سال 1401 شاید اولین سالی بود که بحث دستگیری دانش آموزان مطرح شد و در همان سال مقامات وقت این موضوع را تایید و علت جلوگیری از سوء استفاده دشمن از مراکز آموزشی ایران را بیان کردند. اکنون در دومین هفته اعتراض به وضعیت معیشتی، «شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان» از بازداشت بسیاری از دانشجویان خبر داد. نام یک دانشجوی جدید بازداشتی هر ساعت در کانال های خبری این شورا منتشر می شود.
دانشجویان حق اعتراض دارند
به گزارش شرق، «محمد حبیبی» سخنگوی «شورای هماهنگی تشکلهای صنفی نهادهای فرهنگی ایران» با اشاره به نقض قوانین ملی و بینالمللی گفت: ایران به کنوانسیون حقوق کودک ملحق شده است و بر اساس ماده ۳۷ این موافقتنامه، بازداشت کودکان باید در کوتاهترین زمان ممکن و ماده ۳ باشد. در ماده 15 این موافقتنامه بر حق آزادی بیان و اجتماعات مسالمت آمیز تاکید شده است: «حق محاکمه عادلانه، دسترسی فوری به وکیل و اطلاع رسانی به والدین و همچنین حق مراجعه به دادگاه تخصصی و نه دادگاه انقلاب، از حقوق مسلم کودکان است. من فکر می کنم مدرسه باید یک منطقه امن بر اساس اصول سنت بین المللی باشد. حبیبی که خود معلم است، میگوید این دستگیریها اثرات مخرب روحی و روانی بر دانشآموزان و فضای مدرسه داشت: «در سال 1401 نمونههایی داشتیم که پس از دستگیری، ترک تحصیل کردند.
همینطور این اتفاقات می تواند بر همکلاسی هایی که قبلاً چنین تجربه ای نداشته اند تأثیر منفی بگذارد و باعث ایجاد احساس ناامیدی و افسردگی عمیق در دانش آموزان شود. در این صورت وظیفه مدرسه و معلمان آن است که به صحبت های دانش آموزان خود گوش دهند. مدرسه یک نهاد امنیتی نیست، بلکه یک مؤسسه آموزشی و تربیتی است که باید به حرف دانشآموزان و جوانان گوش دهد تا حس همدلی و اعتماد را در آنها ایجاد کند، فضایی همدلانه ایجاد کند که دانشآموز بتواند از جانب خود صحبت کند و به حرفهای آنها گوش دهد تا به نوعی این اعتماد از دست رفته را دوباره برقرار کند. سخنگوی هیأت هماهنگی اصناف تاکید کرد: حق اعتراض باید پذیرفته شود. زیرا جوانان و کودکان امروزی به لطف دسترسی به شبکه های اجتماعی اطلاعات زیادی دارند و نمی توان صدای آنها را خاموش کرد. به گفته حبیبی، برخورد تند با کودکان باید خط قرمز باشد: «مدرسه ها باید زمینه گفت و گو و فضای امنی را برای دانش آموزان فراهم کنند تا نظرات و انتقادات خود را بیان کنند؛ مهمتر از همه اینکه دولت باید امنیت مدارس و دانش آموزان را به طور کامل تضمین کند.
عدم وجود مسئولیت کیفری برای خردسالان در قانون
ما در حوزه حقوقی با دو حق مواجه هستیم؛ یکی حق اعتراض و انتقاد شهروندان از مدیریت عمومی و دیگری حق نظم عمومی و امنیت شهروندی، این دو حق قابل جمع است، مشروط بر اینکه هر شهروندی اجازه استفاده از حقوق خود را به گونه ای نداشته باشد که به دیگران آسیب برساند. صالح اگبرکار وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر است. حق اعتراض در اصل 27 قانون اساسی پیش بینی شده است و حق همه است، از کودک تا پیر، از اقلیت تا اکثریت، هر شهروند از موافقان تا مخالفان حق اعتراض دارد و این حق بر خلاف قوانین احزاب و جماعات مستلزم اجازه نیست. فرجا گفت: بر اساس قانون، در صورت انطباق اعتراض با اصل 27 قانون اساسی، قوه قضائیه و کلیه نهادهای نظارتی و قضایی موظف به رعایت حقوق افراد هستند، حتی در ماده 570 قانون مجازات اسلامی، تضییع این حق جرم تلقی شده و هرکس حقوق اساسی شهروندان را محدود کند، با مجازات های کیفری و حتی انفصال از خدمت مواجه خواهد شد.
این آزادی مدنی حتی به نام امنیت قابل نقض نیست. نقاکار ادامه می دهد: تأخیر در حق اعتراض و انتقاد از آن نیز نکته مهمی است؛ طرح موضوع معیشتی و اقتصادی شهروندان در اعتراضات اخیر، رفع نابرابری بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ایجاد اقتصاد سالم و رقابتی با رفاه شهروندان، تضییع حقوق شهروندان، تضییع حقوق شهروندی و همچنین تضییع حقوق شهروندی، سازگاری دارد. در چارچوب حق شهروندی می توان رفتاری پسندیده و قابل قبول در این زمینه تلقی کرد، در اصل هشتم قانون اساسی، جرایم علیه اطفال و جوانان در قانون مجازات اسلامی و قانون آیین دادرسی کیفری مورد توجه قرار گرفت: «الزامات کنوانسیون حقوق کودک و سایر موازین موجود را می توان در چارچوب قانون اساسی و مدیریت قانونی خودمان تعیین کرد. در نظام حقوقی ایران، موضوع مسئولیت کیفری و نحوه و رویه رسیدگی به اتهامات کیفری افراد زیر 18 سال روشن و دقیق است. به ویژه در آیین دادرسی کیفری ما به تدریج بحث شده است که این افراد مسئولیت کیفری ندارند.
