پنج ایرانی که سرهای کچلشان به بازی سرنوشت شوم افتاد!

shdj]




۱۵۹۶۶۶۲


14 ژوئن 1405 09:18

تجربه زمان نشان داده است که بسیاری از این حرکات به ویژه در موسیقی خیابانی نه تنها حذف نشده است، بلکه بخش مهمی از حافظه جمعی و زیست فرهنگی جامعه را تشکیل می دهد.

بهترین برای: سالهاست که در فضای فرهنگی ایران نگاه دوگانه ای به ذائقه عمومی وجود داشته است، به خصوص وقتی صحبت از موسیقی می شود. نگاهی که برخی از جریان های فکری، محصولات و چهره های «محبوب» را با برچسب هایی چون سطحی و کم ارزش از دایره فرهنگی خارج می کند. اما تجربه آن زمان نشان داد که بسیاری از این حرکات، به ویژه در موسیقی خیابانی، نه تنها قابل حذف نبودند، بلکه بخش قابل توجهی از حافظه جمعی و زیست فرهنگی جامعه را تشکیل می دادند. جایی که مخاطب برخلاف قضاوت نخبگان، مسیر خود را انتخاب می کند و جایگاهی همیشگی به آنها می دهد.

حالا در همین حین خبر می رسد که یکی از آن قطب های موسیقی خیابانی روز خوبی را سپری نمی کند. در این مطلب به سراغ سرنوشت تلخ پنج خواننده ای می رویم که عمر خود را در این راه سپری کردند.

جواد جاشری

جواد یاشاری یکی از نام هایی است که سال ها صدایش در خاطره جمعی کوچه و خیابان این دیار باقی مانده است. صدایی که مستقیماً بدون واسطه با احساسات مخاطب ارتباط برقرار می کند و در زندگی چندین نسل از ایرانیان وجود داشته است. انتشار چند خبر اخیر از وضعیت جسمانی این خواننده واکنش ها و نگرانی هایی را در فضای مجازی به همراه داشته است. با اینکه خودش است جواد یساری با پخش تصویریوی اعلام کرد که حالش خوب است و برخی شایعات را تکذیب کرد.

29

با این حال، احیای نام او بار دیگر بحث قدیمی درباره جایگاه هنرمندان موسیقی محلی در ساختار رسمی فرهنگ را به منصه ظهور رساند. هنرمندانی که با وجود محبوبیت فراوان در بین مردم، در مقاطع مختلف با محدودیت هایی در عرصه فعالیت رسمی مواجه بودند. اما کمترین حق جواد جاشاری این بود که گواهینامه رانندگی بگیرد و در سن و سالش مریض نشود. «محراب» و «صبر ایوب» با صدای شما جان گرفت. سلام آقا جواد.

عباس کادری

عباس قدری یکی از خوانندگانی است که نامش با بخشی از موسیقی محلی ایران مطرح شده است. او هنرمندی است که بیش از چهار دهه در موسیقی ایرانی فعال بوده و دارای حدود 830 آهنگ در سبک ها و آلبوم های مختلف است. قدمت برخی از آثار او به سینمای قبل از انقلاب برمی گردد. جایی که تقریباً 70 آهنگ در به اصطلاح «فیلم فارسی» استفاده شده است. از شناخته شده ترین این آثار می توان آثاری چون «بادنم» و «چه تغییری گله ندارد» را نام برد. آثاری که در خاطره جمعی چندین نسل باقی مانده است.

6005705

عباس کادری; خواننده معروف کوچه بازاری که در دولت پزشکان نتوانست مجوز کنسرت یا آلبوم را بگیرد، هرچند در دولت قبل مجوز خوانندگی در فیلم شهر هرت را دریافت کرد. این خواننده محبوب این روزها به دلیل بیکاری مجبور است در رستوران ها بخواند و از این طریق درآمد کمی کسب کند. معلوم نیست مشکل کسانی مثل عباس کدیری است که هرگز از کشور خارج نشد و مادام العمر ممنوع الکار شد و نمی تواند کنسرت بدهد.

