در این مطلب به سراغ ستارگان زن سینمای ایران می رویم که البته بهترین ها را تیم تحریریه انتخاب کرده اند.
بهترین برای: شاید در میان داستان های سینمای ایران، زن ها همیشه داخل نرده ها بودند که کمی دیده شدن را سخت می کرد. شاید بعد از انقلاب این موضوع رنگ دیگری به خود گرفته باشد اما به هر حال زنان با هر قیافه و گروهی به کار خود ادامه دادند. با وجود اینکه برخی از ستارهها باید تعطیل میشدند، این مسیر در روزهای خوب و بد دنبال میشد. در این مطلب به سراغ ستارگان زن سینمای ایران می رویم که البته بهترین ها را تیم تحریریه انتخاب کرده اند. با ما همراه باشید.
حسن قربانی; برای ویشکا به موقع
او یکی از بهترین شخصیت های زن سینمای ایران یا بهتر است بگوییم یکی از شخصیت هایی است که دلم را می لرزاند. بین چند نام گیر کرده ام، جذابیت بی پایان آفرین اوبیسی در توقی، دستیار بزرگ و مهربان سریال دوران سرکشی با لادن مستوفی، یا سریال نقش های باران کوثری در سینمای ایران، حتی ژاله صامتی همیشه دوست داشتنی، اما در میان همه اینها، با ویشکا آسایش نهنگ انبار رابطه خویشاوندی بیشتری دارم. یاغی صریح و بی وجدانی که در هر قسمت از نقش خود گستاخی نشان می دهد و همیشه دست بالا را در برخورد با رضا عطاران، مرد خوش شانس این سناریو دارد. ویشکا آسایش که بیشتر اغواگر رند در «امام علی» بود، در «نهنگ عنبر» وجوه دیگری از بازی خود را به نمایش گذاشت که باعث می شود تا همیشه قلبم متعلق به او باشد.
هانیه فیض آبادی; خانم تهرانی؟ مافوق بشر؟
اتفاقی که برای هانیه توسلی در فیلم «شام آخر» افتاد برای هیچ زنی عادی نیست، اما این شخصیت ترکیب برنده ای از بازی دقیق و حساسیت حساسی را داشت که معتمدآریا در تمام دوران بازیگری خود داشته و متاسفانه جای او اکنون خالی است. معادله در مورد سحر دولتشاهی بسیار ساده است، او همیشه در دل می نشیند، مثل نمک تگرگ خاموش، حتی اگر کاری نکند، شیرین، طبیعی و غریزی است.

البته ویشکا آسایش یکی از جاهای خالی بی نظیر سینمای ایران است اما در راس اینها خانم هدا تهرانی، ملکه اقتدار و کاریزما قرار دارد. برای همه زنان دهه 70، او نماد تحرک مداوم، تصویر و تخیل زنانه دست نیافتنی او، راه رفتن با دستان کثیف، نگاه های پر از تحقیر غیر ضروری او، سبک ضد سیستم او است. او تعریف جدیدی از این وضعیت می دهد، حتی زمانی که آسیب دیده است، مانند «چرخه سوری»، همسرش خیانت کرده اما کاریزمای او کم نشده است. این یک اقتدار بود، یک اقتدار آمیخته با شعر، این همه زیبایی، این همه قدرت، شما چیستید خانم تهرانی؟ مافوق بشر؟
ایمان عبدلی; او تعریف جدیدی از زیبایی است
بیتا فرهی همه چیزهایی را داشت که یک زن باکلاس باید داشته باشد، از لحن صدایش گرفته تا صورتش، اوه او دقیقاً مثل اسمش است، بیتا، اوه واقعاً! تنها نابینایان می توانند فریفتگی و زیبایی فروزان بی نهایت را انکار کنند، چنان که گویی تنها اندکی وجود دارند. آتن فقیه نصیری، تنها و جذاب، در تمام دهه هفتاد درخشید و حیف که به اندازه کافی دیده نشده است. ماهور الوند در نسل جدید ترکیبی از طبیعی بودن و بکر بودن را دارد که در هم عصرانش کمتر دیده می شود.

