به عواطف، خاطرات و حالات روحی افراد وابسته می شود. آنقدر که یک بشقاب غذا گاهی می تواند یادآور آرامش باشد و گاهی بازتابی از دنیای درونی آدمی.

غذا بخشی از نیازهای روزانه انسان در نظر گرفته می شود، اما در پس هر انتخاب غذایی تعدادی از عوامل روانی، عاطفی، اجتماعی و حتی تجربیات دوران کودکی وجود دارد. بسیاری از مردم تجربه روی آوردن به برخی غذاها در روزهای پر استرس یا انتخاب های متفاوت در برنامه غذایی خود را در زمانی که احساس آرامش و رضایت بیشتری می کنند، داشته اند و همین تجربیات ساده روزمره نشان می دهد که بین تغذیه و دنیای احساسات انسان ارتباطی فراتر از ارضای نیازهای جسمانی وجود دارد.

در سال‌های اخیر پژوهشگران به این رابطه توجه بیشتری کرده‌اند و معتقدند که غذا نه تنها سوخت بدن است، بلکه بر برخی از فرآیندهای پیچیده روان‌شناختی انسان نیز تأثیر می‌گذارد، از سوی دیگر، احساسات، عواطف، خاطرات و حالات روانی افراد نیز می‌تواند بر نوع و میزان غذایی که انتخاب می‌کنند تأثیر بگذارد و از این رو بررسی رابطه بین تغذیه و خلق و خوی یکی از موضوعات مهم در مطالعات سلامت روان شده است.

این رابطه از سال های اول زندگی شکل می گیرد و تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله محیط خانواده، روش های تربیتی، الگوهای رفتاری والدین و تجربیات عاطفی قرار می گیرد. حتی برخی مطالعات نشان می دهد که پایه های اساسی این رابطه ممکن است قبل از تولد و در دوران بارداری شروع شود و تحت تأثیر تجربیات مختلف به رشد خود ادامه دهد.

آیا غذاها بر خلق و خو تأثیر می گذارند یا خلق و خوی انتخاب های غذایی را تعیین می کند؟ / غذا ارتباط عمیقی با عواطف، روحیه، تجربیات زیسته و سبک زندگی انسان دارد

احمد پدرام، روانشناس و مشاور خانواده با اشاره به اینکه یک سوال مهم همیشه مطرح است؛ آیا غذا بر خلق و خوی ما تأثیر می گذارد یا خلق و خوی ما انتخاب های غذایی ما را تعیین می کند؟ ایمنا به خبرنگار گفت: این موضوع به عنوان رابطه مزاج و غذا در مطالعات روانشناسی تغذیه ارزیابی می شود. گاهی اوقات نوع غذایی که مصرف می کنیم بر احساسات ما تأثیر می گذارد و گاهی اوقات وضعیت روانی ما را به سمت انتخاب برخی مواد غذایی سوق می دهد.

به همین دلیل وی با بیان اینکه تغذیه را نمی توان صرفاً یک رفتار جسمانی دانست و غذا را با عواطف، روح، تجربه زیسته و سبک زندگی فرد ارتباط عمیقی دارد، ادامه می دهد: بنابراین وقتی صحبت از تغذیه کودک یا نوجوان می شود، صرفاً غذا خوردن نیست، بلکه به تعدادی از رفتارها، عواطف، تجربیات خانوادگی، الگوهای تربیتی و سبک زندگی صحبت می کنیم.

این روانشناس و مشاور خانواده اظهار داشت: اگر خانواده با آرامش، درک و انعطاف بیشتر این موضوع را مدیریت کند، احتمال برقراری ارتباط سالم تری بین کودک و غذا بسیار بیشتر می شود. وی اظهار داشت: رژیم غذایی مادر در دوران بارداری می تواند آینده کودک را تحت تاثیر قرار دهد. برخی مطالعات نشان داده اند که آنچه مادر در دوران بارداری مصرف می کند در شکل گیری برخی ترجیحات غذایی کودک در آینده نقش دارد.

