تفاوت بزرگ ترامپ و جورج بوش؛ آیا بنزین ۵ دلاری جنگ ایران و آمریکا را متوقف می کند؟

جنگ در خاورمیانه 2

بعدی- این روزها که خبر جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در دستور کار رسانه های جهان قرار گرفته است، همه دنیا از کابوس رایجی صحبت می کنند که بنزین لیتری 5 دلار و نفت 200 دلار است.

به گزارش فردا؛ گروهی از تحلیلگران بر این باورند که گرانی سوخت در غرب در نهایت سیاستمداران واشنگتن را مجبور به موافقت با آتش بس خواهد کرد، اما آیا قیمت پمپ بنزین واقعا چنین قدرتی دارد و می تواند مانع از شلیک موشک ها شود؟ برای پاسخ به این سوال، شاید بهتر باشد به 23 سال قبل برگردیم به مارس 2003، زمانی که سرنگونی صدام حسین وضعیت مشابهی را در بازارهای انرژی ایجاد کرد.

تحلیل بازار نفت در جنگ عراق؛ نقش پیش بینی قیمت 200 دلار

در آستانه حمله آمریکا به عراق در سال 2003، وحشت بزرگی در بازار نفت به وجود آمد. بسیاری پیش‌بینی می‌کردند که در غیاب نفت عراق، قیمت‌ها به ارقام نجومی خواهد رسید، اما واقعیت به زودی متفاوت شد. در روزهای قبل از جنگ، قیمت نفت به دلیل «پریمیوم ریسک» (ریسک پرداخت) افزایش یافته بود و درست زمانی که اولین گلوله ها شلیک می شد، بازار آرام شد زیرا تاجران متوجه شدند که جریان نفت از کشورهای دیگر مانند عربستان سعودی منحرف شده و جنگ به کل خلیج فارس سرایت نخواهد کرد.

چرا ژئوپلیتیک جنگ گذشته با بحران 2003 متفاوت است؟

تفاوت عمده درگیری های امروزی در خلیج فارس و دوران صدام حسین را می توان در ژئوپلیتیک جنگ یافت. در سال 1382 جنگ در داخل مرزهای عراق بود اما در اسفند 1404 با جنگ شبکه ای مواجه هستیم. برخلاف صدام، ایران ثابت کرده است که می تواند به شریان های انرژی اصلی در سراسر منطقه نفوذ کند.

تفاوت اصلی اینجاست. زمانی که صدام سقوط کرد، قیمت بنزین در آمریکا تنها 10 درصد نوسان داشت، اما بین 9 تا 18 مارس با افزایش 28 درصدی قیمت مواجه شدیم. این احتمالا اولین اشتباه محاسباتی دونالد ترامپ بود!

فشار سوخت به کاخ سفید؛ چرا قیمت بنزین علیه ترامپ کار می کند؟

گروهی از تحلیلگران طرفدار آتش بس بر یک استدلال ساده اقتصادی تاکید می کنند و می گویند که غرب نمی تواند در برابر تورم ناشی از سوخت مقاومت کند.

تاثیر قیمت بنزین بر انتخابات آمریکا و محبوبیت دونالد ترامپ

در 10 روز اول جنگ، قیمت هر گالن بنزین در کالیفرنیا از 5 دلار گذشت. برای آمریکایی ها، بنزین فقط به سوخت خودرو محدود نمی شود و می تواند سرنوشت انتخابات را نیز تعیین کند. کاخ سفید به خوبی می داند که اگر قیمت سوخت تا یک ماه دیگر در این سطح باقی بماند، محبوبیت سیاسی دونالد ترامپ به عنوان اولین قربانی سیاسی کاهش خواهد یافت.

به همین دلیل، برخلاف جنگ عراق، لابی‌های اقتصادی در واشنگتن بر کنترل بحران فشار می‌آورند، نه برای ادامه جنگ این بار. آنها معتقدند که هزینه های اقتصادی پیروزی فرضی بر ایران بسیار بیشتر از منافع سیاسی است.

تفاوت وقایع امروز خلیج فارس با دوران صدام حسین را می توان در ژئوپلیتیک جنگ جستجو کرد، جایی که ایران توانایی قطع شریان های انرژی اصلی منطقه را داشت.

چرا بحران سوخت در آسیا و استرالیا با بحران اروپا و آمریکا متفاوت است؟

الگوی فروش بنزین در نقاط مختلف دنیا متفاوت است و به همین دلیل در هر گوشه دنیا به طرز عجیبی شاهد اثرات افزایش قیمت بنزین در اسفند 1404 هستیم.

مکانیسم قیمت گذاری سنگاپور و بحران ذخیره سازی نفت استرالیا

قیمت بنزین در استرالیا بر اساس میانگین متحرک قیمت سنگاپور است. بنابراین شوک های لحظه ای جنگ با یک تا دو هفته تاخیر به پمپ بنزین های سیدنی و ملبورن رسید و حالا شایعاتی مبنی بر اتمام ذخایر گاز استرالیا تا 30 روز آینده به گوش می رسد.

