ریاکاری باعث کاهش اخلاق خواهد شد

ریاکاری باعث کاهش اخلاق خواهد شد

ریاکاری باعث کاهش اخلاق خواهد شد

دین نقش مهمی در زندگی فردی و جمعی ایرانیان ایفا می کند. این یکی از مهمترین شاخه های علوم اجتماعی است که وقایع و تغییرات جامعه را در زمینه جامعه شناسی دین ، ​​دینداری و دین و جامعه بررسی می کند. حسن محددی گیلوای یکی از دانشمندان و اساتید مشهور ایرانی در زمینه جامعه شناسی است که سالهاست که در حال مطالعه و کاوش در جامعه شناسی دین است و در این زمینه کتاب ها و مقالات زیادی را می نویسد.

به گفته Etetemad ، ما به مناسبت کنفرانس ترکیب مفهومی و نظری در ایران با او صحبت کردیم که قرار بود در ماه ژوئن توسط انجمن جامعه شناسی ایران برگزار شود.

اول از همه ، وضعیت جامعه شناسی دین در زمینه تحقیقات مفهومی و نظری چیست و ضرورت چیست؟

دین نقش مهمی در جامعه شناسی قرن نوزدهم داشت. بزرگان جامعه شناسی مانند ماکس وبر ، امیل دورکیم و کارل مارکس کم و بیش مورد بررسی قرار گرفتند و رویکردهای مختلفی در مورد جامعه شناسی دین مطابق با ایده های خود توسعه یافتند. البته ، از آنجا که دین در قرن بیستم در جوامع غربی خیلی تعیین کننده نبود ، جامعه شناسی دین در نیمه اول قرن بیستم توسعه نیافته است ، اما از نیمه دوم قرن بیستم ، جامعه شناسی دین به صحنه بازگردد. یکی از دلایل تشکیل جنبش های مختلف مذهبی در جهان است. با این حال ، از آنجا که دین یک نهاد بسیار مهم و تعیین کننده در تاریخ ایران و در دنیای اجتماعی ما تا همین اواخر است ، نمی توان اطلاعاتی در مورد جامعه و انکار دین ارائه داد.

بنابراین می توان گفت که بحث دین در جامعه شناسی ایران مهمتر از جامعه شناسی غربی است. دین در طول تاریخ ایران به یک نهاد غالب تبدیل شده و دانش مذهبی را ایجاد کرده است. البته دانش مذهبی قابلیت اطمینان خود را از دست داده و از نظر اعتبار و اقتدار اجتماعی به حاشیه رانده می شود ، اما هنوز هم یک نهاد مهم و مهم است و بحث در مورد آن بسیار مهم است.

با این حال ، آیا شما موافقت می کنید که جامعه ایران یکی از جوامعی است که نقش مهمی در زندگی مردم از گذشته های دور ایفا می کند؟

همانطور که در پاسخ به سؤال اول گفتم ، دین یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی در کنار سلطنت برای چند هزار سال بوده است. این دو نهاد اجتماعی کل تاریخ ایران را دارند و غالباً نمایندگان این دو نهاد با هم جمع شده اند ، قبل از همه ، نهاد آموزشی و سپس نهاد خانواده و سپس سایر نهادهای اجتماعی در معرض شهرت جامعه ایران قرار می گیرند.

او نمی تواند با تاریخ ایران کنار بیاید ، اما توجه جدی به دین نکرد. در ایران باستان مذاهب بسیار بزرگی وجود داشت ، و هنگامی که زرتشتی در غالب یا بعدی اسلام مسلط بود ، صفوی ، که به دین غالب اسلام یا ایران تبدیل شد ، من در بیست سال گذشته مرحله جدیدی از تاریخ ایران را شروع کردم و جامعه من آغاز شده است. بنابراین ، من با شما موافق نیستم که شما را فقط جامعه موجود ایران را به عنوان یک جامعه مذهبی بنامم ، اما در موارد دیگر با شما موافقم ، به جز این بیست سال.

