آینده ایزاک شوتینر، کارشناس ارشد امور بین الملل در نیویورکر
به گزارش انتخابتو به نقل از مجله نیویورکراین هفته، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه هشدار داد حتی اگر ایالات متحده و ایران به توافق زودهنگام در مورد آتش بس دائمی دست یابند، پیامدهای اقتصادی این جنگ حداقل تا سال 2027 (1406) ادامه خواهد داشت. و شاید حتی از این پس بر رشد اقتصاد جهانی سایه افکنده باشد.
این سازمان همچنین پیش بینی کرد: نرخ تورم برخلاف انتظار همچنان بالا خواهد ماند. جنگ بستن تنگه هرمز در نتیجه، عرضه جهانی انرژی را مختل کرد و فشار جدیدی را بر بازارهای بین المللی وارد کرد. در این میان، کشورهای آسیایی با وابستگی شدید به نفت و گاز خاورمیانه بیش از سایرین متحمل خسارت شدند.
در گفتوگوی تلفنی اخیر با پیتر هارل، کارشناس غیرمقیم در زمینه سیاستهای تجاری و اقتصادی در موسسه کارنگی برای صلح بینالمللی، سعی کردم تصویر واضحتری از پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت این جنگ بر اقتصاد جهانی به دست بیاورم. هارل که همچنین استاد مدعو در موسسه حقوق بین الملل اقتصاد دانشگاه جورج تاون است، در مصاحبه خود توضیح داد که چگونه بحران می تواند بر روند اقتصاد جهانی تأثیر بگذارد.
تاثیر شفاهی ترامپ در محدود کردن موقت بازار انرژی
بزرگترین تأثیر اقتصادی جنگ چه بود و چقدر این تأثیرات با آنچه چند ماه پیش انتظار داشتید متفاوت است؟
اگر بخواهیم بین اولین پیش بینی ها و وضعیتی که امروز در آن قرار داریم مقایسه ای انجام دهیم، فکر می کنم قطعا باید در یک زمینه به ترامپ و دولتش اعتبار دهیم: توانایی آنها برای تأثیر شفاهی بر بازارها. ما به وضوح شاهد افزایش قیمت نفت بودیم. قیمت ها در ابتدا 50 درصد افزایش یافت و همچنان حدود 30 درصد بالاتر از سطح قبلی است. پیامدهای این افزایش در قیمت کودهای شیمیایی، قیمت مواد غذایی و تورم به وضوح دیده می شود. اگر در یک کشور در حال توسعه زندگی می کنید، ممکن است با کمبود انرژی فیزیکی مواجه شوید. این وضعیتی است که دولت ها را مجبور می کند از مردم بخواهند کمتر رانندگی کنند.
اما از سوی دیگر، ما هنوز با پیامدهای فاجعه باری مانند نفت 150 یا 180 دلاری مواجه نشده ایم.; اگر تصور کنیم تنگه هرمز در ماه فوریه بیش از سه ماه بسته می ماند، این سناریویی است که اکثر ما واقعاً انتظار داریم اتفاق بیفتد. ترامپ روی صحنه می آید و با حرف هایش بازار را هدایت می کند. او می گوید جنگ به زودی تمام می شود و بازار این روایت را می پذیرد. در خاتمه، اثرات قیمتی این بحران آنقدر که بسیاری از ما پیشبینی میکردیم ویرانگر نبود.
مصرف ذخایر استراتژیک؛ خریداران بزرگ قمار
من هم به این موضوع توجه کردم. گویی نیویورک تایمز یا وال استریت ژورنال گزارش می دهند که قیمت انرژی هر روز در حال کاهش است زیرا ترامپ یک بار دیگر از قریب الوقوع بودن توافق صحبت کرد. در چنین لحظه ای، ناگزیر این سوال را می پرسد: آیا کسانی که بازارها را به حرکت در می آورند، اصلاً از سال 2015 (2014) سیاست را دنبال کرده اند؟ این وضعیت را چگونه می بینید؟
شاید این واکنش غیرمنطقی به نظر برسد، اما اگر بخواهم آن را یک واکنش منطقی ارزیابی کنم، ماجرا را اینگونه می فهمم: وقتی در اواخر فوریه (اوایل اسفند) وارد این درگیری شدیم. بیش از یک میلیارد بشکه ذخایر نفت در جهان وجود داشت. آمریکا از طریق ذخایر استراتژیک خود چند صد میلیون بشکه نفت داشت و این ذخایر محدود به دولت ها نبود. شرکت های نفتی و کشورهایی مانند چین، ژاپن و کره جنوبی نیز ظرفیت زیادی انباشته بودند.
پویایی که در حال حاضر در بازار شاهد آن هستیم این است: سطح ذخایر نفت به شدت کاهش یافته است زیرا همه از ذخایر مشابهی استفاده می کنند. وقتی فکر می کنید که جنگ در دو یا سه هفته آینده به پایان می رسد، استفاده از ذخایر منطقی تر به جای خرید نفت با قیمت های بالا است. کاری که ترامپ با وعده پایان سریع جنگ انجام می داد، در واقع تشویق سهامداران به تخلیه سهامشان بود.