تأثیر تغذیه مادر در دوران شیردهی بر تجربه چشایی / تغذیه کودک تحت تأثیر محیط، تفاوت های فردی، ژنتیک و ساختار بیولوژیکی.

پدرام با بیان اینکه تغذیه مادر نیز می تواند بر تجربه چشایی نوزاد در دوران شیردهی تاثیر بگذارد، ادامه می دهد: بنابراین رابطه کودک با غذا موضوعی نیست که فقط از سر سفره نشستن شروع شود، ریشه آن از سال های اول زندگی حتی قبل از تولد شکل می گیرد. از طرفی بدن انسان نیز توانایی تنظیم نیازهای خود را تا حد زیادی دارد.

وی با بیان اینکه در برخی از مطالعات در مورد تغذیه رایگان به این نکته نیز اشاره شده است که اگر کودک در محیطی آرام و بدون استرس دست به انتخاب بزند، گاهی بدن او به طور طبیعی به غذای مورد نیاز خود روی می آورد و اظهار داشت: ممکن است در زمانی که به آهن بیشتری نیاز دارد، تمایل بیشتری به برخی غذاها در بدن ایجاد شود یا بدن به طور طبیعی تمایل به جبران کمبودهای خود داشته باشد.

این روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه این موضوع تنها به نیازهای جسمی محدود نمی شود، می افزاید: تغذیه انسان متاثر از محیط، تفاوت های فردی، ساختار بیولوژیکی و ژنتیکی است و به همین دلیل نمی توان برای همه افراد نسخه یکسانی اندیشید، حالات روحی، تجربیات، فرهنگ خانوادگی و الگوهای رفتاری والدین می تواند در انتخاب غذایی افراد تاثیرگذار باشد.

انتخاب های غذایی با طعم احساسات و تجربیات زندگی شده

چگونه رابطه پیچیده و دو طرفه بین تغذیه و حالات/خلق روحی افراد بر انتخاب غذایی آنها تأثیر می گذارد؟

سامیه طاهری، روانشناس و مشاور خانواده وی با بیان اینکه تغذیه و خلق و خو رابطه دو طرفه و پیچیده ای دارند و تحقیقات نشان می دهد آنچه افراد می خورند می تواند بر احساسات، عواطف و حتی طرز فکر آنها تأثیر بگذارد، به خبرنگار ایمنا گفت: مواد مغذی مختلفی در تولید انتقال دهنده های عصبی مانند سروتونین، دوپامین و نورآدرنالین که مسئول تنظیم خلق و خوی ضروری هستند، نقش دارند و به همین دلیل رژیم غذایی غنی از چربی، مواد معدنی غنی از چربی و ویتامین ها، نقش مهمی در تولید انتقال دهنده های عصبی دارند. می تواند به بهبود سلامت روان و افزایش احساس رضایت و آرامش کمک کند.

وی با اشاره به اینکه کمبود برخی مواد مغذی می تواند با علائمی مانند افسردگی، اضطراب و تحریک پذیری همراه باشد، می افزاید: به عنوان مثال کمبود ویتامین های گروه B، آهن یا امگا 3 بر عملکرد مغز تاثیر می گذارد و منجر به کاهش انرژی ذهنی و جسمی می شود و مصرف بیش از حد غذاهای فرآوری شده، قندهای ساده و نوشیدنی های چرب با افزایش مواد غذایی همراه است.

این روانشناس و مشاور خانواده با اشاره به اینکه خلق و خو در انتخاب غذایی افراد نیز تاثیرگذار است، می گوید: بسیاری از افراد با استرس، غم و اضطراب که به خوردن هیجانی معروف است، به سراغ غذاهای پرکالری و شیرین می روند و در این صورت غذاها نه برای رفع گرسنگی جسمی، بلکه برای کاهش موقتی این رفتارهای جسمی می تواند در کوتاه مدت باعث ایجاد ناراحتی های روحی و روانی شود. بلند مدت

سایه استرس های روزانه، مشکلات کاری، مشکلات و تبلیغات رسانه ای بر رژیم غذایی/تغذیه مناسب افراد می تواند به حفظ تعادل روانی کمک کند.