تحقیقات و تحقیقات در زمینه دینداری جامعه ایران چیست و تحقیقات و تحقیقات خالی چیست؟

با توجه به وجود اداره مذهبی پس از انقلاب و مهمترین منبع این دین ، ​​برای دولت بسیار مهم شد که زندگی مذهبی و دینداری مردم را بررسی کند. برای همه این دهه ها ، تلاش کاملی برای تحقق جامعه صورت گرفته است. درست همانطور که دولت های پهلوی سعی در سکولاریزه کردن جامعه داشتند ، به موازات تلاش مذهبی ، بررسی دینداری مردم برای دولت بسیار مهم بود و سازمان های مهم و وزارتخانه ها توجه ویژه ای به این امر کرده اند. در چند دهه گذشته ، هر دو تحقیق کیفی و تحقیقات بی شماری توسط مراکز و دانشگاه های مختلف انجام شده است و برخی از آنها تحقیقات ملی بوده اند.

به عنوان مثال ، سازمان تبلیغات اسلامی سه موج تحقیقاتی ملی در مورد دینداری در ایران (در سالهای اول و 2) ایجاد کرده است. علاوه بر این ، با تحقیقات با کیفیت و تحقیقات کمی ، داده های ارزشمندی در مورد دینداری ارائه داده است. بیشتر این مطالعات البته محصول علایق دانشگاهی اساتید جامعه شناسی و روانشناسی است و تحقیقات رسمی با حمایت دولت فقط برای اهداف سیاسی پشتیبانی می شود. بالاترین تمرکز و هزینه بررسی دینداری در کشور بود. با این حال ، برخی از مشکلات کاملاً مورد غفلت قرار می گیرند.

به عنوان مثال ، مطالعات جدی و اقلیت های مذهبی و وضعیت در ایران ضروری بود ، اما به دلیل دیدگاه غالب سیاسی و مذهبی ، هیچ امکانات و شرایطی برای چنین تحقیقاتی وجود نداشت. اگر کار انجام شود ، بسیار نادر و احتمالاً ناشناخته یا مجازی است و ارزش ها و ارزش های آنها مشخص نیست.

آیا می توان گفت اهمیت و ضرورت جامعه شناسی دین در ایران به دلیل وجود شدید دین در سیاست و سیاست افزایش یافته است؟

نه ، از آنجا که این نهاد یک نهاد بسیار تعیین کننده در ایران است ، جامعه شناسی دین برای پیش از انقلاب بسیار مهم بود. به عنوان مثال ، دولت پهلوی اقتدار نهاد مذهبی در ایران را درک نکرد.

اگر دین مطالعات جامعه شناختی داشت ، می تواند این شکاف اطلاعات را پوشش دهد. همواره موانع جدی جامعه شناسی دین در ایران رخ داده است. اول ، دولت ها در ایران اساساً خوب نیستند و جامعه شناسی شناخته شده ای وجود ندارد. از آنجا که جامعه شناسی یک نظم و انضباطی است که به جامعه نگاه می کند و به روشی مهم به آن فکر می کند ، و دولت های دلپذیری نیستند که عمدتاً حفظ شده و مایل به دلخواه باشند.

علاوه بر مانعی به نمایندگی از دولت ها ، حاکمیت قریب به اتفاق نهاد مذهبی بر جامعه نمی تواند از خارج از دین رشد کند و ظاهر شود و نمی تواند آن را به موضوع کار خود تبدیل کند. برای ظهور تدریجی و رشد رشته هایی مانند جامعه شناسی دین نیاز به سکولاریزاسیون وجود دارد ، بنابراین جامعه شناسی دین در سالهای اخیر در ایران به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. سومین مانع بزرگ خود افراد مذهبی بوده است که به راحتی دیدگاه بیرونی دین را نادیده نمی گیرند و شنیدن سخنان یک جامعه شناس دین غیرقابل تحمل است.

این مهم است که کالاهای فرهنگی و علمی شما خریدار را داشته باشند. به همین دلیل ، ظهور پیش نیاز ، سکولاریزاسیون یا سکولاریزاسیون برای ظهور و رشد جامعه شناسی دین در یک کشور است. پس از انقلاب ، هنگامی که جامعه شناسی دین توسعه یافت ، برخی از افراد ، از جمله برخی از مربیان جامعه شناختی در خارج و خارج ، هنوز در جستجوی جامعه شناسی در “جامعه شناسی مذهبی” و “جامعه شناسی اسلامی” یا قرآن و نهج الباگا و تنش های اسلامی به دنبال مشکل بودند!

