
آینده– «احمد التویجیری»; نویسنده و روزنامه نگار مستقل در حوزه سیاست خارجی.
به گزارش میدل ایست آی، انتخابتو گفت؛ ایالات متحده در آستانه یک تصمیم فاجعه بار است. تصمیمی که می تواند چهره خارمیان را تغییر دهد و جان میلیون ها نفر را در این منطقه به خطر بیندازد و بار دیگر آمریکا را به جنگی خونین و بی پایان بکشاند.
بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل بار دیگر بر شدت تلاش ها و فشارهای خود بر آمریکا برای کشاندن این کشور به جنگ علیه ایران افزوده است. این یک استراتژی جدید از تل آویو نیست. نتانیاهو چندین دهه است که استدلال کرده است که ایران یک تهدید وجودی و قریب الوقوع برای اسرائیل است و باید تنها با زور با آن مبارزه کرد. اسرائیل و جنبش های وابسته به آن بارها به او هشدار داده بودند. البته رؤیاهای ادعایی اسرائیل در بسیاری از مواقع محقق نشده است.
ما در موارد مختلف شاهد هرج و مرج منطقهای بودهایم که به دنبال مداخلات نظامی با عناوینی مانند «ضروری» و «قاطع» به مردم فروخته میشد. حمله جدید آمریکا به ایران دیگر یک حمله محدود نخواهد بود. این حرکتی نخواهد بود که آمریکا بتواند پاک و بدون زحمت انجام دهد. در عین حال، عواقب چنین اقدامی قابل کنترل نیست.
بی ثباتی منطقه ای
ایالات متحده در سال 2003 به عراق حمله کرد و مدعی شد که رژیم صدام حسین دارای سلاح های کشتار جمعی است. با گذشت زمان مشخص شد که همه این ادعاها بی اساس بودند. این جنگ منجر به کشته شدن صدها هزار نفر، آواره شدن میلیون ها نفر، هدر رفتن میلیاردها دلار و ناامنی طولانی مدت منطقه ای شد. البته نتیجه نهایی این امر تقویت چشمگیر منطقه ای ایران بود. در سال 1964، گزارش های نادرست از حمله به ناوگان دریایی ایالات متحده در خلیج تونکین بهانه ای برای تهاجم این کشور به ویتنام شد. جنگی که باعث کشته شدن 60 هزار آمریکایی و البته سه میلیون ویتنامی شد.
مداخله نظامی ناتو در لیبی در سال 2011 که انتظار می رفت محدود و بشردوستانه باشد، منجر به فروپاشی دولت وقت لیبی و بی ثباتی گسترده منطقه ای شد. هر یک از این موارد به گونه ای به تصویر کشیده شد که گویی مداخله در کشورهای مورد بحث یک امر فوری است. درگیری در قالب هر یک از این درگیری های اجتناب ناپذیر به وجود آمد. هر یک همچنین حاوی درس های مهمی در مورد عواقب جنگ افروزی غیرمنطقی است.
چهارشنبه گذشته، نتانیاهو که با حکم بازداشت بین المللی دادگاه لاهه به دلیل جنایت علیه بشریت در غزه مواجه است، فرصتی دیگر داشت تا کاخ سفید را بر طبل جنگی جدید در خاورمیانه وادار کند. او بیش از سه دهه است که هشدار می دهد که ایران در آستانه دستیابی به سلاح هسته ای قرار دارد. وی در این مدت بارها این موضوع را در محیط ها و جلسات رسمی بیان و ادعاهایی در این باره داشت. او هر بار گفته است که ایران تنها چند ماه تا دستیابی به سلاح اتمی فاصله دارد و راه حل او برای مقابله با این شرایط استفاده از زور و جنگ است.
حقیقت این است که ایران نه عراق است و نه ونزوئلا. این کشور بیش از 90 میلیون نفر جمعیت دارد و از قابلیت های نظامی پیشرفته و متحدان قدرتمند در لبنان، عراق و یمن بهره می برد. هرگونه حمله آمریکا به چنین کشوری را به هیچ وجه نمی توان «محدود» یا «محدود» توصیف کرد. ده ها هزار انسان بی گناه خواهند مرد و بسیاری دیگر به شدت مجروح خواهند شد. سربازان آمریکایی مستقر در سراسر خاورمیانه نیز هدف انتقامجویی ایران خواهند بود.
بازارهای جهانی انرژی نیز با شوک های جدی مواجه خواهند شد. این مشکلی است که عمدتاً ناشی از اقدامات احتمالی ایران در تنگه هرمز است. منطقه ای که 20 درصد صادرات نفت جهان از آن عبور می کند. در صورت درگیری بین ایران و آمریکا، این منطقه به احتمال زیاد یکی از مراکز درگیری بین دو طرف خواهد بود. پیامدهای اقتصادی جنگ علیه ایران فوری و جهانی خواهد بود و موجی از تورم، شکنندگی بازار و سختی را فراتر از میدانهای جنگ ایجاد میکند.
درگیری مداوم
ما نباید فراموش کنیم که هرگونه جنگی علیه ایران در واقع با اهداف اعلام شده در تضاد است. حملات نظامی نمی تواند دانش هسته ای ایران را از بین ببرد. حملات جدید به احتمال زیاد به طور کامل به روند کنترل در ایران پایان می دهد و ماهیت تسلیحاتی فعالیت های هسته ای ایران را تحریک می کند و منطقه را به درگیری دائمی فرو می برد.
در این میان، دیپلماسی نیز می تواند نتایج مفیدی داشته باشد. توافق برجام که در سال 2015 امضا شد، توانمندی های هسته ای ایران را به شدت محدود کرد و برنامه هسته ای تهران را هدف بازرسی های همه جانبه قرار داد. جنگ عملاً تأیید را با عدم قطعیت و البته خویشتنداری با تشدید جایگزین میکند. متحدان حق دارند از منافع امنیتی خود محافظت کنند. آنها نباید زمانی را تعیین کنند که آمریکا وارد جنگ شود یا سربازان آمریکایی را بکشد. سیاست خارجی آمریکا به جای اینکه تحت تأثیر دیدگاههای داخلی و فشارهای خارجی قرار گیرد، باید بر اساس منافع ملت هدایت شود و قوانین بینالمللی و بسیاری از درسهای تاریخی را در نظر بگیرد.
در دنیای امروز، بشریت بیش از جنگ به صلح نیاز دارد. اگر میل صادقانه ای برای حفاظت از بشریت وجود دارد، کل جهان باید کاملاً عاری از سلاح های کشتار جمعی باشد. آمریکا باید به صدای عقل گوش دهد که دقیقا برعکس حمله به ایران و ایجاد پیامدهای فاجعه بار در خاورمیانه است. آمریکا قطعا نباید به صدای افرادی که مرتکب جنایت و نسل کشی می شوند گوش دهد.






ارسال پاسخ