به گزارش انتخابتو، روزنامه خراسان نوشت: با وجود نکات مثبت و مثبت، عملکرد و کیفیت سینمایی آثار جشنواره 1404 را می توان ضعیف دانست. این ضعف زمانی بیشتر نمایان می شود که به یاد بیاوریم پس از چندین سال رکود، سال گذشته چهل و دومین جشنواره توانست رونق مهمی را برای مهم ترین رویداد سینمای ایران به ارمغان بیاورد. اما این رشد در دومین سال مدیریت جشنواره صباح توسط منوچهر شاهسراری ادامه پیدا نکرد.
.
شروع به سوت زدن کنید و کور شوید
در حالی که رویدادهای سینمای جهان سعی داشتند اثری جذاب از سینماگران مشهور را به عنوان فیلم افتتاحیه و مانور اولین نمایش عمومی پس از مدت ها معرفی کنند، چهل و چهارمین جشنواره فجر مانند سال های گذشته با اثری معمولی و محجوب افتتاح شد. انیمیشن «نگهبانان خورشید» که اگر سال گذشته به جشنواره می آمد، حتی نمی شد آن را بهترین انیمیشن این رویداد نامید، جشنواره چهل و چهارم را افتتاح کرد; گفته شد که فیلم های این رویداد با توجه به ظرفیت و بدون قرعه کشی روی میز اکران چیده شدند.
بحران کیفیت فیلم ها
با وجود اینکه چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر با حضور 33 فیلم، تعداد بیشتری از جشنواره های دهه گذشته (به جز سال گذشته) را به نمایش گذاشت، اما تعداد دائمی فیلم های این رویداد صراحتاً صفر و تعداد آثار شایسته بین یک تا دو است. به طور سنتی یک یا دو فیلم خاطره انگیز و تعداد شش تا هفت فیلم استاندارد برای هر جشنواره. این وضعیت، متاستاز فیلمهای ارگانیک سطحی که از نظر کیفیت تولید فاجعهبار و در شعارسازی پرمدعا به نظر میرسد، به ارگانهای جشنواره «ملی» فجر، وضعیت عجیبی را ایجاد کرده است که از دهه 60 تاکنون کمتر در سینمای ایران دیده میشود. تقریباً نیمی از فیلمهای جشنواره امسال مبتنی بر یک مفهوم استراتژیک بودند، از جنگ 12 روزه و نفوذ تا خرابکاری و فساد اقتصادی، که اغلب به دلیل کیفیت پایین به کمدی ناخواسته تبدیل میشدند. با توجه به حذف کمیته گزینش که حامیان پاکستانی در آن حضور داشتند، اکنون انتظار می رود مسئول این انتخابات (دبیر جشنواره) مستقیماً مسئولیت آن را بر عهده بگیرد و در رسانه ها اظهارنظر کند. شاید برای کیوریتورهای جشنواره بد نباشد که کمتر از بیست سال پیش «جنایت» مسعود کیمیایی، «اینجا بدون من» بهرام توکلی، «خانه پدری» کیانوش عیاری، «آلزایمر» احمدرضا معتمدی، «آسپریشن هار» داریوش مهرجویی از «اسپریشن هارها» داریوش مهرجویی از فریمین هارها. رقابت کرد. در همین دوره، جداسازی آثار بد تدوین شده به سفارش کارمندان و علاقمندان سینما با بودجه، انداختن صفرهای بی شمار از محصولات حل شده در محیط سینما، تصمیم عاجل و زنده نگه داشتن این سینمای رو به زوال حتی با تنفس مصنوعی.
شمشیر دولبه کنفرانس مطبوعاتی
44. می توان پیش بینی کرد که ضیافت صباح بیش از هر چیز در کنفرانس های خبری به یادگار بماند. از جلسات جنجالی و شلوغ گرفته تا جلسات تک نفره و دو نفره. با وجود همه اینها، «هیجان» همچنان یک مزاحمت بزرگ در کنفرانس خبری صبحگاهی است. جایی است که یک رویداد متمدنانه و رسانه ای به محلی برای بیان مرگ و زندگی یا بیان جملات پرشور با تعداد بازدید بالا در اینستاگرام تبدیل می شود. در این مورد، برخی از سینماگران آب را گل آلود می بینند تا برای خود کلاه فدورا درست کنند و با پوزیشن های جسورانه، ویروسی تر شوند. از سوی دیگر، شکوه نشست خبری فیلمسازان با اصحاب رسانه در کاخ جشنواره فیلم فجر اجل این است که مخاطبی که منطقاً باید مشغول تولید یا پخش محتوا یا حداقل تفکر باشد، با هر جمله زرد و دستمالی کف می زد و سوت می زد.
