در فیلم، وضعیت ایجاد شده بر اثر انفجار بمب در نزدیکی دو بیمارستان که هر لحظه ممکن است جان بسیاری از مردم بی گناه را به خطر بیندازد، مرجع بسیار خوبی برای آخرین ساخته محمدحسین مهدویان است.
«نیمه شب» اگرچه از نظر ایجاد تنش، هیجان و درگیری فیلم نسبتا خوبی است، اما از دوگانگی هم رنج می برد و فیلمساز علاوه بر نشان دادن فضا و موقعیت بسیار لطیف، گاه درگیر طرح ها و بحث هایی می شود که کمکی به جلو رفتن داستان نمی کند، سادگی داستان و حضور شخصیت های بی فایده به فیلم لطمه می زند.
اگرچه تهیه کننده به خوبی می داند که چگونه فضایی داغ و پر استرس خلق کند، اما مشکل اصلی این است که می خواهد لایه های انسانی و ایدئولوژیک را به داستان اضافه کند. اما این تلاش ها اغلب ناشیانه، عجولانه و ساده هستند و همان «دوگانگی» مضر را ایجاد می کنند.
به نظر می رسد محمدحسین مهدویان در «نیمه شب» بین دو گزینه سرگردان شده است. اولی ساخت یک تریلر جنگی است که صرفاً بر بقا و هیجان تمرکز دارد و دوم ساخت یک درام تاریخی انسان محور که عمیقاً بر شخصیت ها و پس زمینه پیچیده رویداد متمرکز است.
از جمله این روایتها میتوان به داستان نازی با بازی الناز ملک اشاره کرد. این داستان کمک چندانی به روایت نمی کند و حذف کامل آن می تواند کمک بزرگی به فیلم کند.
با این حال، خرده روایت هایی مانند تولد نوزاد در کنار بمب شکست خورده، تولد و مرگ را در یک فریم به تصویر می کشند که شاید از نظر معنایی بهترین خرده روایت فیلم باشد؛ اما در این میان، داستانی که در این فیلم وجود دارد، به تصویر کشیده شده است. روایتی است که فیلم را از سطح اکشن صرفاً تاریخی گرفته و به ساختاری چند لایه نزدیک می کند.
نوزاد نماد زندگی جدید، آینده، معصومیت، تداوم و امید به بقا است. از سوی دیگر، بمب شکست خورده، نمادی از مرگ احتمالی، ویرانی به تعویق افتاده، ترس همیشگی و گذشته ای خشونت آمیز است که ممکن است همچنان منفجر شود که می توان آن را قلب معنایی فیلم و نقطه روشنی میان دوگانگی های روایی دانست.
* منتقد سینما
5959
گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین






ارسال پاسخ