آیا این همان موضوعی نیست که در سؤال قبلی ذکر شده است ، بلکه وجود دین و دینداری در سیاست و حاکمیت یک دولت مذهبی است ، آیا از یک تحقیق مستقل در مورد جامعه شناسی دین در ایران جلوگیری می کند؟

عملکرد حکومت مذهبی دو جانبه است. برخی از تحقیقات در مورد برخی از دیدگاه ها او را دوست نداشتند و او را تحمل نکردند و در برخی از زوایا او برخی از تحقیقات مردم را مانند اندازه گیری دینداری تشویق کرد.

به نظر شما ، چه کاری می توانید برای تشویق جامعه شناسی دین در جامعه ای که دین سیاسی شده است ، انجام دهید؟ آیا باید تحقیقات در خارج از ایران ادامه یابد ، یا مقامات و سیاست گذاران می توانند به طور مداوم به ما اجازه دهند تحقیق کنیم و آیا این برای همه بهتر است؟

مقامات بی ثمر را درک کنید. من فکر نمی کنم که ایران به جز تحقیقات ایران به رشد جامعه شناسی دین در ایران کمک کند. ما فقط باید تحقیقات خود را ادامه دهیم و آثار مهم و مؤثر و الهام بخش را منتشر کنیم و برای پیگیری و افزایش این زمینه باید در این زمینه آموزش ببینیم. خوشبختانه ، در دو دهه هشتاد و نود ، جامعه شناسی دین به میزان قابل توجهی رشد کرده است!

در سالهای اخیر ، برخی از نظرسنجی ها و آمار در مورد جامعه ایران اطلاعات جالب و بحث برانگیز در مورد پیشرفت در میزان و کیفیت دینداری ایران ارائه داده اند. در حقیقت ، در حالی که برخی در مورد نقش و اهمیت دین در جامعه صحبت می کنند ، منتقدین به شجاعت برخی از آیین های مذهبی اشاره می کنند. به نظر شما به عنوان یک محقق در این زمینه چیست؟

آخرین تحقیقات در مورد دینداری در ایران (به عنوان مثال ، موج سوم دولت مذهبی ، که در سال ششم توسط سازمان تبلیغات اسلامی انجام شده و هنوز به طور رسمی منتشر نشده است) ، دیدگاه من از جامعه ایران را در مرحله پستی تأیید می کند.

من مقاله ای در مورد استفاده از آخرین داده های تحقیق دارم. کسانی که با چنین عقیده ای موافق نیستند ، بر انفجار آیین های مذهبی تمرکز می کنند و اظهار داشتند که در تجزیه و تحلیل و تفسیر تعصب و خطا دارند ، زیرا عزاداری ماه محرم و راهپیمایی آربین و مانند آن فقط مذهبی و مذهبی نیستند. به همین دلیل ، آیین های مذهبی درست نیست و برای وضعیت دینداری در کشور منعکس می شود و برخی نیز خالی هستند ، زیرا آنها وضعیت مذهبی را محروم می کنند (زیرا باید مذهبی باشند ، زیرا معکوس می شوند) ، آنها به آن اشاره می کنند.

حاکمیت این داستان (تحولات اساسی و گاه غیرقابل تحمل برای دین) را رد می کند و در مراحل زیر همان برنامه های تبلیغاتی و راهنمایی را اتخاذ می کند. ارزیابی شما در مورد چگونگی مقابله با این و تا چه اندازه حاکمیت اندازه گیری می شود؟

این جدید نیست. به همه سازمان ها ، امکانات ، منابع و نیروها به دین مردم داده می شود ، اما نتیجه نتیجه عدم موفقیت در همه مناطق بود. محققان جامعه شناسان و علوم اجتماعی بارها و بارها از جمله من نوشتند و صحبت کردند و تکرار آن بی ثمر است. علاوه بر نابودی همان کتابها و دنیای مذهبی به عنوان خدا و خیابان ، مقالات زیادی راجع به شواهد و شواهد نوشتم.