تاثیر مستقیم نوسانات نفت بر بازار سوخت اروپا

در آمریکا و اروپا، بر خلاف آسیا، قیمت ها در زمان واقعی تعیین می شود. در حالی که خبر اصابت موشک یک نفتکش در دریای عرب در ساعت 2 بامداد پخش می شود، قیمت ها در پمپ بنزین های لندن از ساعت 7 صبح تغییر می کند. به همین دلیل، آتش بس فوری در غرب اعلام می شود.

مقایسه شوک بازار جهانی سوخت بین سال های 2003 و 2026

بیایید به اعداد و ارقام نگاه کنیم تا عمق فاجعه را بهتر درک کنیم. مقایسه تغییرات قیمت بنزین در 10 روز اول دو جنگ بزرگ تاریخ خاورمیانه برای نشان دادن وضعیت کافی است.

شاخص سوخت

10 روز اول جنگ عراق (2003)

10 روز اول جنگ ایران (2026)

نفت خام

(درصد تغییر)

-8٪ (کاهش یافته)

29%+ (افزایشی)

بنزین در آمریکا

(تغییر قیمت)

12 سنت افزایش

85 سنت افزایش یافت

دیزل در اروپا

(تغییر قیمت)

5 درصد نوسان

جهش 37 درصدی

یادداشت ها: جدول به وضوح نشان می دهد که برخلاف سال 2003، در سال 2026 بازار انرژی قادر به تامین خود شیر نبود. محاصره تنگه هرمز و تهدید تاسیسات نفتی آرامکو، بحث جنگ طلبی ترامپ و نتانیاهو را برگردانده است.

سناریوهای پیش رو؛ آیا اقتصاد جنگ را مهار می کند؟

این سوالی است که اتاق های فکر در واشنگتن و تل آویو و همچنین در سراسر جهان را به خود مشغول کرده است. واقع گرایی سیاسی به ما چه می گوید؟

سناریوی اول؛ خروج اجباری برای جلوگیری از فروپاشی اقتصاد اروپا

در این سناریو، طرفداران آتش بس دست بالا را دارند. قیمت بنزین 3 یورو در هر لیتر در آلمان می تواند برای دولت های اروپایی بسیار مضر باشد. تحلیلگران مستقل بر این باورند که اگر ایران تنها دو هفته دیگر جریان صادرات نفت به منطقه را مختل کند، غرب اسرائیل را مجبور به عقب نشینی برای نجات اقتصاد خود خواهد کرد. در این مدل، اقتصاد بر اندیشه های جنگ طلبانه آمریکا و اسرائیل غلبه دارد.

سناریوی دوم؛ کنار آمدن با شرایط جنگ

با این حال، یک دیدگاه واقع بینانه نیز وجود دارد. آمریکا در سال 2003 علیرغم هشدارهای اقتصادی به عراق حمله کرد زیرا هدف آن تغییر نظم منطقه بود. اگر ترامپ و نتانیاهو در مارس 1404 نقاب‌های خود را بردارند و آشکارا بگویند که قیمت بنزین دیگر برایشان مهم نیست، دولت‌های دیگر خواهند فهمید که باید شرایط را بپذیرند و به اقتصاد جنگ، جیره‌بندی سوخت و حتی سرکوب اعتراضات داخلی روی آورند و منتظر بمانند تا سرنوشت جنگ مشخص شود.

بنزین؛ داور نهایی یا تماشاگر جنگ؟

با مقایسه داده های اقتصادی می توان دریافت که پتانسیل مخرب جنگ اصفهان 1404 از نظر اقتصاد جهانی حداقل 5 برابر جنگ عراق در سال 2003 بوده است. آن سال جهان بدون نفت عراق می توانست دوام بیاورد، اما در مارس 2026 جهان بدون امنیت خلیج فارس نمی تواند نفس بکشد.

تاریخ بارها و بارها ثابت کرده است که با فشار دادن ماشه، منطق ریاضی جای خود را به منطق باروتی می دهد. قیمت بنزین در روزهای آینده (تا پایان مارس 1404) تعیین خواهد کرد که آیا آتش بس و متعاقب آن بازگشت به میز مذاکره امکان پذیر خواهد بود یا اینکه ترامپ و نتانیاهو ترجیح خواهند داد شاهد سوختن نظم جهانی قدیمی در خانه های امن خود باشند. در حال حاضر مشخص شده است که سرنوشت جنگ آمریکا و اسرائیل نه در میدان جنگ، بلکه در خیابان های نیویورک و برلین رقم خواهد خورد. روزگاری که شهروندان عادی دیگر توان پرداخت هزینه بنزین را نداشتند.