ساوسان

در سال های اخیر نام سوزان با تمهیدات مدرن تری در شبکه های اجتماعی مطرح شده است. قطعاتی چون «شهر دور» و «یادت میعاد» که سال‌ها پیش در حافظه شنوایی نسل‌های مختلف ایرانی ثبت شده‌اند، امروز به‌ویژه اخیراً بار دیگر به شکلی جدید شنیده می‌شوند. ویژگی قابل توجه سوسان تنوع مخاطبان او در دهه های 1930 و 1940 است. صدای او تنها به کلاه های مخملی محدود نمی شد، بلکه بخشی از جامعه روشنفکر و طبقه متوسط ​​شهری نیز با آثار او در ارتباط بودند. این تنوع مخاطب باعث شد نام او از مرزهای معمول موسیقی عامه پسند آن دوره فراتر رود.

31

سوزان در سال های آخر عمرش در لس آنجلس و در شرایط سخت اقتصادی زندگی می کرد. بنا به گفته برخی از نزدیکانش، او یک بار حدود شش ماه در گاراژ خانه یکی از دوستانش اقامت داشته و سپس با کمک اطرافیانش آپارتمان کوچکی برایش تهیه شده است. این روایت ها در کنار بازنشر آثار او تصویری دوگانه از سرنوشت تلخ ستاره رها شده موسیقی ارائه می دهد.

نعمت الله آقاسی

شاید بتوان آغاسی را اولین خواننده-هنرمندی دانست که علاوه بر صدای شفاف و رسا، کارگردان بزرگ صحنه بود. دستمالی که در دستش بود که هنگام آواز خواندن روی سرش می چرخید، علامت تجاری کار او بود. جدای از این، در میان مردم راه می رفت و با میکروفون در دست آواز می خواند. پس از مرگ آغاسی، آهنگ معروف «لب کارون» او با آهنگسازی ابراهیم سلمکی، اساس کار ارکسترال هوشنگ کامکار را تشکیل داد.

نعمت الله آقاسی

او برای آلبوم «خواننده قدیمی» به آهنگسازی یدالله بدر، یکی از آهنگسازان برجسته موسیقی خیابانی درخواست داد، اما مجوز خیلی دیر صادر شد. تا جایی که پسرش در مصاحبه ای با این مجله اعلام کرد که یکی از دلایل سکته مغزی پدرش اجازه ندادن این آلبوم بوده است. به گفته امیرحسین (پسر کوچکتر آقاسی) “در سال های آخر زندگی پدرم بارها برای گرفتن مجوز آلبوم مطرب پیر به ارشاد رفت و به شدت عصبانی شد و هر بار به او پاسخ منفی دادند و این روند پدرم را به شدت تحت فشار قرار داد تا اینکه آن سکته مغزی پیش آمد تا هیچکس نگران فعالیت زیاد آقاسی در ایران نشود.”

طبق اخبار، مجوز این اثر دو سال پس از مرگ آغاسی داده شد تا نمونه واقعی تمثیل نوشداروف پس از مرگ سهراب باشد.

ایرج مهدیان

ایرج مهدیان شاید یکی از کم ارزش ترین خواننده های ایرانی باشد. صدایی مثل رویای شیرین؛ از “آسمان آبی” تا “شور پرواز” با لذت بخش ترین تنظیم ها برای شنیدن در روزهای افول موسیقی. یادداشت های گسترده و مقالات نفرت انگیز. در مرز بین موسیقی خیابانی و پاپ؛ یعنی نه دقیقاً «کاباره» است و نه دقیقاً «پاپ مدرن» و به همین دلیل جایگاه ویژه ای در آرشیو موسیقی ایران دارد.

30

پس الان کجاست؟ به جز مصاحبه هایی که هر از چند گاهی در فضای مجازی پخش می شوند و به سرعت از بین می روند. کاش ایرج مهدیان متوقف نمی شد، اگر سرنوشت به این سمت نمی رفت، اگر این همه حسرت ما را احاطه نکرده بود…

به گزارش رسانه انتخابتو