برخی از اخلاق مذهبی همکار در جامعه و تفسیرهایی مانند دین به عنوان یک سیمان اخلاقی که شکاف های آسیب زا در جامعه را پر می کند ، بیان می کنند. آیا درجه یا شکل جامعه واقعاً بر اخلاق تأثیر دارد؟

اخلاق اجتماعی منابع مختلفی دارد و منابع دین ، ​​سنت و ایدئولوژی هستند. دین یکی از منابع اخلاقی است و وقتی دین هویت اجتماعی خود را از دست می دهد ، سکولاریزاسیون بیشتری پیدا می کند و از شر مبانی مذهبی و عشق خلاص می شود و پایه های غیر مذهبی را پیدا می کند. این روندی است که هم اکنون در ایران است. اخلاق مذهبی هم دارای امکانات و هم محدودیت هایی است. به عنوان مثال ، اخلاق مذهبی به اندازه کافی جهانی نیست ، زیرا نمی تواند حقوق افراد غیر مذهبی و پیروان یک دین یا دین خاص را بر پیروان ادیان و مذاهب مذهبی تضمین کند.

نمی توان گفت که اخلاق در جامعه مذهبی به خودی خود برتر از اخلاق در جامعه سکولار است. تا زمان مطالعات تجربی تطبیقی ​​بحث قابل اعتماد وجود ندارد. در این کشورها ، شما باید شنیده باشید که برخی از مسلمانان با ادعای اینکه آنها بیشتر از کشورهای مسلمان هستند ، به جوامع سکولار غربی می روند. بنابراین ، هیچ یک از این ادعاها در مورد برتری اخلاقی یک جامعه به جامعه دیگر بدون مطالعات تجربی تطبیقی ​​قابل دفاع و معتبر است.

شما خودتان یک شخص هستید و این ناشی از محتوای و محتوای نوشته ها و کار شما است. آیا فکر می کنید جامعه بهتر است از هر معنایی که به دنبال آن هستید مذهبی تر باشد ، یا اگر بله؟

علاوه بر این ، من تحولات جدی زیادی را تجربه کرده ام که می توانم بیست سال گذشته زندگینامه مذهبی خود را بنویسم و ​​منتشر کنم. من در حال حاضر در مورد وضعیت خودم صحبت نمی کنم ، اما فکر می کنم جامعه پست مدرن مطلوب تر از جامعه مذهبی است ، زیرا جمعیت مذهبی و غیر مذهبی بدون ریاکاری و استرس زندگی می کنند.

به نظر من ، هنگامی که یک سیستم اعتقادی (خواه یک دین خاص و چه یک ایدئولوژی خاص ، مانند مارکسیسم) بر کل جامعه حاکم باشد ، سطح ریاکاری در آن جامعه افزایش می یابد و آزادی مردم از آنها محروم می شود ، زیرا اگر پیروان یک دین یا ایدئولوژی خاص بر جامعه فشار بیاورند. این پایان خواهد یافت و این ریاکاری باعث کاهش اخلاق در زندگی بسیاری از مردم خواهد شد.

ارزیابی شما از تمایلات و شیوه های دین جامعه ایران در سالها و دهه ها چیست و فکر می کنید سناریوها و امکانات موجود است؟

این برای من بسیار جالب است ، زیرا من مقاله ای را در مورد انواع تقوی در کشور تکمیل می کنم. در این مقاله ، من در مورد انواع تقوا در ایران بحث کردم و نشان دادم که دینداری در ایران بر اساس داده های موجود ناعادلانه تر و ناعادلانه تر و عاطفی تر شده است. به همین دلیل ، نقش پزشکان رسمی مذهبی مانند روحانیت در دینداری ایران کاهش می یابد و پرونده از نظر اجتماعی کاهش می یابد ، و اکنون ما با پدیده سقوط اجتماعی حقوق اجتماعی روبرو هستیم و این یک پدیده تاریخی بزرگ است که تقریباً بالاتر از قضاوت اجتماعی است.