حتی اگر موافق نباشید به زنان گواهینامه موتور سیکلت می دهند!

حتی اگر موافق نباشید به زنان گواهینامه موتور سیکلت می دهند!

اگرچه اعطای گواهینامه موتورسیکلت به زنان خبر خوب و ویژه ای است، اما نباید آن را یک امتیاز توصیف کرد، زیرا شناخت در واقع یک چالش قدیمی در کشور به ویژه در شهرهای بزرگ است. حمل و نقل عمومی فرسوده و غیره. مشکل حمل و نقل زنانی که مجبورند مسافت طولانی را بدون وسیله نقلیه شخصی طی کنند. رفتن به سر کار، بردن بچه ها به مدرسه و بسیاری اقدامات دیگر. البته این خبر در هیاهوی روزهای آتشین آغاز بهمن گم شد; بدین ترتیب مخالفت های پراکنده برخی نمایندگان نتوانست جلوی ماجرای اصلی را بگیرد و واقعیت خیابان زود قطعی شده بود. نشانه نیز واضح است: افزایش تقاضا برای موتورهای به اصطلاح “زن”.

به گزارش خراسان، کم و بیش می بینیم که خانم ها موتورسیکلت سواری می کنند اما گرفتن گواهینامه رانندگی در این مدت کوتاه برایشان ممکن به نظر نمی رسد. در این مورد به برخی از جنبه‌های این موضوع، به‌ویژه مواردی که مربوط به خرید موتورسیکلت مناسب برای بانوان است، می‌پردازیم.

آیا موتور سواری زنان یک مد هیجان انگیز است یا یک ضرورت؟

برخلاف تصویری که گاهاً در شبکه های اجتماعی ایجاد می شود، موتور سواری برای بسیاری از زنان نه انتخابی هیجان انگیز است و نه نشانه ای از مد جدید، بلکه راه حلی عملی برای یک مشکل روزمره است. در شرایطی که ترافیک زمانبر است و حمل و نقل عمومی ناکافی یا فرسوده است، موتورسیکلت به وسیله ای برای مدیریت زندگی تبدیل می شود. «زمان» برای زنی که باید صبح سر کار برود، بعد از ظهر به مادر پیرش سر بزند و عصر فرزندش را از کلاس بیاورد، منبع تجملی نیست. یک سرمایه حیاتی است. در چنین زندگی، موتور نماد هیجان و تخلیه انرژی نیست، بلکه ابزاری برای فشرده سازی جاده ها است.

از سوی دیگر، هزینه ها نیز بی تاثیر نیستند: خرید و نگهداری موتور برای بسیاری از خانواده ها بسیار مقرون به صرفه تر از خودرو است. در شرایطی که قیمت بنزین، تعمیرات و پارکینگ یک منبع دائمی نگرانی است، همینطور است. اول از همه، موتورسیکلت پاسخی به ناکارآمدی ساختاری حمل و نقل شهری است. جایی که برنامه ها اغلب چندوظیفه ای روزانه زنان را نادیده می گیرند. از این نظر، موتورسیکلت سواری زنان فراتر از یک انتخاب لوکس است. این یک انتخاب اجتناب ناپذیر است. اتفاق خوبی که شاید دیر آمده باشد و تصمیمی برای عقب نماندن از ریتم زندگی و پیشی نگرفتن از دیگران.

کدام دوچرخه برای خانم ها مناسب تر است؟

با رسمی شدن فرصت موتورسواری برای بانوان، سوال اصلی این است که کدام موتورسیکلت، با چه ویژگی ها و برای چه سبک زندگی انتخاب شده است. بازار خیلی سریع به این تغییر واکنش نشان داد و برخی از مدل ها را «موتورسیکلت زنانه» نامید. اما حقیقت این است که زن یا مرد بودن معیار فنی معتبری در انتخاب موتور نیست. آنچه مهم است مناسب بودن موتور برای شاسی، مسیرهای شهری و استفاده روزانه است.