خاطره ای از اجدادت
مدیران چهل و چهارمین جشنواره که در هیاهوی اکران فیلم و نشست خبری یادی از نامهای مهم و جا افتاده سینمای ایران نکردند، با برپایی مراسم بزرگداشت اصحاب رسانه کمپ سی ما با حضور در کمپ سیما از نامهایی چون منوچهر محمدی، آزیتا لاچینی، محسن روشن و اسفندیار شهیدی تجلیل کردند. برنامهریزی چنین مراسمهایی باعث شد تا پیشکسوتان به خاطر تلاشهایشان در عرصه هنر به پرجمعیتترین و مکررترین وجه تجلیل شوند و نسل جدید سینمادوستان ایران این فرصت را داشتند تا شاهد مراسمی باشند که سخنرانان سعی کردند گوشهای از زندگی هنری این نامهای مطرح را به زبان خودشان منعکس کنند.
تزئینات در هم تنیده
تصمیم مدیران جشنواره چهل و چهارم برای افزودن چند فیلم کوتاه و مستند به چرخه فیلمهای بلند، صرفا جنبه نمایشی و تزیینی داشت که در نهایت منجر به همپوشانی نمایشها و سردرگمی مخاطبان شد. اساساً سینمای ایران آنقدر ذاتاً غنی است که نیازی به رنگ آمیزی جشنواره با چنین ترفندهایی نیست. سینمای ایده آل ایران و جشنواره معادل آن طبیعتا باید به سمت تخصصی شدن حرکت کند. نه اینکه شبیه یک جنگ شاد چند دوره ای یا یک مهمانی خانوادگی با پذیرایی سلف سرویس باشد.
از برنامه ریزی تا اجرا
لرزش چهل و چهارمین جشنواره فجر از زمانی آغاز شد که رسانه ها مشغول ضبط صدا بودند. دست اندرکاران این حادثه که سازوکار آن هنوز مشخص نیست، اصحاب رسانه را با صلاحدید خود انتخاب می کنند. این رویکرد کمبود اطلاعات جدی را به همراه داشت و آش آنقدر مشتاق بود که فیلم (عروس چشمه) که از برنامه اکران حذف شده بود در سینماهای عمومی تهران و یکی از شهرستان ها به نمایش درآمد. از سوی دیگر، حداقل سه تغییر عنوان در برنامه یازده روزه به وضوح نشان دهنده شلختگی است و تغییرات زمانی و تاخیر نیز نشان دهنده ضعف اجرا و مدیریت مهم ترین رویداد سینمایی ایران است.
پایان وحشتناک
در آخرین روز جشنواره صباح، سه فیلم «دنیای بلاتکلیف هاتیف»، «استخر» و «مولا» (خارج از رقابت) به نمایش درآمد و وضعیت ناگوار رخ داده در آخرین صحنه این مراسم نیز مورد توجه قرار گرفت. مسئولان کاخ جشنواره که احتمالاً به خاطر نام سروش صحت به «استخر» علاقه داشتند، فیلم جذاب صحت را برای آخرین اکران رسمی حفظ کردند. دو فیلم دیگر که هیچ کدام از بخشهای جانبی جشنواره نبودند، اثری بلاغی و محصولی تاریخی-مذهبی بودند که با کمک هوش مصنوعی تولید شدند. نمایش در آخرین و به طور سنتی شلوغ ترین روز رویداد را فراموش کنید. ضمناً عدم برگزاری نشست خبری فیلم «استخر» در میان این همه نشست های خاموش و ناخوشایند نوعی بی احترامی به رسانه ها بود و تقدیر از خبرنگاران را در روز آخر خدشه دار کرد.
21302
گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین






ارسال پاسخ