کارشناسان علت آتش سوزی خانه زنی به نام مهری را عمدی دانستند و به پلیس اطلاع دادند. وقتی سمیرا دختر 15 ساله مهری گفت که پدرش خانه را به آتش کشیده است، پلیس وحید را دستگیر کرد. او به آتش زدن خانه اعتراف کرد اما مدعی شد که قصد کشتن همسرش را نداشته است.
به گزارش ایران، پس از تکمیل تحقیقات و رفع نواقص، پرونده به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
در دادگاه چه گذشت؟
وقتی اولیای دم در ابتدای جلسه نیامدند وکلای آنها پشت تریبون حاضر شدند و گفتند: موکلان من خواهان قصاص هستند و حاضرند مابه التفاوت بدهی را پرداخت کنند. آنها حتی پول مهریه ای که به فرزند صغیرشان داده شده را پرداخت می کنند، تنها خواسته آنها انتقام از متهم است.
وی در موضع گیری گفت: من اتهام قتل را قبول ندارم، زیرا در کار من عمدی نبوده است.
قاضی از متهم پرسید: دعوای شما از چه زمانی شروع شد و با چه مشکلی مواجه شدید؟ او پرسید.
وحید پاسخ داد: من عاشق همسرم بودم و زندگی خوبی داشتیم، اما اختلافات ما از حدود 9 ماه قبل از این ماجرا شروع شد، یک ماشین یخچال داشتم که با آن غذا می بردم و شب مجبور بودم آن را از خانه شارژ کنم تا محتویات یخچال خراب نشود اما وقتی همسایه ها از این موضوع مطلع شدند اعتراض کردند.
از آنجایی که وضعیت مالی ام بهتر شده بود و دو مغازه خریده بودم، حسادت همسایه ها را به وضوح می دیدم و به همین دلیل هر چند روز یک بار به همسرم دروغ می گفتند که مرا با یک زن غریبه دیده اند و من باید هر شب وقت و انرژی زیادی صرف می کردم تا به همسرم ثابت کنم که دروغ می گویند. با این حال مدام در حال دعوا بودیم، او حتی مهریه او را به زور گرفت و اموال من را مصادره کرد».
او می گوید: «وقتی ناراحتی همسایه ها را دیدم مجبور شدم شبانه ماشینم را به خانه خواهرم ببرم و آنجا شارژ کنم، روز حادثه من و همسرم بر سر صحبت های همسایه ها با هم دعوا کردیم و با عصبانیت سوار ماشینم شدم و نیم لیتر بنزین خریدم و وارد خانه شدم و به مهری گفتم یا باید خانه را به آتش بکشیم یا باید خانه را به آتش بکشم.
قبول نکرد، اما چون می دانستم در مورد ملافه اتاقش خیلی کنجکاو است، روی هیزم ها بنزین ریختم تا بسوزد. ناگهان شیشه اجاق گاز شکست و آتش گرفت و همسرم سوخت. در حالی که او در آتش بود به سمت راه پله دوید و همسایه ها روی او آب ریختند و او را به بیمارستان رساندند اما جان باخت. دخترم سمیرا نیز در خانه بود که نجات یافت.
متهم ادامه داد: از سوی دادگاه به پرداخت مهریه محکوم شدم و با کار در زندان مهریه را به خانواده وی می پردازم و در این 5 سال هر وقت می خواستم با فرزندانم صحبت کنم آنها تمایلی به دیدن من نداشتند.
در ادامه وکیل متهم خطاب به قضات گفت: موکلم عمداً درگیر ماجرا نبوده و مستقیماً روی او بنزین نریزد، شعله های آتش جان باخت. حتی لباس های نایلونی مقتول که با آب خاموش شده بود، ممکن است در مرگ او نقش داشته باشد زیرا باید با پتو خاموش می شد.
بعداً وقتی قاضی با سمیرا که در خانه پدربزرگش بود تماس گرفت و پرسید که روز حادثه چگونه گذشت، سمیرا گفت: در خانه بودم که پدرم در زد و با عصبانیت وارد خانه شد و به مادرم گفت که باید از این محله بیرون بیاییم اما مادرم مخالفت کرد و او خانه را آتش زد، اما شیشه های مادرم هم شکسته و گرمای خانه من هم شکسته نبود. بعداً پدرم مدارکش را گرفت تا فرار کند، اما من خیلی جیغ زدم.» تا جایی که همسایه ها او را گرفتند و تحویل پلیس دادند».
متهم در پاسخ به اظهارات دخترش گفت: من اظهارات دخترم را قبول ندارم. او به خاطر مرگ مادرش از من کینه دارد و می خواهد من را سرزنش کند در حالی که من عاشق همسرم بودم.
پس از اظهارات متهمان، قضات برای تصمیم گیری وارد دادگاه شدند.






ارسال پاسخ