تصمیم احساسی در آخرین روز فرزین

تصمیم احساسی در آخرین روز فرزین

بعدی- حمید کفچیان، وکیل و مشاور نظارتی؛ اظهارنظر اخیر معاون فناوری های نوین بانک مرکزی مبنی بر اینکه «هیچ یک از صرافی های فعال در حوزه ارزهای دیجیتال مجوز رسمی از بانک مرکزی دریافت نکرده اند و فعالیت آنها غیرمجاز است» تنها یک هشدار فنی یا توصیه احتیاطی نیست؛ برعکس، از نظر حقوق عمومی دارای آثار حقوقی، اقتصادی و حتی مسئولیتی است.

بر اساس گزارش انتخابتو، در ادبیات حقوق اداری و اقتصادی، واژه «غیرمجاز» مفهومی توصیفی و خنثی نیست. بلکه برچسبی است که می تواند مستقیماً منجر به تخریب اعتماد عمومی، قطع همکاری تجاری، مسدود شدن مجاری مالی و آسیب به فعالان اقتصادی شود. بر اساس اصول حقوق عمومی، محدودیت فعالیت اقتصادی مستلزم یک متن قانونی روشن و تشریفات مقرر است.

اعمال تعریف «غیرمجاز» برای کسب و کارهایی که سال‌ها به صورت علنی فعالیت می‌کنند و میلیون‌ها ایرانی برخی از دارایی‌های خود را بدون منع قانونی مشخص سرمایه‌گذاری کرده‌اند، با اصل حمایت از حقوق اختصاصی و حقوق مشروع کارآفرینان و سرمایه‌گذاران ناسازگار است. ضمناً اگر اظهارنظر مقامات دولتی اثر زیانباری ایجاد کند، ممکن است از نظر مسئولیت قانونی دولت، منشأ مطالبه غرامت تلقی شود. به خصوص که این اظهارات در بازار حساس و مستعد رفتارهای هیجانی بیان می شود.

با این حال، تناقض واقعی زمانی آشکارتر می‌شود که معاون فناوری‌های نوین بانک مرکزی اعتراف کرد که کاربرگ‌های مربوط به فعالیت صرافی‌های ارزهای دیجیتال را برای بررسی توسط هیئت آزادسازی و بهبود محیط کسب‌وکار به وزارت اقتصاد و دارایی ارسال کرده است. این شیوه دقیقاً مبتنی بر تبصره (1) ماده (7) قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی است. تبصره- هر مرجع صدور پروانه در صورت درخواست الحاق فعالیتی به فهرست مجوزها برای تصویب، موظف است مدارک و مدارک خود را به هیأت مقررات زدایی ارائه کند و مجوز آن تنها در صورت پذیرش این هیئت و تصویب هیأت وزیران، اثر قانونی خواهد داشت.

با این تعریف سوال اساسی این است که نهادی که مشخصا در میانه این روند قانونی قرار دارد و هنوز تصمیم نهایی دولت گرفته نشده است و همچنین رئیس کل بانک مرکزی چگونه می تواند در آخرین روز کاری خود از «غیر قانونی بودن» این فعالیت ها صحبت کند؟ چنین اظهاراتی که به تصمیم مرجع ذیصلاح لطمه می زند و اصل پیش بینی پذیری قانونی را نقض می کند، نه تنها کمکی به انضباط مالی نمی کند، بلکه عدم اطمینان و هیجان را به بازار تزریق می کند و بر تصمیمات منطقی مردم در مورد دارایی هایشان تأثیر می گذارد.

وقتی به موضع عملی دولت نگاه می کنیم، این عدم اطمینان حقوقی حتی بیشتر می شود. کسب و کارهایی که در فضای ارزهای رمزپایه فعالیت می کنند در واقع بخشی از چرخه رسمی اقتصاد کشور هستند و دولت از کسب و کارها مالیات می خواهد و دریافت می کند. اخذ مالیات به معنای تعیین ضمنی یک فعالیت اقتصادی است و نمی توان از یک سو فعالیتی را به عنوان منبع درآمد مالیاتی پذیرفت و از سوی دیگر همان فعالیت را «غیر قانونی» نامید.

این دوگانگی امنیت حقوقی فعالان اقتصادی را تضعیف می کند و اعتماد عمومی را از بین می برد. اخذ مالیات از صرافی‌ها و پلتفرم‌های ارزهای دیجیتال و عدم اجرای وظایف حاکمیتی، از جمله سیاست‌گذاری و مقررات در این زمینه، ایجاد شفافیت، امنیت مالی و پولی، افشای روابط و مکانیسم‌های اجرایی مربوطه، پاسخگویی طرفین رابطه اقتصادی (یعنی معامله‌گران از یک سو، صرافی‌ها و پلتفرم‌ها از سوی دیگر) متناقض هستند. دولت به درآمد منطقه ای نگاه می کند که نمی شناسد و صاحبان و فعالان آن را حمایت نمی کند. این نوع اداره مالیات را می توان نمونه ای از یک بام، دو هوا دانست.

از سوی دیگر، تلویحا به اینکه بانک مرکزی اختیار انحصاری برای تعیین نقش کل اکوسیستم ارزهای دیجیتال را دارد، جای تردید جدی است. اینکه حوزه ارزهای دیجیتال و دارایی های رمزنگاری دارای ساختاری چند لایه و بین بخشی است و گسترش اختیارات بانک مرکزی از حوزه پول رمزنگاری و سیستم های پرداخت به کل اکوسیستم بدون متن قانونی مشخص، با اصول حقوق عمومی ناسازگار است. چنین رویکردی رنگ و بوی تضاد نهادی را دارد که هدف آن ایجاد اقتدار ممتاز به جای نظارتی است. درگیری که منجر به حکمرانی بهتر نمی شود، بلکه منجر به تشدید عدم اطمینان و توسعه نیافتگی اقتصاد دیجیتال می شود.

به دنبال این استدلال، ادعای “عدم کنترل” در برابر این مشاغل با واقعیت فعلی شرکت سازگار نیست. فعالان این حوزه دارای مجوز از اتحادیه سراسری مشاغل مجازی یا سازمان نظام صنفی رایانه ای هستند و در تعامل مستمر با نهادهایی مانند وزارت ارتباطات، وزارت امور اقتصادی و دارایی و سایر مراجع نظارتی هستند. نظارت لزوماً بر روی یک موسسه خاص متمرکز نیست و می تواند به صورت شبکه ای و با تنظیم ریسک اجرا شود.

به طور خلاصه می توان گفت که موضوع ارزهای رمزنگاری شده در ایران مانند سایر بخش های اقتصادی و کسب و کار از عدم استفاده از ظرفیت های تولیدی، شناخت واقعیت های نهادی و ضرورت اطمینان حقوقی در تفاسیر رنج می برد. اعمال عجولانه «تجاوز» به یک اکوسیستم فعال، مالیات‌پرداز و پرمخاطب نه تنها به حاکمیت اقتصادی کمک می‌کند، بلکه می‌تواند دولت را در معرض مسئولیت قانونی قرار دهد، اعتماد عمومی را تضعیف کند و بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی شهروندان را بدتر کند. مقررات هوشمند مسیر قانون، شفافیت شرکتی و اجتناب از تعصب را دنبال می کند. نه از آن برچسب هایی که در نهایت بهای آن را مردم و اقتصاد کشور بپردازند.