طاهری ادامه می دهد: از سوی دیگر، خلق مثبت و احساس رضایت روانی با انتخاب غذایی سالم تری همراه است و افرادی که از سلامت روانی بهتری برخوردار هستند، توجه بیشتری به کیفیت رژیم غذایی خود دارند و تمایل بیشتری به گنجاندن میوه ها، سبزیجات و غذاهای مقوی در برنامه غذایی خود دارند. این انتخاب‌های سالم می‌توانند سطح انرژی، تمرکز و حس خوب را افزایش دهند و یک چرخه مثبت بین تغذیه و سلامت روان ایجاد کنند.

وی با بیان اینکه عوامل اجتماعی و فرهنگی نیز در این امر نقش بسزایی دارند، می گوید: استرس های روزانه، فشار کاری، مشکلات خانوادگی و حتی تبلیغات رسانه ای می تواند بر روحیه افراد و در نتیجه عادات غذایی آنها تأثیر بگذارد. برخی افراد تحت فشار روانی اشتهای خود را از دست می دهند، در حالی که برخی دیگر پرخوری می کنند. بنابراین رفتارهای غذایی نه تنها نتیجه نیازهای جسمانی است، بلکه تحت تأثیر عوامل روانی و محیطی نیز قرار دارد.

این روانشناس و مشاور خانواده می افزاید: تغذیه و خلق و خوی رابطه متقابل و تاثیرگذاری دارند؛ در حالی که تغذیه مناسب می تواند به حفظ تعادل روانی کمک کند، وضعیت عاطفی فرد نیز بر نوع و مقدار غذایی که مصرف می کند تأثیر می گذارد. آگاهی از این رابطه می تواند به افراد کمک کند تا سلامت جسمی و روانی خود را با انتخاب مواد غذایی سالم تر و مدیریت بهتر احساسات خود بهبود بخشند.

انتخاب های غذایی با طعم احساسات و تجربیات زندگی شده

نتیجه ای که از تحقیقات روانشناسی و نظرات کارشناسان بدست می آید این است که تغذیه را نمی توان تنها با نیازهای جسمانی تعریف کرد. انتخاب های غذایی انسان نتیجه یک تعامل پیچیده بین نیازهای بیولوژیکی، شرایط روانی، محیط خانواده، تجربیات گذشته و ویژگی های فردی است. عواملی که رژیم غذایی هر فرد را تشکیل می دهند.

رابطه بین غذا و خلق و خو یک رابطه یک طرفه نیست و همانطور که نوع رژیم غذایی می تواند بر احساسات، انرژی ذهنی و کیفیت زندگی تاثیر بگذارد، حالات روانی افراد نیز در تعیین تصمیمات غذایی نقش دارد و بنابراین دانستن این رابطه می تواند به درک بهتر بسیاری از رفتارهای روزمره انسان کمک کند.

ایجاد یک فضای آرام، حمایتی و بدون فشار هنگام برخورد با غذا می تواند پایه و اساس یک رابطه سالم تر بین کودک و تغذیه باشد. رابطه ای که تاثیرات آن سالیان دراز باقی خواهد ماند. سلامت روان و تغذیه دو حوزه مجزا نیستند، اما به طور مشترک بر کیفیت زندگی انسان تأثیر می‌گذارند و هر چه بیشتر از این ارتباط عمیق مطلع شویم، تصمیمات آگاهانه‌تری برای بهبود سلامت جسمی و روانی و تربیت نسل‌هایی با سبک زندگی سالم‌تر خواهیم گرفت.