اول از همه، ارگونومی

اولین و مهمترین معیار ارگونومی است. ارتفاع زین نباید به حدی باشد که هر دو پا با زمین برخورد کنند. این نه تنها برای راحتی، بلکه برای حفظ تعادل و کاهش اضطراب در ترافیک سنگین بسیار مهم است. وزن موتور نیز نقش تعیین کننده ای دارد. موتورهای سنگین در سرعت های پایین، هنگام گردش، پارک و حتی توقف های ناگهانی، فشار بیشتری به بدن وارد می کنند. برای جلوگیری از ساییدگی فیزیکی روزانه توسط کنترل موتور، عرض صندلی و فرمان باید متناسب با ارتفاع، عرض شانه و قدرت دست‌ها باشد.

یک اسکوتر پیدا کنید

در بین آپشن ها، مدل های اسکوتر مانند وسپا به دلیل گیربکس اتوماتیک، وزن کمتر، ارتفاع مناسب صندلی و سهولت استفاده، انتخاب اول بسیاری از خانم ها می باشد. به خصوص برای ترافیک شهری کوتاه و متوسط. با این حال، این مدل ها محدودیت هایی برای خیابان های ناهموار، مسیرهای شیب دار یا استفاده طولانی مدت دارند. دوچرخه های دنده سبک وزن گزینه خوبی برای خانم هایی است که تجربه قبلی دارند یا مسافت های طولانی تری را هر روز طی می کنند اما نیاز به مهارت بیشتر و آمادگی جسمانی بالاتری دارند.

موتورهای الکتریکی برای مسافت های کوتاه

در سال های اخیر، موتورهای الکتریکی نیز به عنوان یک گزینه جدید مطرح شده اند. صدای کمتر، آلودگی کم و هزینه سوخت پایین از مزایای آن است. اما محدودیت برد، زمان شارژ، قیمت شروع و کمبود زیرساخت شهری همچنان این گزینه را برای همه غیرعملی می‌سازد. در نهایت، انتخاب یک موتور سیکلت برای زنان نباید بر اساس هیجان یا برچسب های بازار باشد. موتور مناسب فقط یک روند مد در بازار نیست، بلکه موتوری است که ایمن، قابل کنترل و سازگار با واقعیت های زندگی شهری است.

مسائل و مشکلات کمتر ذکر شده

اگرچه استفاده زنان از موتورسیکلت ممکن است برخی از مشکلات ترافیکی شهری را حل کند، اما راه حلی بدون مشکل نیست. بی توجهی به این مسائل نه به نفع زنان است و نه امنیت شهر. اولین مورد، فاصله بین قانون و عمل است. صدور گواهینامه گام مهمی است اما این لزوما به معنای حل مشکل زیرساختی یا حتی رفتار ترافیکی مردم شهر به ویژه رانندگان مرد نیست.

مسئله بعدی امنیت است. نه تنها از نظر مهارت رانندگی، بلکه از نظر کیفیت خیابان ها نیز. چاله ها، آسفالت ناهموار، خطوط شسته شده، روشنایی ناکافی در شب و بی توجهی به موتور به عنوان یک وسیله حساس این خطر را دوچندان می کند. برای زنانی که تازه به این تجربه دست یافته اند، این شرایط می تواند استرس زا و حتی ناتوان کننده باشد. استفاده از کلاه ایمنی استاندارد، دستکش، لباس مناسب و آموزش واقعی نباید به توصیه های حاشیه ای تقلیل یابد.

از سوی دیگر نمی توان فشارهای اجتماعی و نظرات قضایی را نادیده گرفت. استفاده زنان از موتورسیکلت هنوز توسط برخی از اقشار جامعه “غیر عادی” تلقی می شود. از نگاه های متعجب گرفته تا قضاوت های مستقیم و غیرمستقیم. این فشار روانی می تواند تجربه ای طاقت فرسا باشد، به خصوص در ماه های اول. مشکلی که به ندرت در روایت های تبلیغاتی دیده می شود.

در نهایت موتورسواری بانوان با آمادگی ذهنی، شناخت محدودیت ها و پذیرش واقعیت های خیابانی می تواند به انتخابی پایدار و سودمند تبدیل شود. این هشدارها برای ترساندن نیست، بلکه برای تصمیم گیری واقع بینانه است. زیرا حق سفر زمانی معنا پیدا می کند که با امنیت، آگاهی و امکانات زندگی روزمره همراه باشد.