مورد خاص این لیست بانو نوری کسرایی است که زیبایی او می تواند حتی یک مسلمان را به کافر تبدیل کند. آب در دست داری، محل را رها کن و برو فیلم «شام آخر» را تماشا کن، بازیگر مقابل پرویز فنی زاده، زن محجبه آنجا هم دوربین را به هم می زند، اگر شام آخر را دوست نداشتی، به پنجره جلال مقدم مقابل بهروز ووشقی نگاه کن. من قول می دهم که همه شما بهتر، مسحورتر و نوری برای فقرا خواهید شد. اگر حوصله ی فیلم ندارید دنبال عکس بگردید جواب می گیرید. او تعریف جدیدی از زیبایی است.
علیرضا باقرپور; شخصی به نام فائقه افیرن

سینمای ایران مملو از بازیگرانی است که به نظر می رسد در محدودیت ها زندگی می کنند. اما با همه این محدودیت ها، کتایون ریاحی در شام آخر، مهناز افشار در دهه 80، هادیه تهرانی و پانته آ پناهی در آن سال های تکرار نشدنی 76 تا 80 جزو انتخاب های من در هر تیمی هستند که جلوی دوربین می روند. اما وقتی به دهه 50 نگاه می کنیم، داستان کمی متفاوت است. یک گوگوش کاملاً شاد، آتشینی که در دایره مینا می درخشد و البته جلوی هر دوربینی مسحورکننده. گوگوش را به خاطر دوستی بی بدیلش با بهروز و جنون پدرش در گلخانه ماه عسل می فهمم.
آیدا فلاحیان; کاغذ بدون خط، باقی مانده از سال گذشته
مفهوم “زن قوی” در سینما و ادبیات همیشه برای من الهام بخش و هیجان انگیز بوده است. زنان قوی در زندگی، جامعه و بازیگری. در سینمای ایران بازیگران زیادی هستند که می توان آنها را شایسته این صلاحیت دانست. هنرمندانی که به نوعی قدرت خود را هم به عنوان بازیگر و هم به عنوان شخصیت های روایی اصلی آثارشان ثبت کرده اند.

اولین نامی که به ذهن می رسد سوزان تسلیمی است. آنقدر افسانه ای و تاثیرگذار است که نمی توان از آن چشم پوشی کرد. پس از آن فرزانه اطیرانی; زنی که سازه را در عصری که سازه حرف اول را می زد، ویران کرد. شاید عجیب باشد، اما گلاب آدینا برای من همیشه تصویر یک مادر قوی را در سرزمین خانه اش تداعی می کند. و هدیه تهران; با تصویر زن مدرنی که در «کاغذ بی خط» با من ماند. زنی که همزمان مادر است و همسری که برای آنچه ارزشمند می داند می نویسد و می جنگد. به نظر می رسد هدیه تهرانی در «کاغذ بی خط» حاصل راهی است که همه شخصیت های قبلی طی کرده اند. زنی با زیبایی و زنانگی چشمگیر که می اندیشد، می نویسد و حضورش معنای قدرت را دوباره تعریف می کند.
لیلا نشی; سوزان تسلیمی، یک مدرسه

لیلا حاتمی از آن دست بازیگرانی است که صدایش را پایین می آورد تا معنا را بالا ببرد. فریاد نمی زند، اما همیشه شنیده می شود. نگار جواهریان بازیگر لحظه ها; بازیگر لرزه ها و تردیدها و بی ثباتی های انسانی. ترانه علیدوستی معادله هوش و شجاعت است. این آهنگ اغلب حاوی سؤالاتی است، در چارچوب خاصی نمی گنجد، و گاهی نگرش سرکشی به خود می گیرد. سوزان تسلیمی خودش یک مکتب است. بدن، صدا، نگاه، همه در خدمت یک کل درونی عظیم هستند. در همین حال مونا فرجاد; در آن روزهای کرونا، آن زنان نشان دادند که بازیگری در مونولوگ هایشان به اوج جدیدی رسیده است. تسلط کامل بر متون با واج های دشوار و قدرت ناشی از صدا و ریتم. عمل کردن به ناب ترین شکل ممکن
به گزارش رسانه انتخابتو






ارسال پاسخ