گوموشچو بر فوریت و محدودیت حق بازداشت در قانون در مورد دستگیری دانش آموزان تاکید می کند: دستور بازداشت موقت یک دستور استثنایی است که موارد محدودی را در شمول ماده 237 قانون آیین دادرسی کیفری در بر می گیرد و به سایر اعمال نامناسب دیگر نیز بسط داده شده است. سن یا وضعیت شغلی را نمی توان استثنا کرد و از این منظر می توان دستور بازداشت را به روش های نادرست صادر کرد. علت عدم استفاده از آن به این دلیل است که قانونگذار حق مصونیت بدنی شهروندان را مورد توجه قرار داده است.
دستگیری یک نوجوان آثار ماندگاری بر او دارد
«ZH» روانشناس و متخصص روانپزشکی کودک و نوجوان است. او اگرچه نخواست نام کاملش در گزارش ذکر شود، اما درباره تأثیرات این اتفاقات بر دانشآموزان به «شرق» توضیح داد: در دوران نوجوانی، پایههای شخصیتی فرد گذاشته میشود، در این سن، جوان تجربیات جدیدی از مردم و جامعه اطرافش کشف میکند و همه این تجربیات را مانند یک کاشف با هم ترکیب میکند تا یک تجربه یکپارچه، نه تجربهای موقت، بلکه تجربهای کوتاه و موقتی از خود شکل دهد. بخشی از تجربه جستجوی نوجوان را تشکیل می دهد. این کارشناس نوجوان می گوید: این تأثیرات دائمی اشکال مختلفی دارد: «در اثر احساس بی اعتمادی و بی اعتمادی نسبت به بزرگسالان و منابع قدرت ایجاد می شود. جوان ترديد مي كند و سعي مي كند تمام تجربياتي را كه بزرگترها به او مي دهند يكي يكي به كار گيرد تا خودي جديدتر، كاملتر و بزرگتر بسازد. به گفته وی، نوجوان فقط کودکی نیست که با چند دوست و والدین ارتباط برقرار کند. او خود را در فضا و جامعه بزرگتر تعریف می کند و هویت خود را تکه تکه می کند.
دستگیری او به معنای برچسب زدن به نوجوان به عنوان یک جنایتکار است و این می تواند بخشی از هویت او شود. این کارشناس پیامدهای پذیرش برچسب مجرم توسط یک جوان را اینگونه بیان می کند: وقتی جوانی احساس می کند که صدایش دیگر شنیده نمی شود با خشم و نفرت درونش بزرگترها و جامعه اطراف خود را مجبور می کند که او را ببینند و به حرف هایش گوش دهند و این جوان را در مسیری قرار می دهد که دقیقاً برعکس آن چیزی است که نهادهای اجتماعی و قدرت می خواهند. رشد می کند، اما وقتی به او برچسب مجرم می زنیم، جوان احساس گناه می کند که از جامعه جدا شده و تمایل به تخریب یا تخریب جامعه ای دارد که به آن تعلق ندارد، معتقد است که بازداشت به معنای جدا شدن جوان از جامعه است. او معتقد است که این امر تا حد زیادی زمینه ساز رفتن او شد: «آنچه جوان بیش از هر چیز دیگری در بازداشت تجربه می کند، بی عدالتی و تحقیر جامعه و منابع قدرت است و این تجربه او را به مخالفت بیشتر با جامعه و خرابکاری اطرافش می کشاند. احساس می کنند باید برچسب ضد اجتماعی بودن را بپذیرند و احساس می کنند جامعه از آنها سوء استفاده می کند و آنها را قربانی می کند.
او ضربهای را که ممکن است پس از این تجربه برای این افراد پیش بیاید، اینگونه توصیف میکند: «پذیرفتن آسیبهایی که از عامل انسانی نشأت میگیرند و از بیرون میآیند، بسیار دشوار است؛ زیرا احساس قربانی شدن را در فرد ایجاد میکند؛ این احساسی است که میگوید کنترل و اراده آنها از آنها سلب شده است و فرد یا افرادی دیگر آن را در اختیار گرفتهاند. او می گوید که این جدایی نوجوانان و کودکان از منابع حمایتی، آنها را نسبت به جامعه و اطرافیانشان ناامن و بدبین می کند: «نوجوان احساس می کند در فضا و جامعه ای زندگی می کند که بزرگسالان قابل پیش بینی و قابل اعتماد نیستند و افراد اطرافشان دائماً می توانند آسیب وارد کنند. این شرایط باعث ایجاد حس درماندگی و تنهایی می شود که احتمال ابتلای جوان به استرس پس از سانحه را افزایش می دهد.






ارسال پاسخ