اما اکنون به نظر می رسد به پایان این ظرفیت نزدیک می شویم. چین در حال حاضر روزانه چندین میلیون بشکه نفت کمتر از بازارهای جهانی خریداری می کند و این کاهش را با برداشت از ذخایر خود جبران می کند. ما این را به وضوح در غرب می بینیم. سهام به شدت سقوط کرد و به پایین ترین سطح در چند سال اخیر رسید.
ضربه به رشد اقتصادی و بحران خاموش کشاورزی
اگر جنگ در این ماه به پایان برسد، احتمالاً در سال آینده شاهد رشد اقتصادی کمتر و تورم بالاتر خواهیم بود. این مطالعات را چگونه ارزیابی می کنید؟
در سناریویی که جنگ به سرعت به پایان می رسد، این احتمال وجود دارد حدود نیم درصد رشد تولید ناخالص داخلی جهان از بین خواهد رفت رقم رشد نیز از 3 درصد به 2.5 درصد کاهش خواهد یافت. این یک ضربه جدی است، اما در مقیاس بحران مالی 2008 و 2009 (2008 و 2009) یا دوران کووید ویرانگر نیست.
در همین حال، بخش کشاورزی به ویژه در ایالات متحده و در سطح جهان تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. کشاورزی هم به شدت انرژی بر است و هم به شبکه حمل و نقل گسترده وابسته است. حدود یک سوم کود نیتروژن جهان قبلا از تنگه عبور می کرد و اکنون قیمت کود نیتروژن 40 تا 50 درصد افزایش یافت.
با کاهش سطح زیر کشت مواد غذایی (مانند برنج در آسیای جنوب شرقی)، این فشار به تدریج تا سال 2027 (1406) در قیمت جهانی کالاها ظاهر خواهد شد. از اینجا، قیمت مواد غذایی همچنان بالا خواهد ماند.
موضوع دیگر تورم است. نرخ تورم سالانه در ماه آوریل به 3.8 درصد رسید. بالاترین سطح از ابتدای سال 2023 (پایان سال 1401). اگر این وضعیت ادامه یابد، کاهش نرخ بهره برای رئیس جدید فدرال رزرو، کوین وارش، دشوارتر خواهد شد. هزینه های تامین مالی (رهن، ماشین یا توسعه شرکت) بالا باقی خواهد ماند.
کابوس گاز مایع و مشکل زمستانی اروپا
آیا اعتقاد به تداوم تاثیرات اقتصادی پس از باز شدن تنگه مربوط به مسائلی است که ما هنوز در مورد آن اطمینان کامل نداریم؟ مثلا آسیب به شبکه های انرژی در منطقه؟
در هفته های اول جنگ و در ماه آخر که حملات بیشتر شد کمتر بود. زیرساخت های انرژی مورد هدف قرار گرفتند. خطوط لوله از جمله اهداف اصلی بودند و میادین نفتی نیز تا حدودی مورد حمله قرار گرفتند. از آنجایی که نفت نمی توانست از بسفر خارج شود، برخی از تولیدکنندگان در خاورمیانه مجبور به توقف یا کاهش تولید خود شدند. البته بازگرداندن نفت خام به چرخه تولید زمان بر است، اما خسارت آن چندان ویرانگر نیست.
نگرانی اصلی من بیشتر در مورد گاز طبیعی مایع (LNG) است.. قطر، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان، مجبور به کاهش تولید شد. بازسازی کامل کارخانه مایع سازی عظیم و شکننده زمان می برد. زمستان امسال عواقب سختی برای اروپا خواهد داشت.
اروپا اکنون با یک چالش جدی مواجه است: یا باید زمستان را با ذخایر کم سپری کند، یا باید به فکر کاهش تولید صنعتی برای صرفه جویی در هزینه باشد، یا حتی خرید مجدد گاز از روسیه; گزینه ای که اروپا واقعا نمی خواهد آن را بپذیرد.
سناریوی بدبینانه؛ اگر بحران ادامه یابد، قیمت نفت ادامه خواهد یافت
چرا آسیا اینقدر تحت تاثیر این بحران قرار گرفت؟ آیا این فقط به دلیل نزدیکی جغرافیایی خاورمیانه و وابستگی آن به انرژی است؟ گفتی ممکن است اوضاع بدتر شود. اگر در چند هفته آینده توافقی حاصل نشود، بزرگترین نگرانی شما چیست؟ آیا دوره های زمانی متفاوتی در ذهن دارید؟
در صورت بازگشایی این تنگه، نفتکش های بارگیری شده آماده حرکت به سمت خلیج فارس خواهند بود و انرژی نسبتاً سریع وارد بازار جهانی می شود.
با این حال اگر این بحران ظرف یک ماه آینده حل نشود، به احتمال زیاد قیمت نفت در مدت کوتاهی بین 40 تا 50 دلار در هر بشکه افزایش خواهد یافت.
دلیل روشن است: ما بیشتر ذخایر را تمام کرده ایم و دیر یا زود بازار باید در قیمت واکنش نشان دهد. این شوک به مناطق دیگر سرایت خواهد کرد اثرات ضربه ای بسیار شدیدتر خواهد بود.






ارسال پاسخ