پویان مختاری! وقتی می گویم وطنم روی زمینم…

57

نهال موسوی عصر در ایران نوشت: پویان مختاری از خوانندگان و شاخ های مجازی سرشناس ایران به تازگی با اجرای مجید واشقانی در برنامه رک حاضر شد و از تغییر و تحول در زندگی خود صحبت کرد.

در حالی که قمار، فریب و نابودی جان هزاران جوان آشکار است، دیگر نمی توان با چند جمله احساسی درباره میهن ایرانی، مردمانش و تلاش هایش همه چیز را جارو کرد.

مشکل از اینجا شروع می شود، عده ای فکر می کنند اگر مدتی ریش بگذارد، دو جمله درباره ایران بگوید و ژست مردمی بگیرد، در یک لحظه گذشته اش پاک می شود و باید فرش قرمز برایش پهن شود.

آخرین گفتگوی مجید واشقانی با پویان مختاری در برنامه راک دقیقا به این صورت است؛ انجمنی طولانی برای کسی که نامش با سایت های قمار و آگهی های شرط بندی گره خورده است و از ساده لوحی جوانان پول در می آورد و سالهاست که زندگی مردم را تباه کرده است. مشکل این نیست که چرا با او مصاحبه شده است، مشکل این است که چگونه این گفتگو به یک جلسه سفیدکاری تمام عیار تبدیل شده است.

معمولاً در این مدل برنامه یک فرمول تکراری وجود دارد، مجری یا مجری با چند سوال سطحی شروع می کند، مهمان کمی از سختی های زندگی می گوید، چند جمله احساسی در مورد وطن و مردم می گوید، سپس خود را قربانی به تصویر می کشد و در نهایت مخاطب باید فراموش کند که این شخص دقیقاً در چه حالی است.

اما واقعیت را نمی توان با نورپردازی خوب دوربین و موسیقی احساسی از بین برد. پویان مختاری فقط یک چهره جنجالی در اینستاگرام نبود. او یکی از نمادهای نسل «شاخ های مجازی» بود که از طریق قمار و شرط بندی ثروت خود را به دست آوردند.

در نتیجه جیب مردم خالی شد، جوانان به شرط بندی معتاد شدند و بسیاری از خانواده ها نابود شدند. هزاران نفر با رویای ثروتمند شدن وارد این بازی ها شدند و در نهایت چیزی جز بدهی، افسردگی و تحقیر نداشتند.

57

حال سؤال این است: آیا فقط به این دلیل که امروز با لحن آرام‌تری صحبت می‌کنیم یا شعارهای ملی‌گرایانه سر می‌دهیم، باید تمام گذشته را فراموش کنیم؟ این خطرناک ترین شکل ساده لوحی رسانه ای است.

جامعه ای با حافظه ضعیف دوباره قربانی همان مردم خواهد شد. اگر کسی هست که سال ها مخاطب را آزار داده و با چند جمله پوپولیستی و چهره ظالمانه دوباره پاک می شود، پس اساسا مسئولیت، پاسخگویی و وجدان عمومی یعنی چه؟

بدتر از این افراد، رسانه ها و چهره هایی هستند که حاضرند هرکسی را برای بازدید بیشتر، هیجان و ویروسی شدن بیشتر روی صندلی بنشانند و بدون اینکه سوال جدی بپرسند، آنها را به قهرمانان سوء تفاهم یا قربانیان جامعه تبدیل کنند.

یک مصاحبه خوب یعنی پرسیدن سوالات سخت. یعنی به یاد گذشته. پس اجازه ندهید مخاطب فریب فضای احساسی را بخورد. یک ساعت و نیم مهلت ندادن به طرف مقابل تا روایتی را که می خواهد بسازد و آرام آرام تبدیل به فردی تنها با «اشتباه» شود. اشتباه است؟ تبلیغات قمار یک اشتباه ساده نبود. این یک تجارت کثیف بود که بر اساس رویاها و ضعف های مردم ساخته شده بود.

مشکل ما فقط مختاری پویا نیست. مشکل این فرهنگ خطرناک این است که وقتی یک فرد متکبر از فضای قدیمی جدا می شود و شعارهای مردمی سر می دهد، ناگهان به شخصیتی رقت انگیز و حتی محترم تبدیل می شود. نه، جامعه نباید اینقدر ارزان ببخشد.

وطن پرستی با شعار ثابت نمی شود. با گذاشتن ریش درست نمی شود. او با عصبانیت مصنوعی روی دوربین ثابت نمی شود. فردی که سال ها با تخریب ذهن و جیب مردم پول درآورده است، باید مسئول باشد که ابتدا به افکار عمومی روی بیاورد، نه اینکه مستقیم روی صندلی برنامه بنشیند و برای خود یک روایت قهرمانانه بسازد.

به صراحت بگویم، اگر رسانه یا برنامه ای حافظه جامعه را پاک کند، دیگر رسانه یا برنامه نیست، بلکه ماشین لباسشویی است. حالا هر چقدر هم که باشد ادعای دیگری دارد.

بینندگان همچنین باید بدانند که هر صدای آرامی نشانه صداقت نیست و هر ژست مردمی نشانه تغییر واقعی نیست. تاریخ فضای مجازی ایران مملو از افرادی است که ابتدا با هیجان، سپس با فشار و در نهایت با پاکسازی رسانه ای، دوباره اعتماد عمومی را از بین می برند.

مهم این نیست که پویان مختاری چه می گوید. سوال اینجاست که چرا پلتفرم های بی رقیب برای چنین افرادی ایجاد می شود؟ و این از جانب کسی است که در هر زمینه، به ویژه در وطن پرستی، ادعاهای زیادی دارد.

در حالی که کارنامه پویان مختاری بر همگان آشکار است، واقعا عجیب است که برخی افراد طوری رفتار می کنند که گویی با چهره ای مواجه هستند که مورد سوء تفاهم جامعه قرار گرفته یا حتی یک قربانی.

تقریباً هیچ ویژگی ناخوشایند و مخربی وجود ندارد که او در طول سالیان فعالیت خود انجام نداده باشد: از تشویق به قمار و سوء استفاده از سادگی مخاطب گرفته تا ابتذال، فریب، حاشیه سازی، نمایش ثروت های کثیف و تبدیل فضای مجازی به ویترین فساد و توهم یک شبه پولدار شدن.

اینها چیزهایی نیستند که با چند جمله احساسی، چند شعار در مورد وطن یا تغییر قیافه، فوراً پاک شوند. اگر جامعه حافظه دارد نباید بگذارد چنین گذشته ای به این راحتی سرپوش بگذارد.

آقای مجید واشقانی با الهام از آن شعر معروف به پویان مختاری فقط می توانیم بگوییم: وقتی می گویی وطنم می ترسم…